یا ایها المسلمون

یا ایها المسلمون، اعلموا ان الذین یحکمون الایران، یعلنون الحرب ضد الاسلام وضد امة محمد صلى الله عليه وسلم و اعلموا ان الرئیس الحکومة ایران خامنه ای و احمدی نجاد یرتدا من الاسلام وانهما خرجا من دین الحق و هم کافرون. اعلموا ان الذین یجعلونهما(خامنه ای و احمد نجاد) کالاصدقاء هم الاصدقاءالکافرون و اصدقاء الذین یقاتلون المسلون فی ایران

698033e611ffa613d9e0cac87084af472fb89109

کهنه حیض

گفته بودم آنچه بر دوش خامنه ای است کهنه حیضی بیش نیست.

این هم شاهد کلام بنده،بفرمائید.images[10]کهنه حیض2

آنچه بر نیزه معاویه بود قرآن نبود، واین که بر دوش خامنه ای است کهنه حیضی بیش نیست

آقای قرائتی، گوشت را باز کن. وقتی«خدا» مورد سوء استفاده معاویه قرار گرفت،یاران علی «مردم»را به جای خدا قرار دادند و فریاد کردند:"لا فیء الا لناس"ـ حالا اگر لبنان یا غزه و فلسطین مورد سوء استفاده قرار بگیرند تکلیف معلوم است. شاید مرگ بر فلسطین هم بگوئیم. 
.
بر نیزه معاویه، قرآن کاغذپاره ای بیش نبود و علی دستور شکستش را داد، آیا چفیه فلسطینی بر دوش خامنه ای و احمدی نژاد ارزشی بیش از کهنه حیض دارد؟
پس،لا غزه ،لا لبنان ،استشهد من اجل ایران
قابل توجه تمام روضه خوانهای کثیف، ایضاً قرائتی

تفاوت از زمین تا آسمان است

امروز مأمورین حکومت و بسیج و سپاه پاسداران قبل از آنکه بخواهند از حکومت و دولت دفاع کند از خود و از موجودیت خو دفاع می کنند و این است رمز وحشیگری و بیرحمی بی نظیری که در حق مردم انجام می دهند. آنان قبل از حکومت، خودشان را در خطر نابودی حس می کنند و بیشتر به دفاع از خود می پردازند تا دفاع از حکومت. آنان نگران خود هستند نه حکومت و اسلام. چون عملکرد آنان جای هیچ شبهه ای باقی نمی گذارد که چنین کسانی حتی به خدا و روز حساب نیز اعتقادی ندارند.

آنان بقاء خود و علت وجودی خویش را صرفاً در وجود و حیات این حکومت  می دانند و خوب می دانند که بعد از این حکومت، در آینده این کشور جائی برای ادامه زندگی زالو وار خود نخواهند داشت. این است رمز وحشیگریهائی که حتی در حملات دشمنان خارجی نیز نظیر ندارد. حتی مغولیان و اقوام وحشی و مهاجم نیز در تاخت و تازهایشان، بدین حد از خود درنده خوئی نشان نداده اند. اسکندر مقدونی بعد آنکه همه را به آتش کشید وقتی از برابر قبر کورش می گذشت پیاده شد و ادای احترام کرد و دستور مرمت آنرا داد. اما برای سپاه و بسیج و درنده خویان حکومت غاصب هیچ چیز محترم نیست و آنان حرمت هیچ کس و هیچ چیزی را رعایت نکرده و نمی کنند.

برای قداره بندان خامنه ای و احمدی نژاد پیر و جوان یکی است. زنان و کودکان، سالمند و ناتوان فرقی ندارند وبرهمه به یکسان و با بی رحمی مطلق یورش میبرند. هر عابری را می زنند چون میدانند جز آنان که به تاخت و تاز مشغولند بقیه همه در صف مردم و در مقابل آنان و حکومت غاصبشان قرار دارند. هر کودکی را که در سر راه خود ببینند غیر قابل ترحم می دانند چون یقین دارند که پدرش به حکومت آنان رأی نداده است. هر پیر زنی که بیابند را قابل ضرب و شتم می دانند چون می دانند که او به رقیب رئیس جمهورشان رأی داده است. هر رهگذری را می گیرند و میزنند و میبرند چون  می دانند که یک تظاهر کننده بر ضد حکومت غاصب است. هر دری را می شکنند چون یقین دارند که کسانی در پشت در آماده پیوستن به صفوف مردمند. هر وسیله نقلیه ای را می شکنند چون مطمئن هستند که صاحبش به احمدی نژاد رأی نداده است. از هر کس و هر چیز می ترسند چون آگاه هستند که به جز جیره خواران، دیگران همگی در جبهه مقابل قرار دارند.

مردم به یاد دارند که هیجوقت نسبت به مأمورین حکومت نظامی شاه کینه و تنفری نداشتند. تنها آنان را مأمورانی میدانستند که از ترس و یا از سر ناآگاهی، از شاه در مقابل مردم دفاع می کنند و بعضی از انان خود را مأمور و معذور می داند. اما امروز بسیج و سپاه و مأمورین حکومتی چنان نفرتی در مردم بوجود آورده اند که هر دشمن خارجب را بر آنان ترجیح خواهند داد.

آقای کروبی، ساعت خواب!

گفتگو با یکی از قربانیان تجاوز جنسی در زندان های جمهوری اسلامی، فیلمی از رضا علامه زاده

آقای کروبی،دستتان درد نکند،اما خیلی دیر از خواب بیدار شدید. از این نوع تجاوزات جنسی و گاهی هم بدترو شنیع تر از آن، از زمان مرحوم امامتان باب شده بود. حالا کاری به اظهارات آقای منتظری هم نداریم.شما هم که بگوئید، صدها شاهد و مدرک و بینه هم که داشته باشید، کسی وقعی نخواهد گذاشت زیرا، کسانی وقیح تر از آن متجاوزین در پست ریاست مجلس وجود دارند که آنرا تکذیب کنند. امروز فقط حرف کسی درست است که در مسند قدرت است ،شما هم هر چه می خواهید بگوئید. زمانی هم خود شما تکذیب کننده چنین حقایقی بودید. فقط بدانید که مردم این چیز ها را سالهاست میدانند. تجاوز شده ها نیز که جای خود دارند. تجاوز کنندگان نیز که حود می دانند و در حکومتند. اگر هم شما بتوانید بدون شلاق و شکنجه از اقای لاریجانی اعتراف بگیرید،دردی را دوا نمی کند. چاره ای بیاندیشید که چاره ساز باشد.

آخوند 7(لزوم تجدید نظری کلی در اسلام)

اگر مصدق تز اقتصاد بدون نفت را ارائه داد، من تز اسلام بدون آخوند را ارائه می کنم.(علی شریعتی)

وقتی وقایع امروز ایران را با چند قرن پیش مقایسه می کنیم، ساده اندیشی خواهد بود که اگر به جز قرآن، در تمامی ابعاد اسلام تجدید نظری اساسی نکنیم.

امروز در شرایطی که وقتی نیروهای سرکوبگر کسی را در خیابانهای تهران به قتل می رسانند و چند دقیقه بعد و حتی اگر ممانعت نشود همزمان مردمان آنسوی کره خاک می توانند جان کندن قربانی را مشاهده کنند، باز حکومت و حاکمان به دروغ گوئی و وارونه جلوه دادن حقیقت می پردازند.حاکمان ظالم حتی منکر کلیت واقعه شده و در حالیکه سراسر دنیا با چشم سر می بینند که سگهای هار حکومت به جان مردم افتاده اند، باز حکومت  هرگونه خشونت و کار برد زور و اسلحه منکر می شود و قتل و غارت و کشتاری که زیر چشم میلیونها و میلیارد ها شاهد انجام داده اند را به گردن مردمی می اندازند که خود مورد تهاجم آنان قرار گرفته اند.

در شرایط و جامعه امروز که شناخته شده ترین چهره های مذهبی و مدعیان اسلام در درون و بیرون حکومت، اختلاف نظر های صد و هشتاد درجه ای دارند، و در موارد زیادی با استدلال از یک قرآن واحد و مراجعه به احادیث و سنت پیامبر و ائمه مشترکشان نظریات کاملاً متناقضی را ارائه می کنند و بر اساس آن در حالیکه یک گروه کس و کسانی را مهدورالدم و ملحد و کافر می خواند،گروه دیگر آنانرا مظلوم و شهید و محشور شونده با اولیاء خدا قلمداد می کند، چگونه می شود به اسلام و سنتی که توسط همین قماش افراد روایت و نقل شده و می شود اعتماد کرد؟!

وقتی امروز و در شرایطی که تمامی جهان به دهکده کوچکی تبدیل شده،باز نمی توان به اخبار رادیو و روزنامه های حکومتی اعتماد کرد، چگونه می شود به روایتی و صحت واقعه ای اعتماد کرد که  رساندن خبر آن واقعه از کوفه به مدینه به هفته ها و روزها طول می کشیده و در معرض صدها عامل تغییر و تحریف قرار می گرفته است.

امروز کسی که خود را مرجع مسلمانان می نامد مدعی است که میلیونها نفر به او و حکومتش رأی مثبت داده اند در حالیکه همان میلیون نفرها معترضند که حقشان و رأیشان سرقت شده و آن مرجع را سمبل شرک و فساد می دانند.

از طرف دیگر کسانی چون منتظری و صانعی و دهها فرد دیگر که خود از قطبهای سرشناس و از مراجع و مدعیان شناخته شده همین مذهب هستند نظری کاملاً مغایر مراجع حکومتی دارند.

امروز حوزه به اصطلاع علمیه ای که خود را وارث و ناقل و مفسر مطلق و منحصر به فرد اسلام می داند، در درون خود و در بین بالاترین خواصش و در مورد عینی ترین مسائل و مشکلات روز اسلام و جامعه به اصطلاح اسلامی، به چنان تناقض گوئی ای می پردازند که حتی باید گفت که به جز قرآن هر چه از اسلام نقل شده و می شود را به بوته فراموشی سپرد و در اساس باید به هر چه از طریق این فرقه به جامعه منتقل شده است شک و تجدید نظر کرد.

امروز اجله و اعاظم فرقه روحانیت شیعه را می بینیم که نیمی از آنان حرامترین اعمال را جز واجبات دین معرفی کرده و گروه دیگر در حالیکه همان اعمال  را محاربه با اسلام و اعمال اهل جهنم تلقی می کنند، از ترس حکومتی به گفتن کلامی و به ایما و اشاره ای اکتفا نموده و همه وظایف و واجبات دینی ای را که عمری برای خلق خدا روضه می خواندند را فراموش کرده اند.

امروز حتی روحانیت به اصطلاح مترقی و روشنفکر شیعه، افضل الجهادی که عمری روضه اش را برای خلق خدا خواند و نان مفتش را خورد را تا حد پند و اندرزهای بچگانه تخفیف داده و ثابت کرده که هر چه تا کنون گفته جهت کسب معاش و سر کیسه کردن مردم بوده و در میدان عمل جز برای کسب مال قدرت و محرومیت دیگران از هر خطری در راه اسلام مورد ادعایش حذر می کند وگرنه در شرلایط کنونی آقای منتظری اگر به اسلام و حرفهایش ذره ای ایمان داشت میبایست به خیابان می امد و مردم را به خروج علیه حکومت می خواند و به حرف ها و نصیحتهای مفت اخلاقی بسنده نمی کرد. مگر اینها نبودند که می گفتند «کل بوم عاشورا و کل ارض کربلا»؟ مگر نمی گفتند «با لیتنی کنت معکم» امروز دروغشان آشکار شده و بر ماست که در تمام امور اسلام تجدید نظر کنیم و اولین گام مبارزه آگاهانه و جدی با حوزه و روحانیت است. امروز روحانیت بزرگترین دشمن اسلام است و بر مسلمین است که با آن مبارزه کنند.

شیعه علی و اینهمه چاپلوسی؟!

در فرانسه مدتی با مشکل خاصی در گیر بودم. چند روز متوالی چند پلیس می آمدند و کنار من می ایستادند که دست از پا خطا نکنم. یک روز بعد از ظهر ماه اوت بود که یکی از پلیس ها به من گفت اگر به این کارت ادامه بدهی با مشکل قانونی مواجه خواهی شد و نصیحت می کرد که چگونه به کارم ادامه بدهم که از لحاظ قانونی  مشکلی نداشته باشم. چند پلیس دیگر نیز همین نظر را داشتند. در حقیقت برای من داشتند کار یک وکیل را می کردند.

گذشت و آن مسئله خاتمه یافت و من داشتم نامه ای در آن رابطه به مقامات می نوشتم. در نامه ام اشار داشتم به توصیه های پلیس و از آنجا که پلیس برخورد خیلی دوستانه و نصیحتگری با من داشت ، من هنگام نام بردن از پلیس نوشته بودم «پلیس محترم» و البته این احترام را آنها در من بوجود آورده بودند.

نامه ام را را به دوست فرانسوی ای که همسرش ایرانی است نشان دادم تا اگر نیاز دارد اصلاحش کند. ایشان گفت نامه ات درست و قابل فهمه ، فقط این قسمتش را هذف کن. فقط بنویس پلیس. ایشان ادامه داد: پلیس محترم و رئیس جمهور معظم و این حرفها بدرد چاپلوسی توی ایران می خوره . اینجا دستمال یزدی و این حرفها نداریم………مالیها مال ایرانه.

واقعاً ایرانی ها قصد احترام داریم یا ……..مالی و چاپلوسی؟ یا اینکه می ترسیم؟ مثلاً در وکیل دادگستر ای می گفت : قاضی محترم به ماها فحاشی کرد. خوب ، دیگر محترمش کجاست؟

آقای خامنه ای خواهر مادر مردم را بعله، اینهمه خونخواری و درندگی راه انداخته، باز طرفی که آنجایش هفت لاشده می گوید: مقام معظم رهبری فرمودند مادرت را می گایم. کدام معظم و کدام تعظیم؟ آقا همه میدانیم که احمدی نژاد رئیس جمهور منتخب این مردم نیست و از اول هم نبوده ،منتها اونروز گندش در نیامد چون مردم در صحنه نبودند. حالاهم جنایتی کرده که مشابهش در تاریخ حمله مغول نیز نقل نشده. باز می گویند : رئیس جمهور محترم! اصلاً تو این ریاست را قبول نداری، آن آقا چنین جنایت هولناکی را راه انداخته و چنان سرقتی انجام داده حالا اسمش را با هزار دستمال یزدی بکار بردن چه معنائی دارد؟

آیا این فرانسویان نامسلمان به اسلام و به مرام محمد و علی خیلی نزدیکتر نیستند تا ما؟

محمد و علی ای که از هر نوع تملق و چاپلوسی متنفر بودند!

مؤمن بی شناخت = کافر بی اطلاع

خوشبخت آنکه کره خر آمد الاغ رفت
     مخلص همیشه معتقد بوده ام که برای قبول و رد هر چیز نیاز به شناخت آن داریم. از نظر من اعتقاد بدون شناخت با مخالفت بدون شناخت برابر است. یعنی مسلمان بدون شناخت با آن کسی که بدون شناخت اسلام را رد می کند فرقی ندارند
در این رابطه به کسی توصیه ای کردم که ایشان در جواب بنده گفته شناخت داره و خوبش را هم داره یعنی بهتر از مسلمانها اسلام را می شناسد. حالا شما جواب ایشان را بخوانید و ببینید اطلاعات ایشان از اسلام چقدر جالبه. تا دیروز من فکر می کرد قرآن فقط کلام خدا ست.امروز فهمیدم که حسین نیز در قرآن حرفهائی زده که من نمی دانستم. بخوانید. البته به حروف انگلیسی
.
Baleh man shenakht kafi daram.
Man khondavand ra kheli behtar az on mosalmanani ke esmeh khodeshan ra mosalman megozarand meshenasam.
Albateh man ahle bahse deni nestam faghat yek eshareh mikonam be ketab enjeel shoma an ra bekhanid va agar harfi ya hata eshare be Mohammad ya hata eslam shodeh bood be man etelah bedid. Baraye enke hazrat masih megoyad man tanha rah rasti va hayat hastam.
hata gofteh ke pas az man payambaran doroghian khahan omad va shoma metavnid anha ro az mevehayesahn beshenasid.
hala megam man vared bahs deeni nemisham man aghedeh khodam ro goftam dar zemen shoma chan ta chiz ro bayad bedanid shoma medanid ke dar ghoran Hossien gofteh ke bayad tama Irani haro bokoskid shoma medanid ke Eslam che goneh vared Iran shod.
man baraye shoma meferestam

از این موارد زیاد داریم ولی به ذکراین نمونه پرداختم چون مدرکش حی و حاضر موجود است. ایمیلی که برای بنده فرستاده. 
      ایشان به بنده توصیه کرده اند که انجیل را بخوانم . حالا تصور کنید اطلاعات ایشان از انجیل چقدر طنزآمیز خواهد بود.
یکبار شخصی مانند ایشان چیزی از قرآن نقل کرد. یکی از دوستانم که طرف را بهتر از من می شناخت گفت این آیه در کدام قرآن خواندی؟ طرف گفت توی قرآن دیگه. دوستم گفت توی قرآن مجید یا قرآن کریم؟ آن شخص قرآن شناس جواب داد:  با لله نمیدونم ،فکر کنم توقرآن مجید بود.شاید هم تو قرآن کریم بوده. دوستم گفت برو دقیق ببین بعد بیا باهم حرف بزنیم.
روی جلد بعضی قرآنها می نویسند قرآن کریم و گاهی هم قرآن مجید نوشته می شود. حالادر جامعه ای که افراد مدعی آن نمی داند جند تا قرآن داریم و به خودشان اجازه می دهند در سطح بالائی ادعا کنند ونظر بدهند ، شخصی مانند مصباح یزدی و آخوند یزدی و امثال آخوند های دیگر نیز به خود اجازه میدهند که از قرآن هر طور که دوست دارند برداشت کنند. آخر آخوند ها نیز نظیر جنین اشخاصی هستند با این تفاوت که از بد حادثه پدرشان نذر کرده بوده اگر بچه اش پسرشد او را به طلبگی بفرستد.
این درد را بکجا بریم؟!؟
   گاهی می شود که کسی نداند بندر عباس در جنوب ایران است و یا اصلاً وجود دارد. خوب این می شود صفر. حالا اگر کسی فکر کرد بندر عباس نام قله کوهی است در جنوب فرانسه، آنوقت چنین شخصی چقدر به صفر بدهکار می شود؟
از این قبیل کم نداریم که در همه امور نظر می دهند و حاضر نیستند نه مطالعه کنند و نه حرف کسی گوش کنند.در جامعه ای که سطح مطالعات عمومی تا این حد پائین است فاجعه دور از انتظار نیست که یکی از اینها مصباح یزدی بشود. در جنین جامعه ای حسین در قرآن حرف می زند، خمینی از کره ماه سر در می آورد ، خیلی ها شعبان بی مخ می شوند و شعبان بی مخ ها بسیجی از آب در می آیند. آنوقت است که مصدق خانه نشین می شود
بـــــه کجــــــا بریم این درد را؟!؟

چه تضمنی می دهید که خمینی نجف خامنه ای تهران نشود

1 ـ ما دوست داریم مخالفمان نباشد، یعنی هذفش کنیم، وجود نداشته باشد، نتواند حرف بزند، امکان حرف زدن را از او بگیریم. ابن روحیه اکثر ما ایرانیانی هائی است که فردوسی فکر می کرد هنر فقط نزد ماست.

2ـ مثلاً روی فیس بوک همین چند دقیقه پیش دیدم که کسی توصیه می کرد فلان سایت حامی احمدی نژاد را ترورش کنند. مثلاً هک و مک و از این حرفها. من نظری به آن اضافه کردم که بگذار به کارش ادامه دهد تا بداند که حمایت کننده ای ندارد. تازه اگر هم ده درصد مردم حامی ایشان باشند من هم به جمعشان اضافه می شوم. آره، ده درصد هم قابل قبوله. ابن تا اینجا

3ـ سه سال پیش در پاریس کنفرانس کذائی ای بر گزار شد که در جای دیگری در همین سایت به ان اشاره ای کرده ام. دوستی که از برگزار کنندگان یا از دست اندرکاران اصلی آن بود از من خواست که در روز موعود به آن کنفرانس بروم.ایشان می گفت که آقای رضا پهلوی هم می آید. به ایشان گفتم اگر من آمدم  اجازه دارم که یکی دو سئوال از بعضی از شرکت کنندگان بپرسم. مثلاً از همین آقای پهلوی. ایشان گفت نه، نه نه نه و همین طور نه….

4ـ به ایشان گفتم که پس این هم نمونه همان جلسات جمهوری خامنه ای و از این حرفهاست. این همان دلیلی است که من از قبل گفته بودم که نخواهم آمد. ما از همین جا حاضر نیستیم تحمل یک سئوال را داشته باشیم. از همین جا حاضر نیستیم حتی برای دموکراسی و آزادی ابراز نظر، تمرینی کرده باشیم. خوب، این که شد همان حکومت ایران. با چنین روحیه و ویژه گی معلوم است چه چیزی در پی خواهد آمد. آری، زندانی روزنامه نگار ، تفتیش عقاید، زندان ، برچسب و همین چیزهائی که به وفور می بینیم. به ایشان گفتم من در این جرم با شما همکاری هم کردم ولی در اصل جرم که آن جلسه ، نــــــه. همکاریم در جرم این بود که به ایشان کمک کردم تا بطری های آبی که ایشان برای شرکت کنندگان در آنکنفرانس خریده بود را از ماشین ایشان به داخل آن سالن کنفرانس ببریم. این را هم داشته باشید تا

4ـ چند روز پیش پاراگرافی از سرگذشت و کیفیت زندگییم در دوران کودکی را(تحت عنوان پهن) که مربوط به سالهای 40تا 50می شد را در جائی از صفحه فیس بوک و شاید قسمتی مربوط به سلطنت طلبها نقل کردم. هیچ کس نپرسید که آقا، شاهدت کو؟ چه مدرکی برای صحت گفتارت داری ؟ این وقایع مربوط به کجای ایران و شهر اصفهان می باشد؟ دقیقاً بگو تا ما بدانیم تو چه می گوئی.البته من در آن پاراگراف و در کل آن سرگذشت که در سایت «واصباحا.کام» و تحت عنوان پهن  نقل کرده ام  آخوندها را نیز دست خالی نگذاشته ام ولی، عکس العملها فقط حاکی از این بود که من اشتباهی آمده ام . که من نباید به جمع کسانی که سلطنت طلب یا مشروطه خواه هستند وارد شوم و مطلبی بنویسم. و البته از کامنت یکی از انها اینطور بر می آمد که خیلی منت سر بنده می گذارند که با تیپائی بیرونم نمی کنند.

5ـ یا در جای دیگری جملاتی از خمینی را نقل کردم که خطاب به شاه گفته بود، که در واقع انتقاد شدیدی از آخوند ها و خمینی کرده بودم و به نوعی دفاع از شاه محسوب می شد. گفته بودم که شما هنوز طرح نیرو گاه اتمی شاه را نتوانسته اید به بهره برداری برسانید. اینهمه هم با آن مانور می دهید و تبلیغ می کنید. اما سی و جند سال پیش که شاه گفته بود منابع نفت تمام شدنی است و ما باید به فکر انرژی اتمی باشیم، خمینی از نجف داد و بیداد راه انداخته بودکه: « “ مردک، نفت ما را تو تمام می کنی، ما انرژی اتمی می خواهیم چکار، نزن این حرفها را برایت می خندند.» آری، نوشته بودم که آن حرف شاه ،حرفی کاملاً علمی و منطقی بود و معلوم است حرف خمینی چفنگ و از سر نفهمی بوده. حالا چگونه است که آقایان و بویژه احمدی نژاد چسبیده اید به انرژی اتمی و نفت را هم که دارید غارت می کنید بنده این حرف را زدم، فرد سلطنت با مشروطه خواه یا هوادرا رضا پهلوی خوشش نیامده و چنان برخورد دفعی ای از خود نشان داد، طوری که من فهمیدم اصلاً نوشته مرا نخوانده وگرنه باید آنرا تابلو می کرد. فقط همینکه با یک نگاه سطحی فهمیده بوده من موافق سلطت و مشروطه خواه وو.. نیستم  کیبرد کامپیوترش را داغان کرده که با عجله کامنت «حاکی از مرگ بر مخالف منش»را بفرستد. این یک را هم داشته باشید اخر باهم حساب می کنیم و بعد

6ـ داشتم با مرد خیلی مسن تر از خودم در مورد جنگ حرف می زدم. تازه از جبهه اجباری بر گشته بودم و با آن فرد مسن هم خیلی دوست و شاید همفکر بودیم و البته بنی صدر هنوز رئیس جمهور بود. آری ، به محض اینکه یک جمله کوچک انتقادی نسبت به وقلیع جنگ و کارهای حکومت از دهانم در آمد، ایشان که در حال نجاری و بریدن چیزی بود اره را گذاشت روی میز و خطاب به من گفت : «اجالتاً شما نه سنگ خزینه ببوس، نه تو آب خزینه بگوز.» تازه من خودم هنوز مخالف حکومت نبودم و تنها فکر می کردم کسانی در آن نفوز کزده اند که مانع انجام خوب کارها می شوند. حالا ببینید اگر مخالف بودم چه می گفت .

7ـ ما این روحیه و نگرش و این طرز برخورد و عدم تحمل شنیدن نظر مخالف و انتقاد از خود را در همه جای کشورمان به وفور می بینیم. از افراد عادی و عامی گرفته تا دانشگاهی و بالاتر. از سیاسیون و افراد متعلق به گروههای سیاسی تا هیئتهای سینه زنی. از سیاسیون زندان و شکنجه کشیده تا افراد مرفه و راحت طلب و بی درد. همه جا و به فراوانی.

خوب این هفت پگاراگراف را اگر با دقت خواندید حالا بگوئید بدانیم که آیا ما از آزادی و آزاد اندیشی چه برداشتی داریم؟ اصولا آزادی عقیده و دموکراسی چی است و چگونه باید برقرار شود و به چه طریقی باید پاسداری شود و تداوم پیدا کند؟

امروز به جز خامنه ای و دار ودسته اش، ظاهراً بقیه و همه ماها طرفدار آزادی هستیم، آزادی بیان ،عقیده، روزنامه نگاری ، نوشتن، خواندن، گفتن، و مذهب و بگیر و برو…. خوب این را چه گونه ثابت می کنیم؟ آخرنه اینکه خمینی هم همین ها را می گفت. تا زمانی که قدرت را نگرفته اند همه خود را اینطور نشان می دهند. حالا فرض کنید تا چند روز دیگر حکومت از ان ما می شود. ما اکثریت مطلق امروز. چه تضمینی می دهید که فردا باز نگوئیم خدا پدر خامنه ای را بیامرزد. همینطور که امروز همه می گویند خدا پدر شاه را بیامرزد.

هر حزب گروه و یا سازمانی که خواهان هذف و نابودی گروه رقیب خود باشد یقیناً روزی خودش جای فاشیست ترین حکومتها را خواهد گرفت ولو آن گروه امروز گروهی بسیار مردمی و مترقی باشد و گروه رقیب یا مخالفش گروهی باشد با عقاید فاشیستی.

آزادی هنگامی پاسداری می شود که گروهها و احزاب مختلف و رقیب یا مخالف حضور داشته باشند. یعنی اگر من آزادی خواه و حزبم موفق شدیم حکومت را قبضه کنیم، اگر دیدم که هیچ حزب مخالفی وجود ندارد باید بروم یک حزب مخالف خلق کنم تا ضامن بقای  خودم باشد. خودی که امروز آزادیخواه است و در نبودن رقیب و غیبت مخالف، فردا آزادی را از هر کسی سلب خواهد کرد. این امر مسلمی است و جای بحث ندارد. این ویژگی خلقت و طبیعت انسان است. وقتی من تنها بودم ، بدون رقیب و قدرتمند، یاغی می شوم ولو پیامبر خدا باشم. قرآن نیز این مسئله را دقیقاً همینطور بیان می کند. «ان الانسان لیطغی ان راه استغنی». ما حرف از آزادی می زنیم ولی گویا منظور آزادی خودمان میباشد و نه آزادی انسانها.

من امروز از آزادی انسان حرف می زنم و به آن سخت ایمان دارم اما، باید ترفندی بیندیشم که فردا نیز همینطور باشم و  اگر به قدرت و حکومت هم رسیدم همینطور باقی بمانم. برای اینکار لازم است من مسلمان سعی کنم آن گروه سلطنت طلب یا مشروطه خواه نه اینکه از صحنه خارج نشود، بلکه حفظ شود تا من مسلمان را از خامنه ای شدن باز بدارد.  باید آن گروه اقلیت نژادی مخالف من وجود داشته باشد تا من تبدیل به یک نژاد پرست فاسد نگردم. بایدمبلغین مسیحی در بغل گوش مسجد من با آزادی کامل به تبلیغ بپردازند تا من خود را مانند زمانی حس کنم که در خارج از حکومت بودم. یعنی حس کنم نیاز به جذب مردم دارم و برای این کار باید ثابت کنم که من نیکو کار تر و آزادیخواه تر از رقیبم هستم. باید خودم را زیباتر از رقیب یا دشمنم نمایان کنم. اگر اینکار را نکردم انوقت برای اینکه در حکومت بمانم به جای مردم به سراغ نیروهای مسلح میروم. چون نیروهای نظامی همیشه به اطاعت کور کورانه توصیه می شوند و از آنان اطاعتی سک گونه خواسته شده است. سگ به حکم صاحبش پاچه طرف را می گیرد ، حالا اگر صاحبش دزد باشد پاچه صاحبخانه را می گیرد تا صاحبش بتواند دزدی کند و اگر چوپان باشد به امر صاحبش به نجات گوسفندان می رود و با گرگ در می افتد. تا پای جان. نیروهای نظامی نیز اینچنین تربیت می شوند و معمولاً کسانی جذب این کا می شوند که جنین طبیعتی را نیز داشته باشند، اطاعت محض سگسان. امروز نیروهای درنده خوی خامنه ای کاری ندارد که چوب و قمه اش را بر سر بچه ای خرد سال می زند یا پیر زنی فرتوت. سگ میگیرد و اینکه چه کسی را نگیرد مربوط به صاحبش میشود.

مبارزه منفی 2( نماز جمعه)

1 ــ جمعه ها روزی است که برای تظاهرات، مجوز وزارت احمدی نژاد را لازم ندارد.این فرصت را ازدست ندهید
2 ــ هر چه  زود تر و بیشتر شرکت کنیم با مشکل کمتری روبرو خواهیم شد. چه به لحاظ ممانعت از ورود  به محل و چه از لحاظ مورد حمله قرارگرفتن.
3 ــ هیچگونه علامت سبز رنگی آشکار نشود مگر همزمان با بسم الله خطبه اول
4 ــ دوستان و افراد آشنا سعی کنند تا پایان باهم  بوده و فاصله ای بین آنان نیفتد. این کار موقع شروع  شعارها آنان را مطمئن می کند که همه  یکی هستند و در صورت نیاز به کمک همدیگر شتافته و در صورت بروز مشکل برای یکی دیگران در جریان قرار می گیرند
5 ــ حتماً چند قرار زاپاس متوالی با همراهان خود بگذارید که در صورت جدا شدن ازهمدیگر باز به همدیگر بپیوندید. قرار ها باید نسبت به آخرین محل قبل از گم کردن همدیگر تعیین شود.
6 ــ شرکت گسترده شما آقای موسوی و دیگران را بدنبال خواهد کشید. محذورات آنان را در نظر گرفته و رهبری را خود شما به عهده بگیرید
7 ــ امام جمعه مهم نیست چه کسی باشد.

