دستبوسی

اگر آقای احمدی نژاد ایران را به مدینه فاضله هم تبدیل می کرد، از نفرتی که به هنگام دستبوسی خامنه ای در من بوجود آورده بود اندکی نمی کاست ،اما وقتی دستبوسی بنی صدر را بیاد می آورم ، از احمدی نژاد بسادگی در می گذرم.
شاید چیزی منفور تر از دستبوسی وجود نداشته باشد.  شخصیتهای بر جسته انسانی و حتی افراد معمولی به هنگامی که کسی بخواهد دستشان را ببوسد ، بی اختیار دستشان می کشند.جائی نقل و روایت نشده که هیچکدام از پیامبران و ائمه اجازه دستبوسی به کسی داده باشند،بلکه آنچه از آنان شنیده شده است در ناپسندی این کار بوده است. مواردی هم وجود دارد که تأکید می شود بوسه بجز بر دست زنان نکوهیده و بسیار زشت است.
آما آنچه مسلم است اینکه بوسیدن دست حاکم اگر زن باشد باز استثنا و منفور داشته نشده است، اما بوسیدن دست مرد کاری بس زشت قلمداد شده ولو دست پیامبر باشد.
دنائت و پستی دستبوسان به همان درجه از نفرت انگیزی و انزجار است که ددمنشی صاحبان دستهای بوسیده شده.
از آنجا که مردم همیشه رفتار شخصیتهای بر جسته را به عنوان ملاک خوب و بد کارهای خود و دیگران مد نظر قرار می دهند،کسانی هم که بلحاظ اخلاقی دستبوسی را مردود می انگارند، بهنگام موضعگیری سیاسی، برای دفاع از دستبوسی و رذالت فرد مورد علاقه شان به مقام و منزلت صاحب دست بوسیده شده اشاره می کنند و یا اینکه آنرا با دستبوسی شخص دیگری مقایسه می کنند.مثلاً دستبوسی احمدی نژاد را با مصدق مقایسه می کنند. بنده در مقام دفاع از مصدق نیستم ، که تاریخ و زندگی و پایان کار مصدق مدافع او خواهند بود.اما اینکه مصدق دست ثریا همسر شاه را بوسید را ، یقیناً از معایب او به حساب نمی آید که او دست زنی را بوسیده و این عمل(بوسیدن دست زنان) بدون هیچگونه توضیح و حاشیه ای حد اقل مذموم و منفور شناخته نشده. اگر مصدق دست شاه را می بوسید یا بوسیده باشد، باز قابل دفاع می باشد، زیرا او شاه بود و نه از مکارم اخلاق حرف می زد ونه از دین و دیانت، کاری هم به اسلام و خدا نداشت و از مقدسات مردم نیز مایه نمی گذاشت.کار های شاه نیز ملاک عمل و زندگی مردم نبود و مصدق نیز بجز وجهه ملی اش و شعار دفاع از منافع و منابع مردم ایران حرف دیگری نمی زد، و یک لغزش از طرف او عامل گمراهی کسی نمی شد و مبنای هیچ بدعتی نیز نبود.اما دستبوسی از خمینی و خامنه ای به عنوان نمایندگان تام الاختیار خدابر زمین،نقض آشکاری است بر مبانی اخلاقی پیامبران و بخصوص در ضدیت با مکارم اخلاق پیامبر اسلام، که هدف از بعثتش را بر پا داشتن مکارم اخلاق عنوان می کرد.
آیا پیامبر و ائمه با آنهمه کرامات اجازه دادند که کسی دستشان را ببوسد؟ و آیا آنها دستبوسی را منفور نمی داشتند. حالا آیا باز جای بحث تأمل وجود دارد که یقین حاصل کنیم اینان شیطان و اهریمن را نیابت و نمایندگی می کرده اند نه امام و پیامبر را.
و بازامروز دستبوسی احمدی نژاد تا حدی قابل دفاع و توجیه میباشد زیرا دیگر او و خامنه ای سمبل و ملاک اسلام و مقدسات مردم نیستند. اینروز ها برای هر کسی روشن است که فساد اخلاقی بیداد می کند و از مبانی و مکارم اخلاق پیامبر خبری نیست و حکومت را ملاک معتقدات دینی خود نمی دانند. اما هنگامی که آقای بنی صدر روشنفکر ووو… دست خمینی را می بوسید مردم در حال و هوای اسلام ، حکومت عدل علی ،موکراسی و آزادی و رهائی بودند. آنروز اکثر مردم فکر می کردندتامدینه فاضله چند گام بیشتر فاصله ندارند.

بر خلاف بنده که دستبوسی را مذموم می انگارم، شخصی آنرا دوست می دارد و بنده را دعوت به خواندن مطلبی در سایت خویش کرده تا شاید به اشتباهم پی ببرم و البته بزرگانی را نیز که دستبوسی را مذمت کرده اند از اشتباهشان آگاه سازم. بنده نیز آن مطلب را در اینجا نقل می کنم تا نصب العین بنده باشد و کمتر اشتباه بکنم. نقل از سایت: http://ahmadinejadism.blogfa.com/post-12.aspx

سؤال: آیا براى فرد مسلمان جایز است دست دیگران را ببوسد یا به علامت تعظیم خم شود، البته خم شدن براى احترام و ابراز علاقه باشد، نه مثل تعظیم در مقابل عظمت خداوند؟
جواب: بوسیدن دست دیگران و خم شدن به نشانه تعظیم، بدون دلیل و جواز شرعى، کار درستى نیست، مگر در مورد پیامبر(ص) و اولیاى دین و علماى بزرگ.
امام صادق(ع) فرمود: «سر و دست کسى بوسیده نمى‏شود مگر رسول خدا(ص) و یا کسى که از او رسول گرامى اسلام اراده شود» (1) یعنى مى‏توان دست فرزندان پیامبر و علما و پیشوایان دین را به عنوان پیامبر و احترام به او بوسید.
از جمله آداب معاشرت که دین اسلام روى آن تأکید بسیارى کرده، مصافحه (دست دادن)، معانقه (یکدیگر را در آغوش کشیدن) و خم شدن در حدّ معقول است که به درجه تعظیم نرسد. شهید (ره) (یکى از علماى بزرگ قرون گذشته) فرمود: «جایز است بزرگداشت مؤمن به آن چه مقتضاى حال و زمان است، اگر چه سابقه‏اى نزد پیشینیان نداشته باشد، به خاطر دلالت عمومات (آیه و روایات)
خداونددر قرآن کریم فرموده است :
« ذلک و من یعظّم شعائر الله فانها من تقوى القلوب؛ آرى کسانى که شعایر خدا را بزرگ مى‏شمارند کارشان نشان پرهیزکارى دلهایشان باشد»(2)
نیز به فرموده پیامبر که: «کینه و حسد نورزید؛ پشت به هم نکنید؛ ارتباط را قطع نکنید و بندگان خدا باشید، در حالى که برادر هستید». به همین مناسبت جایز است ایستادن به عنوان احترام و خم شدن به مقدار لازم در مقابل مؤمن و مانند آن (3).
اگر کسى براى ورود مؤمنى از جایش برخیزد و در مقابل او کمى به عنوان احترام و تعظیم خم شود، ایرادى ندارد، به شرط آن که بدعتى نباشد و یا با نص صریح و سنت رویارویى نداشته باشد.
برخی از مراجع مى‏فرمایند: «بوسیدن دست پیامبر و اولیاى دین و نیز استاد فقه اشکالى ندارد»(4)، چون از آن براى تعظیم شعائر خدا استفاده مى‏شود».
پى‏نوشت‏ها:
1 – بحارالانوار، ج 73، ص 37، ح 35.
2 – حج (22) آیه 32.
3 – بحارالانوار، ج 73، ص 38.
4 – آیت الله مکارم شیرازى، استفتاءات جدید، ج 1
.

پیامبر دست پینه بسته کار گری را بوسید اما دست حکام و زور مداران را…؟!  (ادامه دارد)

 

Advertisements

یک پاسخ

  1. سلام عزیزم یه سر به پست جدیدم بزن انگار خدا به دلم انداختش که باهاش جواب تو رو بدم.

    واصباحا : سلام فقط علی عبادالله الصالحین
    دوست عزیز ،
    در چند جمله ای که بنده در مورد دستبوسی و مذمت آن نوشته بودم اگر حتی یکبار آنرا درست خوانده بودید متوجه می شدید که بنده هدفم بیش و پیش از انتقاد از مراد شما، انتقاد از آقای بنی صدر بوده و نه از آقای احمدی نژاد.

    حتی نوشته بودم که وقتی دستبوسی بنی صدر را بیاد می آورم احمدی نژاد را فراموش می کنم،زیرا آقای احمدی نژاد همین است که هست. نه پز روشنفکری دارد، و نه ادعاهای آنچنانی. ولی آقای بنی صدر، بیا و ببین..

    شما دقیقاً یک دقیقه و سی و سه ثانیه از وقت مبارکتان را صرف مطالعه مطلب بنده فرموده اید. اما بنده بار ها به سایت شما مراجعه کرده ام و همین مطلب دستبوسی شما را ده ها بار خواندم. حتی عین مطالب آنرا کپی کرده ام تا در زیر مطلب خودم نقل کرده و به نقد و قضاوت بگذارم.شما حتی بیش از چند ثانیه وقت صرف نوشتن به اصطلاح نظراتتان نفرموده اید، تنها یکی دو جمله. ولی بنده چی؟! آنچه خطاب به شما دارم می نویسم از کل مطلبی که شما مطالعه نفرموده اید نیز دارد زیاد تر می شود.

    برادر عزیز بنده ویار ندارم که امروز بطور اتفاقی از این بدم بیاید و فردا از آن یکی دیگر. اصولاً از «خوش آمد»،«بد آمد» های ویاری نفرت دارم. در سنّی که باید از شغل معلمی ام باز نشسته شده باشم،به لطف مراد شما و احمدی نژاد های دیگر، اکنون دارم در دیار غربت روزی نه ساعت کلنگ می زنم و طاقت فرسا کار می کنم. بعد از کار، به جای استراحت می نشینم و مطلبی می نویسم. بارها شده است که حتی شب را نخوابیده ام و با خاموش کردن کامپوترم دو باره به سراغ بیل و کلنگم رفته ام و حتی برای خوردن صبحانه نیز وقت نداشته ام. چرا؟ برای اینکه از سنین هفده سالگی دردمند اسلام بوده ام. وقتی کسی انتقادی از اسلام می کرده، به جای راحت طلبی و نقل چند حدیث مشکوک و مجعول و شاید منسوخ، ساعتها و روزها بدنبال مطالعه و تحقیق می رفته ام و روزها فکرم معطوف و مشغول آن بوده. به جای مصداق گرفتن «اهل حق» به دنبال «حق» می رفته ام و این جمله امام علی در نظرم بوده که : » اعرف الحق حتی تعرف اهله».

    در مطلب «دستبوسی» بنده می خواستم به «بید بگویم که منار بلرزد» و قصدم انتقاد از بنی صدر و بنوعی، تبرئه احمدی نژاد بوده. اما هم اکنون با نقل مطلب شما، اگر راضی باشید، به تکمیل و ادامه آن مطلب خواهم پرداخت. گر چه در بادی امر قصدم نوشتن و اشاره ای گذرا بود.
    عاقبت به خیر

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: