Posted on جولای 10, 2009 by درویش
تو به پشت میز سیما ،به سخن چو بر نشستی
مگسک خیال می کرد، تو بر خلا نشستی
تو نماد بهر تغییر، زنور سوی ظلمت
تو نماد بهر تغییر، ز اوج سوی پستی
مگسی به خشم اندر، ز تعفن کلامت
تو حیا نکردی آخر ، درآن خلا نبستی
بول عجب نمایشی بود و عجب حکایتی دوش
مگست [...]
مربوط به موضوع های: امروز, شاید طنز, شعر | بیان دیدگاه »
Posted on ژوئن 21, 2009 by درویش
به کاهدان گر زدی،
به سال هشتادو چار،
خلق کنار ایستاد،
تو ماندی آن َببــُو
فقط فلان دیدی و، هیچ ندیدی کدو؟
هیچ ندزدیده کس،
چنانکه تو برده ای ،
رهبر شیطان صفت ،
ای تو بدتر از عدو
تو آن یکی دیده ای، لیک ندیدی کدو
هیچ ندیده کسی،
دزد به این خیره گی،
خیره سری را حدی است،
سارق بی آبرو
تو آن یکی دیده ای، لیک [...]
مربوط به موضوع های: امروز, شاید طنز, شعر | بیان دیدگاه »
Posted on ژوئن 14, 2009 by درویش
نصیحت به مأمورانی که نان مردم می خورند و خدمت دشمن می کنند. به مأمورانی که خود را معذور می پندارند و در برابر مردم غیر مسلح و بی دفاع احساس قدرت می کنند.
یادتان می آید
گو همین دیشب بود
که چه سان میلرزید
پیش چشمان همه هموطنان
خود تبرّی می جست
ز شهنشاه، ز زندان اوین:
به خدا من [...]
مربوط به موضوع های: شعر | بر چسب ها: هشدار, انتخابات, احمدی نژاد, خامنه ای, سرکوب | بیان دیدگاه »
Posted on اکتبر 4, 2008 by درویش
در گویش روزمره مردم، شیطان همان ابلیس فرض شده ،لذا کلمه «ابلیس» نیز «شیطان» را به ذهن متبادر می کند. به این شعر توجه کنید:
شیطان که رانده گشت به جز یک خطا نکرد خود را برای ســـــــجده آدم رضا نکرد
شــــــــــــــــیطان هزار مرتبه بهتر ز بی نماز آن سجده را بر آدم و این برخـدا نکرد
درسروده [...]
مربوط به موضوع های: شعر | بر چسب ها: تسلیم, شیطان، ابلیس, شعر, طغیان | 1 دیدگاه »
Posted on اکتبر 4, 2008 by درویش
در گویش روزمره مردم، شیطان همان ابلیس فرض شده ،لذا کلمه «ابلیس» نیز «شیطان» را به ذهن متبادر می کند. به این شعر توجه کنید:
شیطان که رانده گشت به جز یک خطا نکرد خود را برای ســـــــجده آدم رضا نکرد
شــــــــــــــــیطان هزار مرتبه بهتر ز بی نماز آن سجده را بر آدم و این برخـدا نکرد
درسروده [...]
مربوط به موضوع های: شعر | بر چسب ها: تسلیم, شیطان، ابلیس, شعر, طغیان | بیان دیدگاه »
Posted on آگوست 24, 2008 by درویش
خدایا سایه ات کوتاه باد از سرکه از سنگینی این سایهدیگر راست کِی گردد کمرکِی آب راحت از گلو پائین رود ما راچه سر آسود بر بالینکدامین خواب در چشمان تر نشکستکدامین شام تار ما سحر شدکی براین شب بامداد آیدخدایاطاقت بیداد دیگر نیستکوته سایه ات از سردمی بر ما ترحم کنخدایامن نمی دانم کجائیدر [...]
مربوط به موضوع های: شعر | بر چسب ها: خدا, رهبر, رائد, سایه, سایه خدا, شعر, ظل الله | بیان دیدگاه »
Posted on جولای 17, 2008 by درویش
الا یا ایّها السّــاقی دگر بس کن مــده جامـــــــی
که دردم را نه درمان است از این خمر شیطانی
،
از آه ســــوختــه دل کــــودک محـــزون بی بابا
نه نافه بوی خوش دارد نه دیگر می به مینائی
،
مرآن حافظ که یکسرازمی و معشوق وساغرگفت
کجـــــا دانـســت حــال ما بدین ایـام ظلـمــــــانی
،
شب تاریک و بیــم موج و گردابی چنـان [...]
مربوط به موضوع های: شعر | بر چسب ها: حافظ, شعر | بیان دیدگاه »
Posted on ژوئن 1, 2008 by درویش
تو می گوئی خلایق نیست لایقجفائی را که خــود بنیان آن شد؟!
خلایق هرچه لایق باورت نیست؟!مگر بی رنج، گنجی هم عیان شد؟!
ســـوار گـُردۀ این خـلـــق آن شیخکجا بی رأیشان خندان توان شـــد
به صبح دوم خـُرداد، خَــــر داد ؟!به شیطان رأی تا جنت مکان شد؟
در اصلاحات، کرّوبیّ خنـّاسبه رأی مصلحین بار گران شد
چنین سر شد که [...]
مربوط به موضوع های: شاید طنز, شعر | بر چسب ها: هادی خرسندی, خلایق, شعر, طنز | بیان دیدگاه »
Posted on آوریل 6, 2008 by درویش
روزگاری به فرنگمیگذشتم ز رهی، رهگذریروسـتا ، دهکده ایکوچه باغیشهریمن در آن شهر غریبراه گم کرده بُـدمواله و سرگردانمانده بودم در راهو نبود هم سخنیهمزبان ، همدل و یا همراهیکه زبانش فهممیا زبانم فهمدتا که راهم پرسمبنماید راهمناگهان از پس یک کوچه باغغار غار دو کلاغبشـنیدم که یکی می پرسـیدحال و احوال از آن دیگر [...]
مربوط به موضوع های: شعر | بر چسب ها: فرنگ, انسان, زاغ | بیان دیدگاه »
Posted on آوریل 6, 2008 by درویش
خـدایا
من اگر جای تو بـودم
توبه می کردم
بدرگاه ملائک
زین نصیحت نا شنیدن
زین لجاجت
زین غرور و کِـبر
اندر خلقت شوم بشر
وزان بد تر
دمیدی روح خود در این لجن
انسانش نامیدی
امانت را بدستان خیانتبار او دادی
چه می گویم
خلیفه خواندیش
او را نیابت در زمین دادی
خداوندا تو علام الغیوبی
از چه این مغضوب را اشرف به مخلوقات نامیدی
تو گل را آفریدی
باغ و بلبل
نسترن
طوطی
کبوتر [...]
مربوط به موضوع های: شعر | بر چسب ها: شعر | بیان دیدگاه »