نوشته شده در دسامبر 24, 2009 به وسیلهٔ درویش
نامه آقای پسنديده برادر بزرگ خمينی به وی ۱۵ مرداد ۱۳۶۲ ناله ها از هر سو به گوش می رسد و نفرينش به ارباب عمايم عالمی را گرفته است. براساس آنچه هر روز مشاهده می کنيم و آن چيزهايی که به گوش ما ميرسد و خودمان احيانا در جريان آن قرار می گیریم، مردم هر [...]
دستهبندیشده در: آخوند، امروز، از هر دری | برچسبها: قفس، منتظری، آخوند، خمینی | بیان دیدگاه »
نوشته شده در نوامبر 26, 2009 به وسیلهٔ درویش
گفته بودم آنچه بر دوش خامنه ای است کهنه حیضی بیش نیست. این هم شاهد کلام بنده،بفرمائید.
دستهبندیشده در: از هر دری | بیان دیدگاه »
نوشته شده در ژوئیه 20, 2009 به وسیلهٔ درویش
در فرانسه مدتی با مشکل خاصی در گیر بودم. چند روز متوالی چند پلیس می آمدند و کنار من می ایستادند که دست از پا خطا نکنم. یک روز بعد از ظهر ماه اوت بود که یکی از پلیس ها به من گفت اگر به این کارت ادامه بدهی با مشکل قانونی مواجه خواهی شد [...]
دستهبندیشده در: از هر دری | بیان دیدگاه »
نوشته شده در ژوئیه 20, 2009 به وسیلهٔ درویش
خوشبخت آنکه کره خر آمد الاغ رفت مخلص همیشه معتقد بوده ام که برای قبول و رد هر چیز نیاز به شناخت آن داریم. از نظر من اعتقاد بدون شناخت با مخالفت بدون شناخت برابر است. یعنی مسلمان بدون شناخت با آن کسی که بدون شناخت اسلام را رد می کند فرقی ندارند در [...]
دستهبندیشده در: از هر دری | بیان دیدگاه »
نوشته شده در ژوئن 25, 2009 به وسیلهٔ درویش
من به اتهام عضویت در گروه موحدین انقلابی در سال 64 دستگیر، زندانی، و پس از طی یکسال از محکومیتم با عفو مشروط آزاد و از شغل معلمی ام نیز اخراج شدم. البته عضویتم در این گروه مخرب و تروریست صرفاً محدود می شد به آشنائی با شخصی بنام محمد که بعد ها و در [...]
دستهبندیشده در: آخوند، از هر دری، حکایت، شاید طنز | بیان دیدگاه »
نوشته شده در ژوئن 21, 2009 به وسیلهٔ درویش
تنها اگر چشمی داشته باشید،خواهبد دید که خامنه ای آشکار تر از یزید بر ضد اسلام و حریت انسان خروج کرده.تنها چشمی می خواهد که ببیند،که پیروان حسین مظلومتر از او وبه دست سفاکتر از یزیدبه خاک و خون در می غلتند.آری، حسین در اقلیت بود، اما در جنگی برابر کشته شد. حسین نیز شمشیر داشت و [...]
دستهبندیشده در: امروز، از هر دری، اسلام به زبان ساده، حکایت | بیان دیدگاه »
نوشته شده در اوت 30, 2008 به وسیلهٔ درویش
ایران : ما به دوستان فرانسوی گفته بودیم که نیازی به نشست مجدد نیست زیرا مشکلات و موانع قبلی همچنان وجود دارند. انگلیس : حتماً توجه دارید که ما برای مهمانی و تفریح دور هم جمع نشده ایم. برای میمانی و رفت و آمد دوستانه ، باید اول مشکلات و اختلافات حل شده و گنار [...]
دستهبندیشده در: از هر دری، حکایت، شاید طنز | برچسبها: میکروفن، نطنز، ام پی تی، انرژی هسته ای، اتمی، استراق سمع، خاتمی | بیان دیدگاه »
نوشته شده در اوت 1, 2008 به وسیلهٔ درویش
موتوا قبل ان تموتوا سال پنجاه و هشت بود. رادیو و تلویزیون مرتباً اخبار ویرایش شده منطقه نا آرام کردستان را به خورد خلق غیر کُرد می رساند. من و ما اصفهانیها بیشتر از همه خود را شریک انغلاب(ق) میدانیم. قرارمان هم این است که همه چیز خوب و سر جای خودش باشد. دیگر شاه [...]
دستهبندیشده در: از هر دری | برچسبها: کتاب، کتاب سوزان، کتابفروشی، آنروز، اصفهان، اعتراف | بیان دیدگاه »
نوشته شده در ژوئیه 25, 2008 به وسیلهٔ درویش
در پاریس سالنامه ای منتشر می شود که بنیانگذار آن مصداق آشکار این ضرب المثل اصفهانی ها است که می گویند : نه سنگ خزینه را ببوس، نه تو آب خزینه بگوز البته بنیانگذار محترم وانمود می کند که می خواهد سنگ خزینه را ببوسد، اما آنچه از ایشان سر می زند تنهامشمول بخش دوم [...]
دستهبندیشده در: از هر دری | برچسبها: میترائی، آریائی، تقویم، سالنامه | بیان دیدگاه »
نوشته شده در مه 9, 2008 به وسیلهٔ درویش
محمدکاظم کاظمی غروب در نفس گرم جاده خواهمرفت پیاده آمدهبودم، پیاده خواهمرفت طلسم غربتم امشب شکسته خواهدشد و سفرهای که تهی بود، بسته خواهدشد و در حوالی شبهای عید، همسایه! صدای گریه نخواهی شنید، همسایه! همان غریبه که قلک نداشت، خواهدرفت و کودکی که عروسک نداشت، خواهدرفت ** منم تمام افق را به رنج گردیده [...]
دستهبندیشده در: از هر دری | برچسبها: هادی خرسندی | بیان دیدگاه »