Posted on آوریل 25, 2008 by درویش
۰۱ ارديبهشت ۱۳۸۷
دختر 7 شوهره و اداره ی دنیا()
داشتم سایت گردی می کردم. سر و کارم افتاد به خواندن دستنوشته های یک کارمند سازمان ملل در سایت انتخاب که نوشته بود، بعضی از افغان ها برای اینکه بتوانند در ایران زندگی کنند و اقامت بگیرند باید زن شرعی و عقدی ایرانی داشته باشند. آدم های [...]
مربوط به موضوع های: از هر دری | بر چسب ها: ملک المتملقین, ابطحی | بیان دیدگاه »
Posted on آوریل 25, 2008 by درویش
عثمان کشته شده است.و اینبار دزدان غیر حکومتى هستند که بیت المال را غارت مى کنند. تسویه حسابها و عقده گشائى ها ، حمله وتهاجم به غیر عرب ها و هرج و مرج، چنان مدینه را فرا گرفته که هیچ کس خود را در امان نمى بیند. حتـّى دزدان و فرصت طلبان و منافقین به [...]
مربوط به موضوع های: از هر دری | بر چسب ها: اقتصاد, امام, خمینی, خر, علی | بیان دیدگاه »
Posted on آوریل 25, 2008 by درویش
عثمان کشته شده است.و اینبار دزدان غیر حکومتى هستند که بیت المال را غارت مى کنند. تسویه حسابها و عقده گشائى ها ، حمله وتهاجم به غیر عرب ها و هرج و مرج، چنان مدینه را فرا گرفته که هیچ کس خود را در امان نمى بیند. حتـّى دزدان و فرصت طلبان و منافقین به [...]
مربوط به موضوع های: از هر دری | بر چسب ها: اقتصاد, امام, خمینی, علی | بیان دیدگاه »
Posted on آوریل 13, 2008 by درویش
صبح زود مش رمضون سوار بر قاطرش داشت ميرفت شهر . راضى و خوشنود از قاطر قبراقش كه تازگى خريده بود آخرين پرچين هاى آبادى را پشت سر مى گذاشت كه به كاممد رسيد . با غرور وتبختُر از كاممّد پرسيد: كجا ؟
كاممّد گفت : شهر.
مش رمضون : سوار شو . منم مى رم شهر [...]
مربوط به موضوع های: شاید طنز | بر چسب ها: احمدی نژاد, خاتمی, طنز | بیان دیدگاه »
Posted on آوریل 6, 2008 by درویش
روزگاری به فرنگمیگذشتم ز رهی، رهگذریروسـتا ، دهکده ایکوچه باغیشهریمن در آن شهر غریبراه گم کرده بُـدمواله و سرگردانمانده بودم در راهو نبود هم سخنیهمزبان ، همدل و یا همراهیکه زبانش فهممیا زبانم فهمدتا که راهم پرسمبنماید راهمناگهان از پس یک کوچه باغغار غار دو کلاغبشـنیدم که یکی می پرسـیدحال و احوال از آن دیگر [...]
مربوط به موضوع های: شعر | بر چسب ها: فرنگ, انسان, زاغ | بیان دیدگاه »
Posted on آوریل 6, 2008 by درویش
خـدایا
من اگر جای تو بـودم
توبه می کردم
بدرگاه ملائک
زین نصیحت نا شنیدن
زین لجاجت
زین غرور و کِـبر
اندر خلقت شوم بشر
وزان بد تر
دمیدی روح خود در این لجن
انسانش نامیدی
امانت را بدستان خیانتبار او دادی
چه می گویم
خلیفه خواندیش
او را نیابت در زمین دادی
خداوندا تو علام الغیوبی
از چه این مغضوب را اشرف به مخلوقات نامیدی
تو گل را آفریدی
باغ و بلبل
نسترن
طوطی
کبوتر [...]
مربوط به موضوع های: شعر | بر چسب ها: شعر | بیان دیدگاه »
Posted on آوریل 6, 2008 by درویش
ای خــــــــــــدامن به رصد بنشستمتا ببینم که تو چون خواهی کردحکم ، در کارکسانی که بنام تو و پیغمبر و دین و ره توبند بردست خلایق زدهبرپا زنجیربسته و یوغ اسارت به همه گردنهالب هر اهل سخن دوخته با حکم رسولو شکستند قلم تا به کلامی نکند یاد از حقکه پیامی نرسد منتظران را ز [...]
مربوط به موضوع های: شعر | بر چسب ها: مزدک, بابک خرمدین, رصد, شعر | بیان دیدگاه »
Posted on آوریل 5, 2008 by درویش
من و حافظ
الا یا ایّها السّــاقی دگر بس کن مــده جامـــــــیکه دردم را نه درمان است از این خمر شیطانی
،زآه ســــوختــه دل کــــودک محـــزون بی بابانه نافه بوی خوش دارد نه دیگر می به مینائی،
مرآن حافظ که یکسرازمی و معشوق وساغرگفتکجـــــا دانـســت حــال ما بدین ایـام ظلـمــــــانی،
شب تاریک و بیــم موج و گردابی [...]
مربوط به موضوع های: شعر | بر چسب ها: شعر | بیان دیدگاه »
Posted on آوریل 2, 2008 by درویش
در شهر دیژون«Dijon» فرانسه،در یک شرکت ساختمانی کار می کنم.چند وقت پیش منشی شرکت آدرس محل کار جدید را برایم توضیح می داد. گفت می خواهی برایت یک کپی از نقشه آن قسمت بگیرم. گفتم نه فقط آدرس را بنویس.
«دامرون» یاDameron نام خیابانی بود که بایست می رفتم.با جستجوی مختصری از روی اینترنت نزدیکترین ایستگاه [...]
مربوط به موضوع های: امروز | بر چسب ها: GPS, فرانسه, کربکند | بیان دیدگاه »