Posted on می 14, 2008 by درویش
وقتی شرح حال و زندگی و روزگار ما در بغل گوش شهری چون اصفهان آنطور بود، می توان حدث زد که در سیستان و بلوچستان و کردستان و روستاها و شهر های دیگر مردم چه وضعی داشتند.
وقتی ما، بچه هائی که قرار بود نسل آینده کشور و عبور کنندگان از دروازه های تمدن بزرگ باشیم، [...]
مربوط به موضوع های: شاید طنز | بر چسب ها: مرجع تقلید, بروجردی, شاه | 1 نظر »
Posted on می 12, 2008 by درویش
در حالیکه شاهنشاه آریامهر از رسیدن به در های تمدن بزرگ حرف می زد و در سخنرانیهایش از وضعیت مالی بسیار خوب کشورش داد سخن می داد، بچه های خرد سال زیادی بدنبال کشف و جمع آوری سرگین خر بودند تا شبهای سرد زمستان را بتوانند گرم و راحت بخوابند. اینکه بعضی از آن کودکان [...]
مربوط به موضوع های: شاید طنز | بر چسب ها: کرم, آمریکا, اصفهان, شیر | 1 نظر »
Posted on می 11, 2008 by درویش
تقدیم به شاهزاده رضا پهلوی، به شهبانو فرح، به سلطنت طلبان و همه آخوندها و صد البته به تمام مصرف کنندگان نفت در اروپا و امریکا
در سنین شش تا پانزده سالگی هر وقت الاغی را می دیدم که دارد پهن می کند، احساس می کردم در های تمدن بزرگ برویم گشوده شده است واز [...]
مربوط به موضوع های: شاید طنز | بر چسب ها: ولیعهد, انرژی اتمی, شاه, طنز | بیان دیدگاه »
Posted on می 9, 2008 by درویش
محمدکاظم کاظمی
غروب در نفس گرم جاده خواهمرفت پیاده آمدهبودم، پیاده خواهمرفت
طلسم غربتم امشب شکسته خواهدشد و سفرهای که تهی بود، بسته خواهدشد
و در حوالی شبهای عید، همسایه! صدای گریه نخواهی شنید، همسایه!
همان غریبه که قلک نداشت، خواهدرفت و کودکی که عروسک نداشت، خواهدرفت ** منم تمام افق را به رنج گردیده منم [...]
مربوط به موضوع های: از هر دری | بر چسب ها: هادی خرسندی | بیان دیدگاه »
Posted on می 7, 2008 by درویش
از دیر باز فلاسفه و متفکران علوم انسانی و جامعه، در این فکر بودن که انسان چیست و وجه تمایز او با دیگر حیوانات کدام است.در این راستا کوشیدند تا معنی یا تعریف جامعی از انسان ارائه کنند که بتواند شاخص تفاوت او با دیگر حیوانات باشد.
گفتند انسان حیوانی «ابزار ساز» است. بعد ها معلوم [...]
مربوط به موضوع های: از هر دری | بر چسب ها: انسان, حیوان, سیاسی | 1 نظر »