…………………………………………………..
این گفتار قبل از نمازجمعه 26تیر و به عنوان استدلال صحیح بودن انتخاب این تاکتیک برای تظاهرات و اعتراضات مطرح شد.در حال حاضر با توجه به اولین تجربه این حرکت مواردی به بند های مختلف آن اضافه می شود که باید مد نظر قرار بگیرد.دشمن یکراه خواهد داشت و آن تعطیلی نماز جمعه می باشد.
دشمن، نه میتواندبه تجمعات میلیونی حمله کند و نه میدانی برای مانور و خود نمائی خواهد داشت . ممکن استاین چیزی است که در تظاهرات بزرگ روزهای پس از انتخابات دیدیم و نیازی هم به استدلال ندارد، زیرا ما میدانیم و دشمن بهتر از ما میداند که ما، همة ایران هستیم در برابر اندکی مزدور. لذا آنها سعی کرده اند پیوستن افراد و حرکتشان به سوی کانونهای تظاهرات را از کوچه کوچه شهر کنترل کنند این جیزی است که همه دیدیم. به همین دلیل دیگر تجمعات بزرگی امکان تشکیل نیافته است.

( البته دیدیم که دشمن حمله کرد و احتمالاً دستیگریها و زخمی و کشته ای نیز درپی داشته است. ولی باید دانیم که این پیامد در هر حرکت اعتراضی ای اجتناب نا پذیر خواهد بود،.آنجه مهم است نتیجه ای است که گرفته شد و دیدیم که در این روز بخصوص دشمن نمی توانست از حرکت مردم برای رفتن به یک قرار گاه مشترک حرکت پیشگیرانه ای داشته باشد. همانطور که در بند های بعدی این گفتار گفته بودیم دشمن برای جلو گیری از تکرار چنین جنبشی در جمعه های دیگر راهی جز تعطیلی نماز جمعه ندارد ،زیرا مردم همه یک شکل هستند و دشمن نمی تواند طرفدار داران بسیار اندکش را از بین مردم گزینش کند. جز اینکه آنرا انحصاری کرده و فقط افراد بسیج و پادگانها و بعضی نهاد ها را با وسیله نقلیه خودش به نماز جمعه انتقال دهد که این کار احتمالی دشمن را فعلاً مورد بحث قرار نمی دهیم. راه دیگر انست که به طرفدارانش توصیه کند در اول وقت  در محل نماز حاضر شوند و بعد از تجمع تعداد مورد نیاز معمول هفته های گذشته ، دیگران را از حرکت به سوی محل نماز جمعه  باز بدارد. اگر جنین کاری بکند شرایط برای همه یکسان خواهد بود و مردم می توانند در این کار از مزدوران حکومت پیشی گرفته و زود تر حرکت کنند که در آن صورت نمازگزاران سنتی و وابسته حکومت ذلیل و ذله خواهند شد و مجبور خواهند بود هر جمعه در یک ماراتون سرعت شرکت کنند و این کاری است که برای همه مقدور میباشد. لذا مردم می توانند در هر جمعه آزادانه بهمدیگر بپیوندند. چیزی که قبلاً هم تذکر داده شد این بود که مردم نماد های سبز را تا زمان رسیدن به قرار گاه نماز جمعه و تظاهرات آشکار نسازند تا مورد شناسائی و ممانعت قرارنگیرند. البته گفته بودیم که نماد های سبز را با شروع و گفتن بسم الله خطبه اول نماز آشکار سازند و این توصیه را باید همیشه و بطور هماهنگ رعایت کنند

نماز جمعه می تواند وعده گاهی برای تجمع بی درد و سر مردم باشد ومهم نیست که چه کسی امام جمعه باشد. زیرا در آن روز کسی را از خارج شدن از منزل و رفتن به سوی محل مشخصی مانع نخواهند شد.باید سعی شود که جزو اولین حرکت کنندگان به سوی نماز جمعه باشیم زیرا ممکن است پس از مشاهده ازدیاد جمعیت مانع از پیوستن دیگران شوند، همانطور که در وقت پایانی روز انتخابات مانع از رأی دادن مردم شدند چون می دانستند ادامه کار به نفع آنان نیست و گرنه از آن برای تبلیغاتشان بهره برداری نیز می کردند. اینبار و برای دفعات بعد، ما باید جزو اولین شرکت کنندگان باشیم. در انتخابات دشمن به افراد اندک خود توصیه کرده بود در ساعات اولیه رأی بدهند تا بتواند مانع رأی دادن مخالفین خود بشود. ما می توانیم تمام صفوف نماز جمعه را در اختیار مطلق خود داشته باشیم. یادمان باشد که دشمن از این تاکتیک مطلع خواهد شد و چه بسا خود از این نقطه ضعف بالقوه از قبل نیز با خبر بوده است(دیدیم که درست بود و از روز چهار شنبه شروع کرد به تبلیغات مسموم) و ما امروز آنرا کشف کرده ایم.پس صبح های جمعه طوری حرکت کنید که جزو اولین صفوف نماز گزاران بااشد)

با یک نگاه سطحی به مطالب این سایت خواهید فهمید که بنده مسلمان و خیلی هم معتقد هستم. روی سخنم با کسانی است که مذهبی نیستند و یا اینکه اصولاً مخالف مذهب و بخصوص اسلام می باشند. اگر فرض کنیم که مذهب یا مذاهب و از آن میان اسلام حقیقت داشته باشد، بدانید که هر حرکت آزادی بخش و عدالت خواهانه ای که از شما سر بزند در پیشگاه خداوند یک حرکت مقدس می باشد . من مسلمان، شمای آزادیخواه و عدالت طلب را هم کیش خود می پندارم ولو به هنگام نماز خواندن مرا تخطئه بکنید. خداوند در هیچ جای قرآن به شعار ها و حرف های ما بهائی نداده و تنها اعمال مارا ارزشگذاری کرده است. به همین دلیل می بینیم که در سوره «ماعون» می گوید وای بر نماز گذاران و هیچکجا چنین تعبیری را برای نماز نخوانها بکار نبرده. در جای دیگری می گوید روز قیامت زبان و دهان شما را می بندیم و از دست پایتان سئوال می کنیم. یعنی حرفهای شما و شعارهای شما را گوش نمیکنم و تنها اعمال و کار های شما مورد ارزشیابی قرار می گیرد.

بنابراین شمای لامذهب یا مخالف اسلام اگر فرض ما بر وجود خداوند  رابپذیرید، خواهید پذیرفت که آنخدا خدای شما نیز هست و  به حرکتهای عدالتخواهانه مردم توجه دارد و نه وردهای فریبنده و شیطانی نمازگزاران ریاکار. این استدلال را حتی در جائی از سخنان مطهری نیز خوانده ام که می گوید چه بسا کسی در پیشگاه خداوند یک  به عنوان یک مسلمان حقیقی پذیرفته شود، در حالیکه اصولاً عقیده ای به مذهب و وجود خداوند نداشته باشند و چه بسا با آن مخالفت نیز بکند.

دوستان، شاید به عنوان فراخوانی جهت یکی شدن و مبارزه بر ضد دشمن نیاز به شعار و متنی کوتاه باشد اما ضرورت دارد نسبت به کاری در پیش است آگاهی و توافق کامل داشتع باشیم و بدانیم که  آیا این روش کارساز هست یانه تاچنانچه شروع کردیم دچار دودلی نباشیم و با اطمینان گام برداریم. من شخصاً پیشنهاد رفتن به نماز جمعه را یک ترفند دشمن تلقی میکردم. گاهی هم فکر میکردم  که این پیشنهاد آقای موسوی و دیگران نوعی بازی دادن و آمادگی برای انفعال و یا حرکتی کور باشد. واقعاً از پس از دعوت به نماز جمعه دجار سر درگمی عجیبی بودم. هدف آقای موسوی هر چه باشد، ما باید چنین استدلالی را بپذیریم و چنین هدفی را دنبال کنیم که " هر جمعه، روزی برای تجمع میلیونی و تظاهرات گسترده در سراسر کشورباشد. قرار، محل برگزاری نماز جمعه در تمام شهرستانها. ساعت حرکت اولین ساعات روز. هیچکس در خانه نماند. ولو دشمن و طرفداران حکومت به خانه های شما دستبرد بزنند. ممکن است بعد ها از این تاکتیک برای عدم شرکت شما در نماز جمعه استفاده کنند.

به عنوان یک مسلمان معتقد از سال 58 به بعد شرکت در نماز جمعه و حتی خواندن نماز به جماعت و رفتن در مساجد را حرام دانسته ام و حتی توصییه می کرده ام برای مراسم هفت و یاد بود در گذشتگان نیز از منازل و اماکن دیگری غیر از مساجد استفاده شود. شما حتی در صفحاتی از همین سایت می توانید مشاهده کنید که بنده تمام مساجد امروز ایران را مسجد «ضرار» نامیده ام. مسجد ضرار مسجدی بود که توسط پیامبر خراب شد. امروز همه مساجد ایران مسجد ضرار میباشند جون بر خلاف و در جهت عکس منافع و مصالح مردم بکار گرفته شده و هر تجمعی در مساجد مورد بهره برداری حکومت غاصب قرار میگیرد و پایگاهی برای شیاطین میباشد.اما شرکت در نماز جمعه می تواند یک قرارگاه تجمع میلیونی مردم برای تظاهرات عدالت خواهانه و آزادیبخش باشد. تجمعی که برای تشکیلش مانعی وجود ندارد.

در نماز جمعه همه قرار می گذاریم که با شنیدن «بسم الله» اولین خطبه، نمادهای سبز را آشکار کنند. بدون توجه به اطرافیان. یقین داریم که تعدا قلیلی که با مانیستند در لابلای رنگهای سبز محو خواهند شد.برای ممانعت از این تشکل فراگیر، دشمن تنها یک راه خواهد داشت و آن تعطیلی نماز جمعه خواهد بود

علامت های سبز را صرفاً پس از پیوست کامل به هم دیگر در نماز جمعه و پس از «بسم الله» اولین خطبه آشکار کنید آشکار کنید.

از این فرصت طلائی و خدادادی باید حد اکثر بهره را برد و در روز جمعه هیچ کس در خانه نماند. مهم نیست که چه کسی امام جمعه باشد. اتفاقاً اگر امام جمعه افراد جناح حکومت باشند حرکت ما کارسازتر خواهدبود. این مسئله نه در تهران که در تمام شهرها و هر جمعه و باشرکت تمامی مردم باید اجرا شود باید بدانیم که مردم ما هستیم و تعدا اندک مزدوران حکومت در لابلی ما چنان گم می شوند که مجبور خواهند شد شعار های ما راتکرار کنند حتی اگر تعداد کمشان در بین ما شعار دیگری بدهند شنیده نمی شود و تنها نیروی صدای انفجار شعار های ماراتقویت می کند.(البته در این هفته شاید پنج در صد مردم شرکت کرده بودند و الا می بایست تا شعاع هزار متری دانشگاه کاملاً پر شده باشد طوری که جائی برای تکان خوردن مأمورین وجود نداشته باشد. مردم خود می دانند که این حرف شعار و حرفی برای تشویق و روحیه دادن نیست. امروزحتی درصد قابل توجهی از رأی دهندگان  به احمدی نژاد به صفوف مردم پیوسته اند. منظور رأی دهندگان معمولی می باشد ونه مزدوران).

ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا بانفسهم

خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمی دهد مگرآنکه آنقوم در خود تغییری بوجود آورند