Posted on جولای 20, 2009 by درویش
در فرانسه مدتی با مشکل خاصی در گیر بودم. چند روز متوالی چند پلیس می آمدند و کنار من می ایستادند که دست از پا خطا نکنم. یک روز بعد از ظهر ماه اوت بود که یکی از پلیس ها به من گفت اگر به این کارت ادامه بدهی با مشکل قانونی مواجه خواهی شد [...]
مربوط به موضوع های: از هر دری | بیان دیدگاه »
Posted on جولای 20, 2009 by درویش
خوشبخت آنکه کره خر آمد الاغ رفت مخلص همیشه معتقد بوده ام که برای قبول و رد هر چیز نیاز به شناخت آن داریم. از نظر من اعتقاد بدون شناخت با مخالفت بدون شناخت برابر است. یعنی مسلمان بدون شناخت با آن کسی که بدون شناخت اسلام را رد می کند [...]
مربوط به موضوع های: از هر دری | بیان دیدگاه »
Posted on ژوئن 25, 2009 by درویش
من به اتهام عضویت در گروه موحدین انقلابی در سال 64 دستگیر، زندانی، و پس از طی یکسال از محکومیتم با عفو مشروط آزاد و از شغل معلمی ام نیز اخراج شدم.
البته عضویتم در این گروه مخرب و تروریست صرفاً محدود می شد به آشنائی با شخصی بنام محمد که بعد ها و در زندان [...]
مربوط به موضوع های: آخوند, از هر دری, حکایت, شاید طنز | بیان دیدگاه »
Posted on ژوئن 21, 2009 by درویش
تنها اگر چشمی داشته باشید،خواهبد دید که خامنه ای آشکار تر از یزید بر ضد اسلام و حریت انسان خروج کرده.تنها چشمی می خواهد که ببیند،که پیروان حسین مظلومتر از او وبه دست سفاکتر از یزیدبه خاک و خون در می غلتند.آری، حسین در اقلیت بود، اما در جنگی برابر کشته شد. حسین نیز شمشیر داشت و [...]
مربوط به موضوع های: از هر دری, اسلام به زبان ساده, امروز, حکایت | بیان دیدگاه »
Posted on آگوست 30, 2008 by درویش
ایران : ما به دوستان فرانسوی گفته بودیم که نیازی به نشست مجدد نیست زیرا مشکلات و موانع قبلی همچنان وجود دارند.
انگلیس : حتماً توجه دارید که ما برای مهمانی و تفریح دور هم جمع نشده ایم. برای میمانی و رفت و آمد دوستانه ، باید اول مشکلات و اختلافات حل شده و گنار گذاشته [...]
مربوط به موضوع های: از هر دری, حکایت, شاید طنز | بر چسب ها: میکروفن, نطنز, ام پی تی, انرژی هسته ای, اتمی, استراق سمع, خاتمی | بیان دیدگاه »
Posted on آگوست 1, 2008 by درویش
موتوا قبل ان تموتوا
سال پنجاه و هشت بود. رادیو و تلویزیون مرتباً اخبار ویرایش شده منطقه نا آرام کردستان را به خورد خلق غیر کُرد می رساند. من و ما اصفهانیها بیشتر از همه خود را شریک انغلاب(ق) میدانیم. قرارمان هم این است که همه چیز خوب و سر جای خودش باشد. دیگر شاه و [...]
مربوط به موضوع های: از هر دری | بر چسب ها: کتاب, کتاب سوزان, کتابفروشی, آنروز, اصفهان, اعتراف | بیان دیدگاه »
Posted on جولای 25, 2008 by درویش
در پاریس سالنامه ای منتشر می شود که بنیانگذار آن مصداق آشکار این ضرب المثل اصفهانی ها است که می گویند : نه سنگ خزینه را ببوس، نه تو آب خزینه بگوز
البته بنیانگذار محترم وانمود می کند که می خواهد سنگ خزینه را ببوسد، اما آنچه از ایشان سر می زند تنهامشمول بخش دوم این [...]
مربوط به موضوع های: از هر دری | بر چسب ها: میترائی, آریائی, تقویم, سالنامه | بیان دیدگاه »
Posted on می 9, 2008 by درویش
محمدکاظم کاظمی
غروب در نفس گرم جاده خواهمرفت پیاده آمدهبودم، پیاده خواهمرفت
طلسم غربتم امشب شکسته خواهدشد و سفرهای که تهی بود، بسته خواهدشد
و در حوالی شبهای عید، همسایه! صدای گریه نخواهی شنید، همسایه!
همان غریبه که قلک نداشت، خواهدرفت و کودکی که عروسک نداشت، خواهدرفت ** منم تمام افق را به رنج گردیده منم [...]
مربوط به موضوع های: از هر دری | بر چسب ها: هادی خرسندی | بیان دیدگاه »
Posted on می 7, 2008 by درویش
از دیر باز فلاسفه و متفکران علوم انسانی و جامعه، در این فکر بودن که انسان چیست و وجه تمایز او با دیگر حیوانات کدام است.در این راستا کوشیدند تا معنی یا تعریف جامعی از انسان ارائه کنند که بتواند شاخص تفاوت او با دیگر حیوانات باشد.
گفتند انسان حیوانی «ابزار ساز» است. بعد ها معلوم [...]
مربوط به موضوع های: از هر دری | بر چسب ها: انسان, حیوان, سیاسی | 1 نظر »
Posted on آوریل 25, 2008 by درویش
۰۱ ارديبهشت ۱۳۸۷
دختر 7 شوهره و اداره ی دنیا()
داشتم سایت گردی می کردم. سر و کارم افتاد به خواندن دستنوشته های یک کارمند سازمان ملل در سایت انتخاب که نوشته بود، بعضی از افغان ها برای اینکه بتوانند در ایران زندگی کنند و اقامت بگیرند باید زن شرعی و عقدی ایرانی داشته باشند. آدم های [...]
مربوط به موضوع های: از هر دری | بر چسب ها: ملک المتملقین, ابطحی | بیان دیدگاه »