آخوند 5 ( کافر یا منافق؟ )

«اسرائیلی ها هزار برابر بهتر از فلسطینی های…..گ سنّی هستند. فدک را یهودیها به حضرت فاطمه هدیه دادند، اما این ….گ سنی ها بودند که آنرا غصب کردند

این عبارات به کرات از آخوند هاشنیده می شد. و بخصوص از آخوندهائی که بیشتر از همه خود را مدافع اسلام می دانستند.

فدک، باغ، باغستان یا قریه آباد و سر سبزی بود که که توسط قومی از اقوام یهود به پیامبر هدیه شده بود. در عبارتی منطقی تر، غنیمتی بود که بدون جنگ و دادطلبانه به مسلمانان تسلیم شده بود و بدین لحاظ حق دخل و تصرف آن به پیامبر واگذار می شد. پیامبر نیز آنرا به فاطمه هدیه کردند. پس از فوت پیامبر و در زمان خلافت ابوبکر از تملک فاطمه خارج شد.

آخوند ها مدعی هستند که علی و فاطمه بارها قوت لایموت افطاری رمضانشان را نیز به فقرا هدیه کردند و سر گرسنه به بالین نهادند. ما نیز این را می پذیریم. اما معلوم نیست کسانی که حتی قوت لایموتشان را  به نیازمندان می بخشیدند و از مال دنیا چیزی برای خود نمی خواستند، آن باغ و ثروت بزرگ را برای چه می خواستند؟ مگر نه اینکه تجمع ثروت در دست افراد باعث محرومیت دیگران می شود؟ مگرنه اینکه علی می گفت: » اگر نه برای احقاق حق ستمدیدگان باشد، تمامی این حکومت و ثروت دنیا در نظرم بی ارزش تر از ذره آبی است که به هنگام عطسه بزی به بیرون ترشح می شود؟! حالا باید پرسید علی و فاطمه آن ثروت و ملک را برای چه می خواستند؟

جواب :

1- استفاده و بهره مندی خود و خانواده اش.
2- برای تقویت نهضت شیعه و کسب خلافت غصب شده اش.
3- برای رفع نیاز محرومین و فقرا.

جواب اول که نقض غرضی آشکار است بر اعتقادی که نسبت به علی و فاطمه داریم و مورد قبول هیچکس نیست و خود می تواند اهانت به آنان تلقی شود.
در مورد دوم نیز تاریخ گواهی می دهد که علی حتی پس از قتل عثمان نیز اقدامی در جهت کسب خلافت انجام نداد. حتی از امکانات فراوانی که در اختیارش بود بهره برداری نکرد و بخاطر جلو گیری از تفرقه و فروپاشی حکومت نو پای اسلامی از تمامی حقوق خود در گذشت.
مورد سوم نیز موضوعیت ندارد،زیرا اولا تجمع و انحصار ثروت در دست افراد پیشاپیش محرومیت دیگران را در بر دارد و دوم اینکه به لحاظ اقتصادی و بهره برداری از بیت المال و مساوات، تاریخ شیعه و سنی ، گواهی می دهند که  در زمان خلافت ابوبکر (و حتی تا پایان حکومت عمر)سیره و روش پیامبر حاکم بود و علی نیز نسبت به امور اقتصادی اعتراضی نداشت.  بنابر این استرداد فدک می تواند عملی انقلابی و منطبق با احکام اقتصادی اسلام تلقی شود.

اینکه در زمان اوبکر و عمر امتیازاتی شامل حال بعضی از صحابه( و همچنین عایشه) شد دلیل و توجیهی بر مقابله به مثل نمی باشد و زندگی علی و فاطمه ثابت کرده که حتی خود را مالک بلامنازغ حاصل دسترنج خویش نیز نمی دانستند. در قاموس قرآن و اسلام و سنت پیامبر و ائمه، انسان مالک قسمتی از حاصل دسترنج خویش است نه تمامی آن، دیگر تکلیف فدک و اموال هدیه ای و باد آورده معلوم است. للرجال نصیب مما اکتسبوا و للنساء نصیب مما اکتسبن.(32 نساء) بر طبق حکم صریح این آیه افراد حتی مالک مطلق تمامی دسترنج خویش نیستند و چنانکه قرآن می گوید : مردان و زنان «بهره ای» از حاصل دسترنج و کارشان را مالکند و «بهره ای»یا«نصیب» گاه حتی معنائی کمتر از نصف دارد و اندازه آن بر اساس نیاز و شرایط اقتصادی جامعه تعیین می شود. مسئله آخوند ها و رفسنجانی ها و عبد الرحمان عوف ربطی به اسلام و اقتصاد اسلام ندارد.

اینکه آخوندها قوم یهود و بنی اسرائیل را بهتر از  اهل تسنن می دانند مربوط به اعتقادات و بر داشت فرقه گرایانه انان از اسلام است و امروز نیز به آن معتقدند،اما اکنون بلحاظ مصالح سیاسی و حکومتشان آنرا پنهان می کنند ، گرچه گاه گاه از دستشان در می رود و در جاهائی آشکار می شود.

البته بنده در مقام درجه بندی و خوب و بد کردن هیچ قوم و نژادی نیستم. در مورد قوم یهود تنها به این نکته اشاره می کنم که یکی از بزرگترین افتخارات ما ایرانیان این است که در دو برهه حساس تاریخی ناجی و حامی یهود یوده ایم.  ایرانیان یکبار قوم یهود را از ورطه نابودی حکومت بابل نجات داده و در جنگ جهانی دوم نیز یهودیان زیادی صرفاً به خاطر ایرانی بودن یا منتسب به ایران بودن از مرگ نجات یافتند. بعد از حدود نیم قرن شاید هنوز  باشند یهودیانی که زنده بودنشان را مرهون داشتن پاسپورت و مدرک جعلی ایرانی می دانند. این بدان معناست که در زمان جنگ جهانی تنها و تنها کشوری می توانست وطن قوم یهود محسوب بشود ایران بود و لاغیر. تابعیت هیچ کشوری از یهودیان پذیرفته نبود جز ایران، و تنها ایران بود که یهود را قومی از اقوام ایرانی به حساب می آورد. لذا باید توجه داشت که آخوند حتی معادلات ریاضی را نیز در صورتی می پذیرد که جوابگوی امیالش باشد و لاغیر. از این قائده ظالقانی و منتظری نیز مستثنی نبود ه ونیستند. بنابراین طرح مسئله فدک  از دشمنی اساسی و اصولی آخوند با اسلام حکایت می کند.

آخوندها با در انحصار در آوردن اسلام ، در ذهن توده های شیعه تصویری بوجود آورده اندکه گویا اهل تسنن به خلافت امام علی اعتقاد ندارند و حتی اهل تسنن را مخالف و دشمن اهل بیت پیامبر و علی معرفی کرده و می کنند. به یک نمونه کوچک که در ترکیه برای من پیش آمد اشاره می کنم :

سال 1382در استانبول و در لابی هتلی نشسته بودم. مرد مسنی که اهل کردستان ایران بود روبروی من نشسته بود. از من پرسید : « شما خیلی خوب فارسی حرف می زنید. اصلاً لهجه ندارید.
ــــــ اتفاقآ خیلی ها زود می فهمند که اصفهانی هستم.
ــــــ مگر شما کرد نیستید؟
ــــــ نه، چطور ؟
ــــــ آخه امروز در مسجد دیدمتان که نماز می خواندید. من در صف پشت سر شما بودم.
ــــــ مگر فقط کرد ها نماز می خوانند؟
ــــــ آخر شما دست بسته نماز می خواندید. اصفهانیها همه شیعه هستند.
ـــــ چه فرقی می کنه؟ اهل تسنن هم گاهی با دستهای باز نماز می خوانند. تازه نماز جماعت باید سمبل اتحاد و یکرنگی باشد. یک فرد سنی مذهب نیز اگر با جماعت شیعه نماز بخواند باید مثل دیگران به نمار بایستد. وگرنه بهتر است هر گز نماز نخوانیم.»

بحث ما  خیلی طولانی و گسترده شد و از آنجمله ایشان به اتفاقی که برایش افتاده بود اشاره کرد و ادامه داد : » من و یکی از دوستانم که او نیز اهل تسنن می باشدبا هم تقاضای پاسپورت کردیم. دوستم پس از ده بیست روزی پاسپورتش را دریافت کرد اما، من تا یکی دو ماه بعدش دوندگی می کردم و نمی فهمیدم مشکل از کجاست. نهایتاً نامه ای دریافت کردم مبنی بر اینکه به فلان نهاد مراجعه کنم. وقتی رفتم آنجا باشخصی بر خورد کردم که از من سؤالات متفاوتی پرسید. من هم عصبانی شدم . گفتم بابا نخواستیم. من با دوستم باهم و در شرایط کاملاً مساوی تقاضای پاسپورت کردیم. الان دو ماه است که دوستم پاسپورتش را دریافت کرده. من هنوز دارم اینور و اونور می دوم . « ایشان به من گفت اتفاقاً شرایط مساوی ندارید.
ـــــ چطور؟
ـــــ برای اینکه شما مذهب خود را اشتباهی اعلام کرده اید.
ـــــ نه، من اهل تسنن هستم و همین را نیز اعلام کرده ام .
ـــــ پس چرا نام شما علی است؟ مگر سنی ها هم نام علی می گذارند؟ شما که علی را قبول ندارید.
ـــــ کی گفته؟ تازه ما بیشتر از شما نیز به علی و خاندانش احترام می گذاریم.
ـــــ چطوری ؟
ـــــ همینکه به آنان تهمت نمی زنیم بالا ترین احترام است. تازه با اینکه علی خلیفه چهارم است در احترام گذاری رتبه اول را پیش ما دارد. »

هموطن کرد اهل تسنن ادامه داد که آره : «ایشان اینطوری فهمیده بود که اهل تسنن دشمن خاندان علی و پیامبر می باشند و چون نام من علی بود فکر کرده من دروغ گفته ام و یا اینکه اشتباهی رخ داده، لذا پرونده مرا مخدوشه اعلام کرده بود و نتیجتآ کار من دو ماه عقب افتاد. البته بعد از آن بحث و گفتگوئی که بین ما رد و بدل شد در پوستش نمی گنجید و بلافاصله تلفن زد که در اسرع وقت پاسپورت را تحویلم بدهند. موقع خدا حافظی به من گفت هر وقت هر کاری داشتی من در خدمتم.
من ادامه دادم:
ـــــ تمام مصیبتهای ما از آنجا سر چشمه می گیرد که اسلام را از زبان آخوند شنیده ایم. آخوند هم که در دشمنی اش با اسلام جای بحث و شک ندارد.
ـــــ البته اهل تسنن هم متقابلاً تصورات غلطی از شیعه دارند. مثلاً کسی فکر نمی کند یک فرد شیعه مانند شما در وسط صف نماز جماعت اهل تسنن به نماز بایستد. دست بسته نماز بخواند و….
ـــــ آخر شما اهل تسنن نیز آخوند دارید. فرقی نمی کند. بزرگترین دشمنان مذاهب و بخصوص مذاهب ابراهیمی در بین متولیان آن مذاهب بوده اند نه جای دیگر. امروز بزرگترین دشمن اسلام و مسلمین آخوند است. گرگ در لباس میش.  کافر و منافق یکجا. والسلام!

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: