پهن- 3(آیت الناس بروجردی)

وقتی شرح حال و زندگی و روزگار ما در بغل گوش شهری چون اصفهان آنطور بود، می توان حدث زد که در سیستان و بلوچستان و کردستان و روستاها و شهر های دیگر مردم چه وضعی داشتند.

وقتی ما، بچه هائی که قرار بود نسل آینده کشور و عبور کنندگان از دروازه های تمدن بزرگ باشیم، به جای آموزش و پرورشی که نداشتیم و  در دورانی از زندگی که بیشترین نیاز را به پرورش جسمی و فکری داشتیم، پای برهنه و با شکم گرسنه به هر سو میدویدیم که چند کیلو سرگین خر پیدا کنیم تا انرژی بخش شبهای سردمان باشد، شاهنشاهمان مشغول فروش نفت بود تا از آمریکا برایمان شیر خشک فاسد تاریخ گذشته و کرم زده خریداری کند، و نائب امام زمانمان آیت الناس بروجردی به جان شاهنشاه دعا می کردند تا آمریکا بی نفت، ما  بی شیر، و زمین بی حجت باقی نماند.
وقتی واقعگرایانه نکاه بکنیم می بینیم که برای ایشان، یعنی برای آقای بروجردی شاهنشاه حجت خدا در زمین بوده و نه مهدی موعود.  ایشان یعنی آقای بروجردی، از آنجا که مرجعیت امت مسلمان را بر عهده داشتند، نگرانیشان به حدی بود که به شاهنشاه توصیه می کردند پیاده و یا بااسب و درشکه سفر کند. زیرا مسافرت با طیاره و بالو خطر ناک بوده و ممکن بود خدای ناکرده موئی از سر ایشان کم شده و آمریکا بی نفت بماند. در نتیجه بلاد مسلمین در خطر می افتاد و هرج و مرج همه جا را فرا می گرفت و ممکن بود ملحدی دیگر چون مصدق سر بر آرد و جلو نفت را بگیرد، آنوقت دین و دنیامان بر باد می رفت و ممکن بود از نعمت همین سرگین خر هم محروم شویم. یعنی خسرالدنیا والآخره.

وقتی خداوند می گوید ما «ذکر» را فرستادیم و خودمان آنرا حفظ خواهیم کرد «انانحن نزلنا الذکر و انا له لحافظون»منظورش از ذکر  یعنی قرآن، یعنی اسلام ، یعنی  دین محمد. اما حضرت آیت الناس بروجردی حفظ قرآن، دین و امت اسلام را بسته به حیات و سلامت شاهنشاه آریامهر می داند. به همین خاطر به شاهنشاه می نویسد که برای حفظ جانش با هواپیما سفر نکند، زیرا ممکن است برای ایشان اتفاقی بیفتد و امت و مملکت اسلامی از دست بروند. البته شاید ایشان شاهنشاه را حجت خدا بر زمین می دانسته و اعتقادی به حضرت مهدی نداشته است.

وقتی حضرت آیت الناس بروجردی نگران جان شاهنشاه بود، ده ها و بلکه صد ها هزار طفل، کودک و نوجوان ایرانی در حال مرگ و جان کندن بودند، اما حیات و ممات آنها هیچ اثری بر اعتلا و بقای دین محمد نداشت، زیرا ایشان تنها نگران دین خدا  و شاه  «سایه خدا» بود

وقتی که من و کودکان بسیاری به جای پرورش و آموزش، با پای برهنه بر زمین های داغ و پر از خار می دویدیم تا سرگین خر پیدا کنیم، شاه به آمریکائیها نفت می دادتا شیرهایشان فاسد و اسلحه هایشان کاسد نماند.

 وقتی مادران باردار، اطفال متولد نشده، کودکان بیمار و گرسنه و پیران درمانده داشتند می مردند، پزشک نبود،  اگر هم بود بیمارستان نبود،  اگر هم بود راه و جاده نبود،  اگر هم بود وسیله و هزینه سفر نبود، اگر هم بود پول دارو و درمان نبود، هر چه هر جا بود یا نبود، ما می مردیم و کسی نگران جان ما نبود، فقط یکی بود که نگران جان کسی بود، آن هم نگران جان ما نبود، که جان جان شاه بود و این تنها مشکل دنیا و دینمان بود . مشکل دنیامان با حفظ شاه و مشکل دینمان با حیات مرجع تقلیدمان حل می شد، مرجع تقلیدمان در حوزه علمیه بود و حوزه علمیه خسته از روضه خوانی شب قبل، در خواب قیلوله.

 وقتی شاه نمی دانست پولهایش راچکار کند، فرانسه می دانست که باید آن را برای راه و جاده ، راه آهن، قطار و مترو خرج کند. آنروزها ما برای رسیدن به شهر صلوات می فرستادیم، وگرنه اتوبوس در پیچ خم راه  «مال رو»  واژگون می شد. نه یک بار که هزار بار .حساب کنید تعداد صلوات های ما را.

ادامه در بقچه پهن 4

Advertisements

یک پاسخ

  1. سلام، گرچه دوران شما را درک نکرده ام ولی شواهدی دارم که گواهی میدهد مردم در شرایطی بهتر از الان بودند چراکه یک نفس 8 سال جنگ را تحمل کردند و کلی تجاوزات را نیز متحمل شدند ولی الان مطمئن باشید یک روز هم مقاومت نمیکنند چون نه ذهنشان کار میکند و نه حالی برایشان باقی مانده هرچند گذشته سخت میگذشت ولی روان مردم سالمتر بود البته باز شما تجربه بهتر ی دارید. بد نیست یه مقدار در مورد اختلافات ان زمان و حال بنویسید تا بهتر بتوانیم اختلافات را درک کنیم. مرسی.
    ………………………………….
    واصباحا:
    سلام
    ما در صدد مقایسه زمان شاه با امروز نیستیم تا نتیجه بگیریم که کدام یک بهتر می باشد، بلکه در صدد مقایسه هستیم تا بگوئیم که این هر دو یک است و امروز نیز همان بر سر ما می رود که دیروز. شاه از دروازه های تمدن بزرگ حرف می زد و من بدنبال سرگیم خر بودم. امروز نیز احمدی نژاد از اداره جهان می زند و من در کشورهای خارجی آواره ام و وضعیت مردم چنان اسفبار است که این آوارگی را نعمت عظمی بحساب می آورند.
    دوست عزیز ما در صدد ارائه دید گاهی خاص در نگرش به وقایع حال و گذشته می باشیم. شواهد و مدارک، فراوان و در دسترس هستند. متد یا سبک نگرش به پدیده ها مهمند.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: