آخوند 4

به نسبتی که ما چیزی را دوست داشته باشیم، انگیزه قوی تری برای رسیدن به آن چیز در ما بوجود می آید و نتیجتاً شانس بیشتری در رسیدن به هدف و خواسته خود خواهیم داشت . انگیزه قوی  موتور محرکه ای است که می تواند استعدادهای ویژه و بالقوه افراد را شکوفا کرده و به فعل در آورد. همه اینها هنگامی اتفاق می افتد که فرد آزادی عمل داشته باشد تا بتواند در راستای انگیزه و علائق خود دست به انتخاب بزند. در شرایطی که آزادی عمل و حق انتخاب وجود نداشته باشد، «دوست داشتن» و« انگیزه» مفهومی نخواهد داشت.

رشد کافی و بلوغ جسمی و فکری مناسب، «دوست داشتن ها» و«انگیزه ها»ی پایدار تر و اصولی تری را بهمراه خواهند داشت. پی گیری و مطالعه مذهب، فلسفه و علوم انسانی، نیازمند عشق و علاقه و انگیزه ای عمیق و پایدار می باشند که چنین چیزی در سنین طفولیت هرگز میسر نیست. گذشته از آزادی و حق انتخاب، فرد باید پرورش، رشد و ساز و کار لازم برای بروز علاقه و انگیزه هایش را داشته باشد تا پس از آن دست به انتخاب بزند. جز این باشد چیزی به بار نخواهد آورد مگر، بیزاری، انحراف و بد فهمی، خروج از مسیر طبیعی رشد و نهایتاً فرد استعداد و امکان فهم آن را از دست خواهد داد.

تا سال 1357  اکثریت قابل توجهی از آخوندها از طفولیت و توسط خانواده هایشان به طلبگی سپرده شده بودند.  در موارد زیادی، سواد آموزی را از همان مدارس طلبگی شروع می کردند. یعنی از سنینی شش هفت سالگی . حتی در سالهای دهه پنجاه ندرتاً دیده می شد که طلبه ای بعد از دبستان وارد طلبگی شده باشد. تعداد بسیار انگشت شماری بودند که با تحصیلات دبیرستانی یا دیپلم و با انگیزه های بیشتر  سیاسی وارد طلبگی می شدند که چنین طلبه هائی امروز غالباً جایگاهی در حوزه ها ندارند و اکثراً آنها امروز افرادی مسئله دار قلمداد می شوند و خود منتقد آخوندگری می باشند و بعضاً طرد هم شده اند که این خود دلیل دیدگاه متفاوت آنها نسبت به مذهب می باشد. زیرا چنین افرادی مذهب و مطالعه مذهبی را انتخاب کرده اند و به همین لحاظ دیدگاهی روشنتر ونسبتاً روشنفکرانه نسبت به مذهب دارند.

امروز حتی بسیاری از تحصیلکردهای دانشگاهی را می بینیم که رشته های دانشگاهی را بر اساس کسب پست و شغل و موقعیت اجتماعی و در آمد مادی انتخاب کرده اند و به همین لحاظ مثلاً پزشکانی را می بینیم که قریحه و ذوق طبابت ندارند و در نتیجه بیشتر به کسب می پردازند تا طبابت. دانشگاهیانی را می بینیم که هیج ذوق و استعدادی در ادبیات ندارند اما لیسانس و دکترای ادبیات دارند، زیرا رشته ادبیات را پس از ناکامی در  رشته های فنی و یا پولساز انتخاب کرده اندو در حقیقت، این رشته تحصیلی و بد حادثه است که آنها را انتخاب کرده است.

در چنین شرایطی مذهب و حساس ترین امور جامعه در دست کسانی قرار می گیرد که کمترین قریحه و استعداد را در مذهب دارند. طبیعی است که آنرا نفهمند و به مذهب به عنوان شغل و حرفه نگاه  کنند تا یک مسؤلیت و تعهدی انسانی الهی. آخوند بیش از آنکه مبلغ و مبین مذهب باشد، خود از مذهب انتقام می کشد. مذهبی که بر خود او تحمیل شده و حتی او را از درک و فهم حقیقت آن محروم کرده است. اگر به زبان آمار و ارقام سخن بگوئیم، معلوم می شود که از زمان قرار گرفتن آخوند در مسند قدرت و امور جامعه درصد عظیمی از مردم از اسلام گریزان شده اند. در طی 25 سال، آخوند جنان از اسلام و مذهب انتقام  گرفته که از دست هیچ لامذهب و ضد مذهبی ساخته نبوده است. اینها همه پیامدطبیعی تحمیل، و ندادن حق انتخاب، وسلب آزادی است. سلب آزادی اطفال معصومی که به شرط پسر بودن نذر حوزه های طلبگی می شدند. سلب آزادی فرزندانی که «ما به ازا»ی نذر و پیش خرید بهشت پدرانشان می شدند. از آنجا که دزدی، فاحشه گری، اعتیاد و فساد، باز تاب و پیامد ناهنجاری جامعه می باشد، قربانیان این ناهنجاری با عمل کردشان از جامعه انتقام می گیرند. آخوند نیز همین کار را می کند و از مذهب و جامعه انتقام می کشد. آفتاب آمد دلیل آفتاب

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: