خبری که زود ناپدید شد.

نیویورک‌تایمز: کمک چندین میلیارد دلاری آمریکا به شرکت‌های ناقض تحریم ایران

معمولاً رادیو فردا و بی بی سی خبر های صفحه اول و تیتر درشت خود را حد اقل یک هفته طول می کشد تا بکلی بایگانی کنند. یعنی همین حالا خبر مربوط به چند روز پیش رادیو فردا و بی بی سی را می توانید در پائین صفحه و با تیتر و عکس و عنوان کوچکترببینید. نهایتاً خبر های مهم و بالا صفحه ای، بعضی وقتها پس از یک هفته تبدیل می شوند به یک تیتر یک جمله ای. اما در این مورد، چون خبر از کمکهای ناپیدای آمریکا به حکومت ایران پرده بر می داشت، با وجود اینکه با تیتر درشت و عکسی در بالای صفحه اول آمده بود، پس از چند دقیقه حذف شد و من باsearch تیتر آن توانستم پیدایش کنم. سانسور نشده بود، اما دیگر قابل دسترس نبود. مسلماً کسانی که آنرا ندیده باشند، دیگر هر گز نخواهند دید. این هم سانسور مودبانه، با رعایت حال طرفین. خواننده و صاحب خبر. یعنی خبر را دور از چشمرس نگهداشتند. معمولاً افراد همواره خبر ها را در صفحه اول دنبال می کنند. اما این خبر وارد خبرهای روز قبل شده و از صفحه اول نیز خارج شده.

من با نقل لینک، منبع و همچنین متن خبر در صفحه سایت واصباحا.کام، آنرا برای بالاترین فرستادم. اما ساعتی نگذشته بود که دیدم اثری از این خبر در صفحه اول رادیو فردا نیست.

متن خبر در زیر مقدمه توضیحی ما آمده است.

نخست سخنی با مسلمانان و بخصوص اهل تشیع ایران. امام علی به فرزندش حسن نصیحت می کند که:« در جنگ همیشه آخر سپاه دشمن را در نظر بگیر.
حقیقتاً، عقبه و آخر سپاه دشمنان ما کجاست؟ بواسطه کمکهای عقبه سپاه دشمن و پشت گرمی آمریکاست که خامنه ای و احمدی نژاد کوتاه نمی آیند. می گوئید نه؟
امروز باید بدانیم که آخر سپاه دشمن ما در آمریکاست. عقبه سپاه دشمنان ایران، حکومت های دروغگوی دو دوزه باز غربی و آمریکا هستند. آنها در خبر ها واخبار و در جلو دوربین خبرنگاران با هم نزاع می کنند، اما در عمل حامی و بر کرسی نشاننده حکومتها ستمگر هستند. خمینی با توافق دول غربی و با حمایت و همکاری مستقیم همین فرانسه بر ما مسلط شد و امروز خامنه ای توسط همین اوبامای محبوب حمایت می شود.  این سخن امروز نیست. سالهاست که کشورهای غربی، جهت  داشتن جزیره ثبات با دکترین  واکسیناسیون انقلاب   به انحراف حرکتهای آزادیبخش ما پرداخته و حکومتهای سرکوب گر را بر ما مسلط کرده اند. آنها هنگامی به مخالفت جدی با حکومتی می پردازند که دیگر بدردشان نخورد و دیگر نتواند جزیره ثبات آنانرا حفظ کند. شاه را به همین دلیل برکنار کردند. امروز اگر خامنه ای  ثابت کند که مردم را خفه و کنترل  کند، همین احمدی نژاد را از هزار رئیس جمهور دموکرات بیشتر دوست خواهد داشت. آنان نگران بر هم خوردن روند طبیعی خرید و فروشانند و بابت زجر کشیدن آزادیخواهان ایران ککشان هم نمی گزد.
این وظیفه ایرانیان خارج از کشور است که با اتخاذ روشی مناسب به مبارزه با حامیان آشکار و پنهان حکومت دستنشانده بپردازد. این ایرانیان خارج از کشور هستند که به عقبه سپاه دشمن دسترسی دارند. ایرانیان داخل کشور که قهرمانانه با دشمن می جنگند، چشم امیدشان به هموطنان خارج از کشور دوخته و انتظار دارند که با مبارزات اصولی، حامیان و تدارک کنندگان خارجی حکومت ستمگر را رسوا و بی ابرو ساخته و نگذارند که با حمایت از دستنشاندگانشان بیش از این رد سرنوشت مردم ما دخالت  و منابع ما را غارت کنند. امروز چین و آمریکا و و روسیه هر کدام با روشهای ویژه خود کمر به نابودی و غارت ما بسته اند. گرچه در ظاهر روشهای آنان مغایر همدیگر است اما وجه مشترک همه آنها غارت هستی و ثروت ما می باشد و بس.

رادیو فردا :

نیویورک‌تایمز: کمک چندین میلیارد دلاری آمریکا به شرکت‌های ناقض تحریم ایران

در حالى که دولت آمریکا شرکت‌هاى آمریکایى را از انجام هر گونه معامله‌اى با ایران منع کرده و برای تشدید تحریم‌ها علیه جمهورى اسلامى تلاش می‌کند، یک روزنامه آمریکایى اعلام کرد، آمریکا در سال‌هاى گذشته ده‌ها میلیارد دلار به شرکت‌هاى خارجى و آمریکایى که تحریم‌هاى ایران را نقض کرده‌اند، کمک کرده است.

همزمان با بالا گرفتن تنش بر سر برنامه اتمى ایران و گسترش تلاش‌هاى دولت آمریکا براى تصویب دور تازه‌اى از تحریم‌ها علیه ایران، روزنامه آمریکایى نیویورک‌ تایمز روز شنبه در سایت اینترنتى خود اعلام کرد، واشنگتن در سال‌هاى اخیر بیش از ۱۰۷ میلیارد دلار به شرکت‌هایی که تحریم‌ها علیه ایران را نادیده گرفته‌اند، کمک کرده است.

 
به نوشته نیویورک‌ تایمز هم دولت جرج بوش، رییس جمهور پیشین آمریکا و هم دولت کنونى ایالات متحده به ریاست باراک اوباما اقدام به انعقاد قراردادهاى میلیاردى با این گونه شرکت‌ها کرده و مزایاى گوناگونى در اختیار آنها قرار گذاشته‌اند.

این روزنامه آمریکایى تاکید می‌کند، آمار و ارقام خود را در باره کمک دولت آمریکا به شرکت‌هاى خارجى طرف قرارداد با ایران از یک گزارش تحلیلى دولت و نیز از گزارش‌هاى تجارى استخراج کرده است.

خبر کمک دولت آمریکا به شرکت‌هاى خارجى و چند ملیتى طرف قرارداد با ایران در حالى منتشر شده است که به دنبال بالا گرفتن تنش بر سر برنامه اتمى ایران، واشنگتن در صدد جلب حمایت سایر کشورها از تشدید تحریم‌ها علیه تهران است.

چند روز پیش نیز خبرگزارى‌هاى بین‌المللى از توزیع پیش‌نویس قطعنامه‌ پیشنهادى آمریکا براى تشدید تحریم‌ها علیه ایران در میان اعضاى شوراى امنیت خبر داده بودند.

بر اساس این گزارش در تحریم‌هاى تازه پیشنهاد شده از سوى ایالات متحده آمریکا، به ویژه اعمال فشار بیشتر علیه بخش‌هاى بانکدارى، کشتیرانى و بیمه ایران پیش‌بینى شده است.

همچنین گفته مى‌شود، در تحریم‌هاى جدید علیه ایران سپاه پاسداران انقلاب اسلامى در کانون توجه قرار دارد، که به ویژه در سال‌هاى اخیر و پس از به قدرت رسیدن محمود احمدى‌نژاد به طور روزافزونى وارد فعالیت‌هاى تجارى شده است.

این در حالى است که به نوشته نیویورک تایمز بیش از دو سوم مبالغى که دولت آمریکا در اختیار شرکت‌هاى طرف قرارداد با ایران نهاده است، به دست شرکت‌هایى رسیده است که در صنعت نفت و انرژى ایران که پایگاه اصلی سپاه پاسداران به شمار مى‌آید، سرمایه‌گذارى کرده‌اند.

همچنین دولت آمریکا پانزده میلیارد دلار به شرکت‌هایى کمک کرده است که با سرپیچى از تحریم‌هاى واشنگتن علیه تهران در زمینه توسعه میدان‌هاى نفت و گاز به ایران کمک کرده‌اند.

بر پایه این گزارش شرکت‌هایى که در صنعت خودروسازى ایران فعال بوده‌اند، نیز بخشى از کمک‌هاى آمریکا را دریافت کرده‌اند.

روزنامه نیویورک تایمز در گزارش خود در این باره از شرکت‌هاى «دائلیم» کره جنوبى، شرکت نفتى بریتانیایى-هلندى «رویال داچ شل» و شرکت نفتى «پتروبراز» برزیل به عنوان شرکت‌هایى نام برده است که علیرغم سرمایه‌گذارى در ایران از حمایت‌هاى دولت آمریکا نیز بهره‌مند شده‌اند.

این در حالى است که دولت ایالات متحده آمریکا شرکت‌هاى آمریکایى را از انجام هرگونه سرمایه‌گذارى و فعالیت در بخش‌هاى یاد شده در ایران منع کرده است.

سفرهای استانی شاه، آدم وار، بی ریا و امروز دیگر، کم خرج و خداپسندانه

وقتی با سفرها(بخوانید قشون کشیها) ی استانی آقای احمدی نژاد و جابجائیهای خامنه ای مقایسه میکنم، می بینم که سفرهای شاه چقدر کم خرج و بی ریا و خداپسندانه بوده است. از گلادیوتورهای اطراف خامنه ای و احمدی نژاد هیچ خبری نیست. معلوم می شود که شاه آنچنان دشمنانی در بین مردم نداشته، و لذا تنها چند نفر کت شلواری  مؤدب در اطراف ایشان وجود دارند و از قوم سلم و تور خبری نیست. نه از نظامیان و بادی گاردهای رنگارنگ خبری هست، نه از آدم کشهای حرفه ای.

آوردن این عکس در اینجا موضوع و سوژه مطلبی است که قرارم  هست متعاقباً در همین صفحه و در مورد یک از سفرهای خامنه ای که حقیر از نزدیک شاهد بعضی از وقایع بودم بنویسم. تا بعد …. عزت زیاد

جنبش سبز ناگزیر از اتخاذ دو خط مشی می باشد. گزینه سومش انفعال و شکست خواهد بود.

بدون اعتصاب عمومی، اعتراضات خیابانی و  بهره برداری از مناسبتهای ملی و مذهبی، جنبش سبز را به جائی رهنمون نخواهد شد جز انفعال و شکست. طبیعت حکومت حاضر طبیعتی است بحران زیست و با توجه به حمایتهای کشورهای خارجی، اعتراضات خیابانی نه کارساز خواهد بود و نه ابدی.
حکومت حاضر، میکروبی را میماند که نسبت به آنتی بیوتیک و دارو مصونیت حاصل کرده. تکیه مطلق بر اعتراضات خیابانی و مناسبتهای ملی مذهبی تنها باعث فرسودگی و ضعف بدن بیمار میشود و نه عامل بیماری(میکروب). فرسودگی بدن بیمار چیزی نیست جز همان انفعال و سرخوردگی نیروها و به هدر دادن پتانسیل جوشانی که تا امروز پویائی خود را حفظ کرده است، اما ابدی و نامحدود نخواهد بود.
تاکتیک مجرد تظاهرات خیابانی و شعار نویسی و نشان دادن موج اکثریت مخالفان، در کشورهای دموکراتیک کارائی دارند و این در حالیست که در کشورهای دموکراتیک احزاب آزادی وجود دارند که نقش رهبری حرکت را بازی می کنند و در فضا و شرایطی برابر حکومت را به چالش می کشند. اما در کشوری که رسماً هیچ حزب و سازمان آزاد و مستقلی وجود ندارد، تکیه تنها به اعتراضات خیابانی، دورنمائی جز انفعال و سرخوردگی را نماینگر نیست. در غیاب احزاب و نشریات و رادیوتلوزیون آزاد و مستقل، حکومت ایران حریف بی رقیبی را میماند که با خود مسابقه می دهد. چنانچه شکست بخورد باز برنده اول و دوم مسابقه خود اوست.ا

 اعتراضات و تظاهرات روزهای پس از انتخابات نشان داد که چنانچه ادامه می یافت اکثریت مطلق مردم را در بر می گرفت، اما در برابر چنان اکثریت و اعتراضات بزرگ و بی نظیری، حکومت حتی یک قدم عقب نشینی که نکرد هیچ، بلکه طلبکار هم شده و بر دامنه بگیر ببندها خود نیز افزوده است، طوری که امروز از تسویه مطلق دانشگاه و ادارات حرف می زنند و حتی یکی از شروط استخدامی افراد را سوگند وفاداری یه دستگاههای سرکوب موجود اعلام می کنند. یعنی اگر روزی یک کارمند در تظاهرات غیر حکومتی شرکت کرد بدون دادگاه و محاکمه محکوم خواهد بود. محکوم به شکستن سوگند ونقض تعهد وفاداری ای که خود پیشاپیش زیرش را امضاء کرده است.
با توجه به اینکه حکومت قدمی عقب نشینی نمی کند و فضا را تنگترنیز خواهد کرد، امیدی به فعالیت احزاب رسمی و اسمی موجود سابق نیز نیست، چه رسد به اینکه نطفه تشکل و سازمانی نو گذاشته شود. بنابراین اگر خوشباورانه به مسائل نگاه کنیم، آیا حرکت  مردمی خودجوش که نه کادر و تشکیلات رهبری دارد، و نه حزب و ارگان حزبی و تبلیغاتی، تا کی و تا کجا قادر به ادامه راه خواهد بود؟ 
احزاب و سازمانهای رسمی موجود که عمدتاً شهرت و فراگیری خود را وامدار چهرهای حکومتی سابق میباشند، در مواجهه با احزاب و گروههای سیاسی بالقوه، خود نقش حکومتی در سایه را ایفاء می کنند که مانع از رشد نمو و یا اظهار وجود هر حرکت متشکل دیگری خواهند شد، بطوریکه خود حکومت نیازی به قلع و قمع آنان نخواهد داشت.

با توجه به ویژه گی شرایط موجود، مقابله قهرآمیز و اعتصاب عمومی، دو گزینه ایست که جنبش سبز ناگزیر از انتخاب یکی از آنهاست.مسلماً اعتصاب عمومی دارای هزینه های بمراتب کمتری است و به لحاظ سیاسی نیز منطقی تر و در انظار جهانیان پذیرفتنی تر می باشد. جنبش سبز برای پویائی و حرکت شتابنده و رو به جلو نمی تواند برای همیشه صرفاً از تاکتیک بهره مندی از مناسبتهای ملی مذهبی استفاده کند. لذا دیر یا زود میبایست  اکثریت عظیمی که ایثارگرانه حماسه آفریده اند به اعتصاب عمومی فراخوانده شوند. با اعتصاب عمومی و مبارزه منفی مسلماً هزینه کمتری خواهند پرداخت و پیروزیشان حتمی تر و کم هزینه تر خواهد شد. راه سومی جز فرسودگی و انفعال و نهایتاً شکست و سرکوب مطلق وجود ندارد.
برای جلوگیری از انفعال و روزمره گی جنبش و برای اجتناب از شکست، لاجرم باید حرکتی رو به جلو و شتاب گیرنده داشته باشیم که تاکنون چنین بوده است. مسلماً چنانچه خط مشی جنبش همچنان ادامه روند تظاهرات  و اعتراضات  خیابانی باشد، باید اذعان کنیم که شتاب گیری و حرکت روبه جلوی آن حد و مرزی خواهد داشت و نهایتاً به اوج خود که رسید فروکش می کند و در شرایط خیلی خوشبینانه ممکن است چند صباحی در اوج شدت خود ادامه پیدا کند، اما چنانچه موفق نشود و به اهداف و خواست های خود نرسد انفعال و روزمره گی سرنوشت محتوم آن خواهد بود. حکومت و دشمن  ثابت کرده که هرگز قصد کوچکترین تمکینی برای شناسائی و رعایت حقوق مردم را ندارد، لذا چنانچه جنبش ازرسیدن به یک نتیجه حداقلی باز بماند، طبیعی خواهد بود که خستگی، فرسایش، سرکوب ومحرومیتهای ناشی از شرکت در اعتراضات منجر به انفعال و سرخوردگی مردم شود که اگر چنین شود و مردم به خانه هایشان بروند دیگربا صور اصرافیل نیز خارج نخواهند شد  . حتی خمینی  در پاریس  نگران این بود که اگر مردم به خانه هایشان رفتند دیگر مشکل می توان آنها را به خیابانها کشید و بنا بر همین احتمال، با اولتیماتوم دادن حتی کوتاه مدت و آزمایشی  به حکومت شاه  برای باز گشت و عمل به قانون اساسی  موافقت نکرد.

باید توجه داشت که شرایط امروز جنبش و سرکوبها به هیجوجه قابل مقایسه با آنروزها نیست. وحشتناکترین روز از سرکوبهای حکومت شاه مربوط به ۱۷ شهریور و میدان ژاله  تهران می شد، در حالیکه در چند ماهی که از اعتراضات بعد از انتخابات می گذرد دهها روز بد تر از هفده شهریور داشته ایم و البته نه دریک میدان(ژاله)، که در میادین متعدد و مختلف و نه در تهران تنها که در تمام شهرهای بزرگ. از طرف دیگر، آنروز ها هر چه که بود رهبری مشخص و بلامنازعی وجود داشت که دستورات و درخواستهایش از مردم نوعی الزام دینی را بهمراه داشت و حتی جنبه خرافی نیز پیدا می کرد تا جائی که عکس رهبر خود را نیز در کره ماه جستجو می کردند. اما امروز این جناح مخالف و مقابل مردم است که خود را مرجع دینی مینامد وبر خلاف آن دوران که روحانیون «بر» قدرت بودند، امروز بیشتر آنان «با»قدرت هستند وباز بر خلاف آن دوران، امروز این دستورات شاه، حکومت سرکوبگر مردم (خامنه ای) است که برایش الزام دینی فرض می شود.

امتیاز دیگر حرکت مردم در آنروزها حمایت و اراده کشور های قدرتمند و تصمیم گیرنده بود که همگی در کنار گذاشتن شاه از حکومت اتفاق نظر داشتند و بر سر تسلیم حکومت به خمینی با همدیگر از طرفی، و با خمینی و حواریونش از طرف دیگر به توافق رسیده بودند. امروز اما چنین نیست و قدرتهای بزرگ علارغم دعوای زرگری و ظاهریشان با حکومت، موافق تغییر آن نیستند و وجود چنین حکومتی را مناسب منافع و مصالح سیاسی اقتصادی خویش می دانند و این چیزی است که عملاً شاهد آن هستیم و می بینیم که چگونه منابع کشور به یغما برده می شود. امروزکشورهای اروپائی و آمریکا برای ندیده گرفتن و عبور آسان از مسئله حقوق بشر و دموکراسی مسئله  انرژی هسته ای را مطرح می کنند و می بینیم که  پس از گذشت نزدیک به پنج سال هنوز در حال تمدید مهلت های چند ماه و هفته خود می باشند و هر روز از به سر رسیدن کاسه صبرشان حرف می زنند و هیجوقت هم لبریز نمی شود. آنچه کشور های چند به علاوه چند مطرح می کنند تنها و تنها بازی با الفاظ است و بس. از اینطرف نیز حکومت ایران گهگاه یقه اسرائیل را می چسبد و چند گرم اورانیم دیگر تغلیظ می کند تا کشورهای تصمیم گیرنده خوراک تبلیغاتی لازم برای انحراف اذهان عمومی از مسئله حقوق بشر را داشته باشند. نهایت اینکه امروز حکومت از لحاظ قدرتهای خارجی خیالش راحت است و این خود امتیاز بزرگ و تعیین کننده ای است که آنروز مردم داشتند وامروز شاه(خامنه ای) دارد.

تنها امتیاز امروز مردم در مقایسه با آن دوران، اراده ای است که از خواست تک تک آنان سرچشمه می گیرد و حرکتهایشان بر اساس دعوت فلان آخوند و ملا نیست  بلکه رهبری جنبش را نیز یدک می کشند و  معطل محذورات و دیر کردهای او نمی مانند. امروز جنبش اعتراضی مردم حرکتی ریشه دار است وحتی شجاعت و حماسه آفرینی مردم چنان بی نظیر است که اگر آنرا با جریانها ی سال ۵۷ مقایسه کنیم حقیقتاً کم لطفی و حتی توهین به مردم امروزمان قلمداد خواهدشد.اما باید دانست که اگر چه این امتیازی بس بزرگ و اساسی است، اما ابدی نخواهد بود و چنانچه  در برابر موج سرکوب و دستگیری ها و کشتار وحشیانه، خط مشی مناسبی اتخاذ نشود جنبش نخواهد توانست به پویائی خود ادامه دهد و خستگی و انفعال چیزی نیست که با حرف و شعار از بین برود و روزی از راه می رسد مگر آنکه جنبش همواره حرکتی رو به جلو داشته باشد و در گامهای بعدی از تاکتیکهای جدید و متناسب شرایط  زمان بهره مند گردد.

مردم  پس از مدتی متوجه خواهند شد که حکومت تمکین نخواهد کرد و امید به کشورهای خارجی نیز رؤیائی بیش نیست، لذا انفعال از راه می رسد. جنبش سبز برای پویائی و عدم انفعال همواره نیازمند «داشتن امید» برای پیروزی است. این امید در صورتی پدیدار می شود و زنده می ماند که خط مشی نو،متناسب زمان و مؤثری اتخاذ گردد. رفتن به تظاهرات و کشته و زخمی شدن و متعاقباً فشارهای اقتصادی مردم را از پای در می آورد و حکومت نیز بر دامنه این فشارها خواهد افزود تا مردم را بع ستوه آورد. مردم به ستوه خواهندآمد مگر اینکه رهبری جنبش وپیکره اصلی آن یعنی همان مردم،  حد اقل یک از این دو خط مشی مبارزاتی را در پیش بگیرند.  ۱ ـ مقابله مسلحانه با سرکوبها و اقدام به شناسائی و ترور عوامل سرکوب.  ۲ ـ اعتصاب عمومی .

مقابله و مبارزه مسلحانه بدواً به چند دلیل عملی و عاقلانه به نظر نمی رسد که مهمترین آن عدم تشکل ونبود رهبری حزبی است. می ماند اعتصاب عمومی که با توجه به حماسه آفرینی و شجاعتهائی که مردم به نمایش گذاشتند، عملی، کم خطر، مؤثر و برای دشمن کمر شکن خواهد بود. جز این باشد رهبری و جنبش برای ابد پایدار نمی ماند . بنابراین،پیش به سوی اعتصاب عمومی.

نامه ای به خمینی

نامه آقای پسنديده برادر بزرگ خمينی به وی

۱۵ مرداد ۱۳۶۲

ناله ها از هر سو به گوش می رسد و نفرينش به ارباب عمايم عالمی را گرفته است. براساس آنچه هر روز مشاهده می کنيم و آن چيزهايی که به گوش ما ميرسد و خودمان احيانا در جريان آن قرار می گیریم، مردم هر ساعت دست به آسمان دارند و آرزوی بازگشت اوضاع گذشته را می کنند.آيا اين ناله ها را شما می شنويد؟ يا ماشاالله با حصاری که دور شما کشيده اند، شما هم حکايت آن چوپان را داريد که گرگ به گله اش زده بود ولی او بی خبر مشغول دوشيدن ميش مورد علاقه اش بود و هيچ از جای نجنبيد تا لحظه ای که گرگ سراغ خودش آمد. اول ميش او را به پنجه ای دريد بعد هم خودش را…روزی که در خمین و به دستور حزب جمهوری و با تمهید و توطئه ای که گمان ندارم بدور از اطلاع شما بوده، عمامه از سر من کشیدند و از هیچ اهانتی ابا نکردند، من ذره ای گلایه نکردم، که روزگار جدمان پیش چشم بود.روزی که آن سید بیچاره را که فقط قصد خدمت داشت و خود شما صد بار گفته بود بد که از فرزند به من نزدیکتر است، با آن افتضاح از رياست جمهوری خلع کردند و یک بدبخت بد عاقبت را که اداره یک کاروانسرا هم از عهده اش برنمی آید به ریاست جمهوری این مملکت بزرگ و معتبر تعیین کردند، به شما گفتم این شیاطین قصد دیگری دارند و می خواهند از این عروسک برای اجرای مقاصد خود استفاده کنند.اما شما به جای گوش دادن به این حرفهای مصلحانه رو در هم کردید و حتی حرمت برادر بزرگ را هم رعایت ننمودید. من که مثل عقیل بن ابوطالب مال و جا و مقام نخواسته بودم که شما حکم به داغ کردن دلم دادید و سر پیری اهانتی به من روا داشتید که در زمان شاه هم کسی جرات اعمال آن را نداشت..روزی که دستور دادید همه صندوقها را به نام علی آقا خامنه ای باز کنند، من و دو سه آدم دلسوز که حداقل یکیشان، یعنی شیخ علی آقا تهرانی بیست سال شاگرد خاص و مورد محبت شما بود، به شما نوشتیم که این انتخاب ایران را بر باد میدهد، گوش نکردید وحالا میبینید آنچه نباید میدیدید.این همه خونها ریخته شد، اینهمه جنایات وقوع پیدا کرد که از ذکر آن به خود میلرزم که مبادا قطره ای از این خونها به سبب اخوت (برادری) من و شما دامن مرا بگیرد، فقط برای اینکه شما به جای گوش سپردن به آنها که هم به اسلام و هم به ایران علاقه مند بودند، گوش به شیاطین دادید.
شما چگونه بر مسند ولایت مینشینید؟ آن سادات عالیقدری را مثل حاج آقا حسن قمی، سبط آن افتخار ازلی تشیع، حاج آقا حسین قمی طاب ثراه و آقای حاج سید کاظم شریعتمداری، مرجع بر حق شیعه مولا علی را به آن خفت خانه نشین می کنید و مرجعیت را از آنها سلب می کنید، از آنها که خود با اشک و ناله های من بیست سال پیش حکم مرجعیت شما را امضاکردند و به شاه دادند تا از آزار و توهین به شما ممانعت شود.شما خود بهتر از هر کسی می دانید که من از ابتدا با مداخله روحانیون در امور کشوری و لشگری مخالف بودم و به شما گفتم وقتی ما مصدر کار شویم اگر کارها مطابق خواست مردم نباشد همه نفرت متوجه ما خواهد شد و در نهایت اسلام ضرر خواهد دید .آیا امروز نتیجه ای بجز این حاصل شده است؟ این مردمی که در راه اسلام از جان می گذشتند و در زمان شاه از فکلی و بازاری و دانشجو و زن، شعایر دینی را محترم میداشتند، امروز نه به دین توجهی دارند و نه برای شعایر دینی ارزشی قایلند. آنها میگویند اگر دین این است که اولیا جمهوری اسلامی اعمال می کنند بهتر است ما کافر باشیم و اصلا اسم مسلمان روی ما نباشد.با سیاستهای غلط جمعی منبری و مدرس که از اداره خانه خودشان هم عاجزند، امروز ایران به نهایت ذلت و خواری در دنیا افتاده است. حتی یک دوست برای ما باقی نمانده است. من با چند روحانی شیعه پاکستانی اخیراحرف میزدم آنها از وضع ایران گریه می کردند و می گفتند در کشور ما سابق شیعه مقام و ارزشی داشت ولی حالا ما تا اسم تشیع را می آوریم، می گویند لابد مثل ایران.
آقای حاج آقا صدر به من می گفت مردم لبنان، که در غیبت آقا موسی صدر چشم به ایران داشتند امروز خیلی از ایران زده شده اند. این چه معنا دارد که ما اسلحه از اسراییل بخریم و بعد از جنگ با اسراییل و تحریر جنوب لبنان سخن بگوییم.بنده در مورد جنگ و مسایل آن حرف نمی زنم که خود مثنوی هفتاد من کاغذ است، فقط می گویم آیا به گوش شما نمی رسد که بعضی از نور چشمیها چه دست اندازیها به بیت المال مسلمین به اسم و جنگ و کمک به جنگ زدگان کرده اند.بیش از ۳ ماه است بنده برای دیدن شما وقت خواسته ام ولی دفتر شما مرتب می گویند وقت ندارید. آنوقت هر روز ملای فلان ده و دادستان بهمان قصبه را به حضور می پذیرید. چون لابد به جز مدح و ثنا نمیگویند و بدبختانه شاید چون خداوند تبارک به من لسان مداحی نداده حتی باید از برادر خود محروم بمانم.بنده گمان دارم که با ارسال این نامه لابد تضییقات و گرفتاریها برای ما بیشتر خواهد شد ولی چون چند روزی است که حس می کنم هر لحظه ممکن است که حق تعالی آرزویم را اجابت کند و اجازه ترک این جهنم فانی را عنایت فرماید، لذا به عنوان وصیت یا توصیهو یا خداحافظی برادری با برادرش این جملات را نوشتم..شما وصیت نامه می نویسید و برای خود جانشین تعیین می کنید پس چرا یکباره اسمش را نمی گذارید سلطنت اسلامی به جای جمهوری، مگر رسول اکرم جانشین توی وصیت نامه تعیین کرد؟ بجز اینکه مولا علی را که معصوم و منتخب الهی بود به مردم عرضه داشت. شما کدام معصوم را در اطرافتان می بینید؟ شیخ علی مشکینی را که کراهت نفس او کاملا از منظرش هویداست ؟بله کدام معصوم را دیده اید؟۱۴ قرن مردم تشخیص می دادند که کدام مرجع اعظم است و کدام یک از علما قابل احترام و اعتماد.حال روزنامه ها یک روزه یک شیخ را آیه العظمی می کنند و دیگری را افقه الفقها.آن شیخ گیلانی جلاد آیت الله می شود و دسته دسته ثقه الاسلام و حجه الاسلام از کارخانه حکومتی بیرون می آید.اسمش را هم گذاشته اند حکومت جمهوری اسلامی، و مسرورید که حکم خدا را در زمین اجرا کرده اید؟خوشا به سعادت آنها که همان روزهای نخست رفتند و این روزها را ندیدند.من نیز دیر و زود می روم تنها وحشتم برای شماست.خداوند همه را به راه راست هدایت کند.

۲۵ شوال ۱۴۰۳ قمری قم- مرتضی پسندیده

با یورش به منزل و محل عزاداری آقای منتظری شعارهائی داده شد که بنده با آن همنوائی کرده ام

داشتم می خواندم که حرامیان به خانه آقای منتظری و همچنین به محل عزادارن وی یورش برده اند و شعار می دادند که :

این همه لشکر آمده، با امر رهبر آمده

بی اختیار با آنان همراه شدم و رجز خوانی آنان را ادامه دادم که :

این همه لشکر آمده، با امر رهبر آمده
آن رهبر شیطان صفت، عن بود عنتر آمده

این همه لشکر!؟ کی !؟ کجا!؟، مشتی اراذل جیره خوار
با وعده شام و نهار، چون قوم بربر آمده

بر بیت آن مرد خدا، یورش ببردند اشقیا
خولی و شمر و حرمله، با تیغ خنجرآمده

یاران محرم آمده، ماه مهی سبزینه فام
از شرق و غرب آسمان، سبز است و اخضر آمده

ای سبز ها سبزینه ها، آزاده همچون سروها
از بیشه زار شهرتان، سرو مکرر آمده

ناقوس مرگ شامیان، اینک ز هر سو پر طنین
آرد خبر از مرگ آن، شیطان که رهبر آمده

یاران خبر یاران خبر، یک لشکر از جراره ها
از بهر خونخواری برون، از بیت رهبر آمده

مشتی حرامی سگ صفت، گرد آمدند اندر بسیج
در خدمت بی چون آن، شیطان که رهبر آمده

در بی مخی شعبانی اند، بی چشم و رو  بی آبرو
هر پرده ای را میدرند، چون امر رهبر آمده

ضحاک آمد رهبری، دارد نهان زیر عبا
ماران بس جراره نک، رهبر ستمگر آمده

………………… قبل از تکمیل این همخوانی که خیلی هم طولانی است، لازد دیدم مطلبی را تذکر بدهم و آن اینکه بنده در خیلی از نوشته های این سایت انتقادهای تندی از آقای منتظری کرده ام که به قولی شاید بی انصافی هم بوده باشد،اما بنده معتقد بوده ام که از ایشان انتظار دیگری می رفته و آنطور که به جایگاه ایشان مربوط می شد از وی حرکتی سر نزد. اما این به معنای نادیده گرفتن بزرگی و انسانیت ایشان نیست و حقیقتاً می توان ادعا کرد که او در ساده زیستی، در اهمیت ندادن به جاه مقام و قدرت ، شیعه راستین علی بود. حقیقتاً فردی محبوب و دوست داشتنی بود.اما از دیدگاهی که بنده به مسائل نگاه می کنم، انتقاد های خود را خواهم داشت گرچه ایشان دیگر در بین ما نیست. طالقانی نیز همچون او بود. هردوشان مردانی بزرگ و آزاده بودند و دوست داشتنی، اما در موضع گیریهای سیاسیشان جای بسی تأمل دارد که در جای خود به آن پرداخته می شود…

نگاه ندا

ای سبز ، ندا دیده به راهت دارد

امّید به گام ِ دادخواهت دارد

راهی که تو می روی زچاه آکنده ست

بادا که نگاه ِ او نگاهت دارد !

پیداست که خواست های این جنبش بسی فراتر ازهدف های برخی کارگزاران پیشین نظام است که هم اکنون به عنوان اصلاح طلب در جایگاه رهبری جنبش سبز از رسمیت حکومتی و« مشروعیت قانونی» برخوردارند.

واصباحا:می گفتند انقلاب فرزندان خود را می خورد، اما این بار رهبران و پدران خویش را خورده است. اگر نام انقلاب برآن بگذاریم!

نقل از سایت میهن

صدها هزار نفر در مراسم خاکسپاری آیت الله منتظری

چاپ

funerail04.jpg

روز دوشنبه، ۲۱ دسامبر (۳۰ آذرماه)، مراسم تشییع پیکر آیت الله حسینعلی منتظری، در شهر قم، محل اقامت او، تشییع و پس از اقامه نماز به امامت آیت الله موسی شبیری زنجانی، در حرم حضرت معصومه به خاک سپرده شد.
براساس خبرهای رسیده، مراسم تشییع حدود ساعت ۹ بامداد از برابر خانه آیت الله منتظری آغاز شد در حالیکه جمعیت کثیری از عزاداران، خودرو حامل پیکر آیت الله فقید را تا محل اقامه نماز میت مشایعت می کردند.
به گزارش خبرگزاری کار ایران – ایلنا – قبل از اقامه نماز، پیام تسلیت آیت الله خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی، و پس از آن، پیام احمد منتظری، فرزند آیت الله حسینعلی منتظری، قرائت شد.
به گزارش ایلنا، آقای احمدی منتظری در سخنان خود از سوگواران خواست تا پس از پایان مراسم نماز، صحن حرم را ترک کنند و از آنان دعوت کرد تا در مراسم عزاداری که بعد از ظهر دوشنبه در حسینیه آیت الله برگزار می شود شرکت کنند.
این مراسم در ساعت ۱۱ بامداد به وقت محلی خاتمه یافت.
خبرگزاری رویتر به نقل از شاهدان عینی، شمار عزاداران را «صدها هزار تن» گزارش کرده و سایت کلمه، متعلق به میرحسین موسوی، از رهبران مخالف دولت، هم گفته است که تشییع پیکر آیت الله منتظری با حضور صدها هزار نفر از نقاط مختلف کشور به سوی حرم حضرت معصومه تشییع شد.
آقای موسوی از روز گذشته در قم حضور داشته و گزارش هایی از حضور مهدی کروبی، دبیرکل حزب اعتماد ملی و از رهبران مخالف دولت، و شماری از مراجع تقلید، روحانیون ارشد و فعالان سیاسی منتقد دولت، از جمله آیت الله یوسف صانعی، آیت الله سید جلال الدین طاهری اصفهانی، علی اکبر محتشمی پور، هادی غفاری، هادی خامنه ای، برادر رهبر جمهوری اسلامی، در مراسم تشییع حکایت دارد.
آقایان موسوی و کروبی به مناسبت درگذشت آیت الله منتظری عزای عمومی اعلام کرده و از مردم خواسته بودند در مراسم عزاداری آیت الله شرکت کنند.
برخی گزارش ها حاکی از آن بوده که ماموران دولتی در چند شهر از جمله تهران، از عزیمت چند دستگاه اتوبوس حامل فعالان سیاسی منتقد دولت برای شرکت در مراسم تشییع جنازه آیت الله منتظری جلوگیری کرده اند یا به بازرسی آنها پرداخته اند.
سایت کلمه هم از اقدام ماموران در متوقف ساختن یک اتوبوس حامل دانشگاهیان و فعالان سیاسی که از تبریز عازم قم بوده خبر داده است.
از تظاهرات مخالف دولت در مراسم تشییع جنازه گزارشی دریافت نشده اما سایت کلمه در خبری پیرامون این مراسم گفته است که «جمعیت حاضر همچنین نمادهای سبز رنگی با خود حمل می کردند» و به نقل از حاضران افزوده است که «حضور نیروهای امنیتی بسیار چشمگیر است اما تا کنون هیچ درگیری و برخوردی صورت نگرفته و گزارش نشده است.»
یک شاهد عینی به بی بی سی گفته است که در جریان تشییع پیکر آیت الله منتظری، برخی شعارهای متداول مخالفان هم شنیده می شد.
گفته می شود که آیت الله منتظری وصیت کرده بود در محلی در حرم حضرت معصومه در قم دفن شود اما با توجه به اختلاف وی و رهبری جمهوری اسلامی، در مورد اجرای این خواست آیت الله فقید تردیدهایی ابراز می شد.
پیش از تدفین آیت الله منتظری، سایت پارلمان نیوز، پایگاه جناح اصلاح طلب مجلس موسوم به فراکسیون خط امام، گزارش کرد که موافقت اولیه برای خاکسپاری آیت الله منتظری در حرم حضرت معصومه کسب شده است.
این سایت به نقل از ناصر منتظری، نوه آیت الله، گزارش کرد که موافقت اولیه برای دفن آیت الله در کنار مزار محمد منتظری، فرزند او در داخل حرم، گرفته شد.
ناصر منتظری به خبرنگار پارلمان نیوز گفت که «اگر اختلافاتی بر سر محل دفن ایشان مطرح بوده، بین خود مسئولان بوده و به بیت ایشان چیزی منتقل نشده است.»
ناصر منتظری در مورد وصیت نامه آیت الله منتظری گفته است که این وصیت نامه در اختیار فرزند ارشد آیت الله است و قرار است در سایت آیت الله منتظری قرار گیرد.
در ایران مراسم روز سوم، هفتم و چهلم درگذشتگان هم به طور سنتی رایج است و انتظار می رود به مناسبت درگذشت آیت الله منتظری، چنین مراسمی در نقاط مختلف ایران برگزار شود.
براساس برخی گزارش ها، به مناسبت درگذشت آیت الله منتظری، مراسم سوگواری در مسجد اعظم قم برگزار خواهد شد.
گزارش های رسیده از تعطیلی بازار نجف آباد، محل تولد آیت الله منتظری، و در اصفهان نیز مراسم عمومی عزاداری برگزار شده است.

……………………………………………………………….

پس از تشییع پیکر آیت الله منتظری در مرقد حضرت معصومه (س) عزاداران به سوی بیت ایشان رهسپار شدند .
بسیجیان به بیت آیت الله منتظری تعرض کردند و بنر تسلیت درگذشت ایشان را که از سر در حسینیه شهدا آویخته شده بود پاره کردند.

……………………………..

سعید منتظری گفت که اعضای خانواده مطلع شده اند که مسجد اعظم از ساعت ها قبل، توسط نیروهای بسیج و سپاه پر شده و به همین دلیل مراسم دوشنبه شب را لغو کرده اند.
او در مورد وضعیت اطراف بیت آقای منتظری گفت: «اطراف منزل مثل حکومت نظامی شده است و انواع و اقسام نیروهای نظامی و انتظامی با سپر و باتوم در آنجا مستقر شده اند و اجازه رفت و آمد به بیت را نمی دهند».