شیعه علی و اینهمه چاپلوسی؟!

در فرانسه مدتی با مشکل خاصی در گیر بودم. چند روز متوالی چند پلیس می آمدند و کنار من می ایستادند که دست از پا خطا نکنم. یک روز بعد از ظهر ماه اوت بود که یکی از پلیس ها به من گفت اگر به این کارت ادامه بدهی با مشکل قانونی مواجه خواهی شد و نصیحت می کرد که چگونه به کارم ادامه بدهم که از لحاظ قانونی  مشکلی نداشته باشم. چند پلیس دیگر نیز همین نظر را داشتند. در حقیقت برای من داشتند کار یک وکیل را می کردند.

گذشت و آن مسئله خاتمه یافت و من داشتم نامه ای در آن رابطه به مقامات می نوشتم. در نامه ام اشار داشتم به توصیه های پلیس و از آنجا که پلیس برخورد خیلی دوستانه و نصیحتگری با من داشت ، من هنگام نام بردن از پلیس نوشته بودم «پلیس محترم» و البته این احترام را آنها در من بوجود آورده بودند.

نامه ام را را به دوست فرانسوی ای که همسرش ایرانی است نشان دادم تا اگر نیاز دارد اصلاحش کند. ایشان گفت نامه ات درست و قابل فهمه ، فقط این قسمتش را هذف کن. فقط بنویس پلیس. ایشان ادامه داد: پلیس محترم و رئیس جمهور معظم و این حرفها بدرد چاپلوسی توی ایران می خوره . اینجا دستمال یزدی و این حرفها نداریم………مالیها مال ایرانه.

واقعاً ایرانی ها قصد احترام داریم یا ……..مالی و چاپلوسی؟ یا اینکه می ترسیم؟ مثلاً در وکیل دادگستر ای می گفت : قاضی محترم به ماها فحاشی کرد. خوب ، دیگر محترمش کجاست؟

آقای خامنه ای خواهر مادر مردم را بعله، اینهمه خونخواری و درندگی راه انداخته، باز طرفی که آنجایش هفت لاشده می گوید: مقام معظم رهبری فرمودند مادرت را می گایم. کدام معظم و کدام تعظیم؟ آقا همه میدانیم که احمدی نژاد رئیس جمهور منتخب این مردم نیست و از اول هم نبوده ،منتها اونروز گندش در نیامد چون مردم در صحنه نبودند. حالاهم جنایتی کرده که مشابهش در تاریخ حمله مغول نیز نقل نشده. باز می گویند : رئیس جمهور محترم! اصلاً تو این ریاست را قبول نداری، آن آقا چنین جنایت هولناکی را راه انداخته و چنان سرقتی انجام داده حالا اسمش را با هزار دستمال یزدی بکار بردن چه معنائی دارد؟

آیا این فرانسویان نامسلمان به اسلام و به مرام محمد و علی خیلی نزدیکتر نیستند تا ما؟

محمد و علی ای که از هر نوع تملق و چاپلوسی متنفر بودند!

Advertisements

مؤمن بی شناخت = کافر بی اطلاع

خوشبخت آنکه کره خر آمد الاغ رفت
     مخلص همیشه معتقد بوده ام که برای قبول و رد هر چیز نیاز به شناخت آن داریم. از نظر من اعتقاد بدون شناخت با مخالفت بدون شناخت برابر است. یعنی مسلمان بدون شناخت با آن کسی که بدون شناخت اسلام را رد می کند فرقی ندارند
در این رابطه به کسی توصیه ای کردم که ایشان در جواب بنده گفته شناخت داره و خوبش را هم داره یعنی بهتر از مسلمانها اسلام را می شناسد. حالا شما جواب ایشان را بخوانید و ببینید اطلاعات ایشان از اسلام چقدر جالبه. تا دیروز من فکر می کرد قرآن فقط کلام خدا ست.امروز فهمیدم که حسین نیز در قرآن حرفهائی زده که من نمی دانستم. بخوانید. البته به حروف انگلیسی
.
Baleh man shenakht kafi daram.
Man khondavand ra kheli behtar az on mosalmanani ke esmeh khodeshan ra mosalman megozarand meshenasam.
Albateh man ahle bahse deni nestam faghat yek eshareh mikonam be ketab enjeel shoma an ra bekhanid va agar harfi ya hata eshare be Mohammad ya hata eslam shodeh bood be man etelah bedid. Baraye enke hazrat masih megoyad man tanha rah rasti va hayat hastam.
hata gofteh ke pas az man payambaran doroghian khahan omad va shoma metavnid anha ro az mevehayesahn beshenasid.
hala megam man vared bahs deeni nemisham man aghedeh khodam ro goftam dar zemen shoma chan ta chiz ro bayad bedanid shoma medanid ke dar ghoran Hossien gofteh ke bayad tama Irani haro bokoskid shoma medanid ke Eslam che goneh vared Iran shod.
man baraye shoma meferestam

از این موارد زیاد داریم ولی به ذکراین نمونه پرداختم چون مدرکش حی و حاضر موجود است. ایمیلی که برای بنده فرستاده. 
      ایشان به بنده توصیه کرده اند که انجیل را بخوانم . حالا تصور کنید اطلاعات ایشان از انجیل چقدر طنزآمیز خواهد بود.
یکبار شخصی مانند ایشان چیزی از قرآن نقل کرد. یکی از دوستانم که طرف را بهتر از من می شناخت گفت این آیه در کدام قرآن خواندی؟ طرف گفت توی قرآن دیگه. دوستم گفت توی قرآن مجید یا قرآن کریم؟ آن شخص قرآن شناس جواب داد:  با لله نمیدونم ،فکر کنم توقرآن مجید بود.شاید هم تو قرآن کریم بوده. دوستم گفت برو دقیق ببین بعد بیا باهم حرف بزنیم.
روی جلد بعضی قرآنها می نویسند قرآن کریم و گاهی هم قرآن مجید نوشته می شود. حالادر جامعه ای که افراد مدعی آن نمی داند جند تا قرآن داریم و به خودشان اجازه می دهند در سطح بالائی ادعا کنند ونظر بدهند ، شخصی مانند مصباح یزدی و آخوند یزدی و امثال آخوند های دیگر نیز به خود اجازه میدهند که از قرآن هر طور که دوست دارند برداشت کنند. آخر آخوند ها نیز نظیر جنین اشخاصی هستند با این تفاوت که از بد حادثه پدرشان نذر کرده بوده اگر بچه اش پسرشد او را به طلبگی بفرستد.
این درد را بکجا بریم؟!؟
   گاهی می شود که کسی نداند بندر عباس در جنوب ایران است و یا اصلاً وجود دارد. خوب این می شود صفر. حالا اگر کسی فکر کرد بندر عباس نام قله کوهی است در جنوب فرانسه، آنوقت چنین شخصی چقدر به صفر بدهکار می شود؟
از این قبیل کم نداریم که در همه امور نظر می دهند و حاضر نیستند نه مطالعه کنند و نه حرف کسی گوش کنند.در جامعه ای که سطح مطالعات عمومی تا این حد پائین است فاجعه دور از انتظار نیست که یکی از اینها مصباح یزدی بشود. در جنین جامعه ای حسین در قرآن حرف می زند، خمینی از کره ماه سر در می آورد ، خیلی ها شعبان بی مخ می شوند و شعبان بی مخ ها بسیجی از آب در می آیند. آنوقت است که مصدق خانه نشین می شود
بـــــه کجــــــا بریم این درد را؟!؟

چه تضمنی می دهید که خمینی نجف خامنه ای تهران نشود

1 ـ ما دوست داریم مخالفمان نباشد، یعنی هذفش کنیم، وجود نداشته باشد، نتواند حرف بزند، امکان حرف زدن را از او بگیریم. ابن روحیه اکثر ما ایرانیانی هائی است که فردوسی فکر می کرد هنر فقط نزد ماست.

2ـ مثلاً روی فیس بوک همین چند دقیقه پیش دیدم که کسی توصیه می کرد فلان سایت حامی احمدی نژاد را ترورش کنند. مثلاً هک و مک و از این حرفها. من نظری به آن اضافه کردم که بگذار به کارش ادامه دهد تا بداند که حمایت کننده ای ندارد. تازه اگر هم ده درصد مردم حامی ایشان باشند من هم به جمعشان اضافه می شوم. آره، ده درصد هم قابل قبوله. ابن تا اینجا

3ـ سه سال پیش در پاریس کنفرانس کذائی ای بر گزار شد که در جای دیگری در همین سایت به ان اشاره ای کرده ام. دوستی که از برگزار کنندگان یا از دست اندرکاران اصلی آن بود از من خواست که در روز موعود به آن کنفرانس بروم.ایشان می گفت که آقای رضا پهلوی هم می آید. به ایشان گفتم اگر من آمدم  اجازه دارم که یکی دو سئوال از بعضی از شرکت کنندگان بپرسم. مثلاً از همین آقای پهلوی. ایشان گفت نه، نه نه نه و همین طور نه….

4ـ به ایشان گفتم که پس این هم نمونه همان جلسات جمهوری خامنه ای و از این حرفهاست. این همان دلیلی است که من از قبل گفته بودم که نخواهم آمد. ما از همین جا حاضر نیستیم تحمل یک سئوال را داشته باشیم. از همین جا حاضر نیستیم حتی برای دموکراسی و آزادی ابراز نظر، تمرینی کرده باشیم. خوب، این که شد همان حکومت ایران. با چنین روحیه و ویژه گی معلوم است چه چیزی در پی خواهد آمد. آری، زندانی روزنامه نگار ، تفتیش عقاید، زندان ، برچسب و همین چیزهائی که به وفور می بینیم. به ایشان گفتم من در این جرم با شما همکاری هم کردم ولی در اصل جرم که آن جلسه ، نــــــه. همکاریم در جرم این بود که به ایشان کمک کردم تا بطری های آبی که ایشان برای شرکت کنندگان در آنکنفرانس خریده بود را از ماشین ایشان به داخل آن سالن کنفرانس ببریم. این را هم داشته باشید تا

4ـ چند روز پیش پاراگرافی از سرگذشت و کیفیت زندگییم در دوران کودکی را(تحت عنوان پهن) که مربوط به سالهای 40تا 50می شد را در جائی از صفحه فیس بوک و شاید قسمتی مربوط به سلطنت طلبها نقل کردم. هیچ کس نپرسید که آقا، شاهدت کو؟ چه مدرکی برای صحت گفتارت داری ؟ این وقایع مربوط به کجای ایران و شهر اصفهان می باشد؟ دقیقاً بگو تا ما بدانیم تو چه می گوئی.البته من در آن پاراگراف و در کل آن سرگذشت که در سایت «واصباحا.کام» و تحت عنوان پهن  نقل کرده ام  آخوندها را نیز دست خالی نگذاشته ام ولی، عکس العملها فقط حاکی از این بود که من اشتباهی آمده ام . که من نباید به جمع کسانی که سلطنت طلب یا مشروطه خواه هستند وارد شوم و مطلبی بنویسم. و البته از کامنت یکی از انها اینطور بر می آمد که خیلی منت سر بنده می گذارند که با تیپائی بیرونم نمی کنند.

5ـ یا در جای دیگری جملاتی از خمینی را نقل کردم که خطاب به شاه گفته بود، که در واقع انتقاد شدیدی از آخوند ها و خمینی کرده بودم و به نوعی دفاع از شاه محسوب می شد. گفته بودم که شما هنوز طرح نیرو گاه اتمی شاه را نتوانسته اید به بهره برداری برسانید. اینهمه هم با آن مانور می دهید و تبلیغ می کنید. اما سی و جند سال پیش که شاه گفته بود منابع نفت تمام شدنی است و ما باید به فکر انرژی اتمی باشیم، خمینی از نجف داد و بیداد راه انداخته بودکه: « “ مردک، نفت ما را تو تمام می کنی، ما انرژی اتمی می خواهیم چکار، نزن این حرفها را برایت می خندند.» آری، نوشته بودم که آن حرف شاه ،حرفی کاملاً علمی و منطقی بود و معلوم است حرف خمینی چفنگ و از سر نفهمی بوده. حالا چگونه است که آقایان و بویژه احمدی نژاد چسبیده اید به انرژی اتمی و نفت را هم که دارید غارت می کنید بنده این حرف را زدم، فرد سلطنت با مشروطه خواه یا هوادرا رضا پهلوی خوشش نیامده و چنان برخورد دفعی ای از خود نشان داد، طوری که من فهمیدم اصلاً نوشته مرا نخوانده وگرنه باید آنرا تابلو می کرد. فقط همینکه با یک نگاه سطحی فهمیده بوده من موافق سلطت و مشروطه خواه وو.. نیستم  کیبرد کامپیوترش را داغان کرده که با عجله کامنت «حاکی از مرگ بر مخالف منش»را بفرستد. این یک را هم داشته باشید اخر باهم حساب می کنیم و بعد

6ـ داشتم با مرد خیلی مسن تر از خودم در مورد جنگ حرف می زدم. تازه از جبهه اجباری بر گشته بودم و با آن فرد مسن هم خیلی دوست و شاید همفکر بودیم و البته بنی صدر هنوز رئیس جمهور بود. آری ، به محض اینکه یک جمله کوچک انتقادی نسبت به وقلیع جنگ و کارهای حکومت از دهانم در آمد، ایشان که در حال نجاری و بریدن چیزی بود اره را گذاشت روی میز و خطاب به من گفت : «اجالتاً شما نه سنگ خزینه ببوس، نه تو آب خزینه بگوز.» تازه من خودم هنوز مخالف حکومت نبودم و تنها فکر می کردم کسانی در آن نفوز کزده اند که مانع انجام خوب کارها می شوند. حالا ببینید اگر مخالف بودم چه می گفت .

7ـ ما این روحیه و نگرش و این طرز برخورد و عدم تحمل شنیدن نظر مخالف و انتقاد از خود را در همه جای کشورمان به وفور می بینیم. از افراد عادی و عامی گرفته تا دانشگاهی و بالاتر. از سیاسیون و افراد متعلق به گروههای سیاسی تا هیئتهای سینه زنی. از سیاسیون زندان و شکنجه کشیده تا افراد مرفه و راحت طلب و بی درد. همه جا و به فراوانی.

خوب این هفت پگاراگراف را اگر با دقت خواندید حالا بگوئید بدانیم که آیا ما از آزادی و آزاد اندیشی چه برداشتی داریم؟ اصولا آزادی عقیده و دموکراسی چی است و چگونه باید برقرار شود و به چه طریقی باید پاسداری شود و تداوم پیدا کند؟

امروز به جز خامنه ای و دار ودسته اش، ظاهراً بقیه و همه ماها طرفدار آزادی هستیم، آزادی بیان ،عقیده، روزنامه نگاری ، نوشتن، خواندن، گفتن، و مذهب و بگیر و برو…. خوب این را چه گونه ثابت می کنیم؟ آخرنه اینکه خمینی هم همین ها را می گفت. تا زمانی که قدرت را نگرفته اند همه خود را اینطور نشان می دهند. حالا فرض کنید تا چند روز دیگر حکومت از ان ما می شود. ما اکثریت مطلق امروز. چه تضمینی می دهید که فردا باز نگوئیم خدا پدر خامنه ای را بیامرزد. همینطور که امروز همه می گویند خدا پدر شاه را بیامرزد.

هر حزب گروه و یا سازمانی که خواهان هذف و نابودی گروه رقیب خود باشد یقیناً روزی خودش جای فاشیست ترین حکومتها را خواهد گرفت ولو آن گروه امروز گروهی بسیار مردمی و مترقی باشد و گروه رقیب یا مخالفش گروهی باشد با عقاید فاشیستی.

آزادی هنگامی پاسداری می شود که گروهها و احزاب مختلف و رقیب یا مخالف حضور داشته باشند. یعنی اگر من آزادی خواه و حزبم موفق شدیم حکومت را قبضه کنیم، اگر دیدم که هیچ حزب مخالفی وجود ندارد باید بروم یک حزب مخالف خلق کنم تا ضامن بقای  خودم باشد. خودی که امروز آزادیخواه است و در نبودن رقیب و غیبت مخالف، فردا آزادی را از هر کسی سلب خواهد کرد. این امر مسلمی است و جای بحث ندارد. این ویژگی خلقت و طبیعت انسان است. وقتی من تنها بودم ، بدون رقیب و قدرتمند، یاغی می شوم ولو پیامبر خدا باشم. قرآن نیز این مسئله را دقیقاً همینطور بیان می کند. «ان الانسان لیطغی ان راه استغنی». ما حرف از آزادی می زنیم ولی گویا منظور آزادی خودمان میباشد و نه آزادی انسانها.

من امروز از آزادی انسان حرف می زنم و به آن سخت ایمان دارم اما، باید ترفندی بیندیشم که فردا نیز همینطور باشم و  اگر به قدرت و حکومت هم رسیدم همینطور باقی بمانم. برای اینکار لازم است من مسلمان سعی کنم آن گروه سلطنت طلب یا مشروطه خواه نه اینکه از صحنه خارج نشود، بلکه حفظ شود تا من مسلمان را از خامنه ای شدن باز بدارد.  باید آن گروه اقلیت نژادی مخالف من وجود داشته باشد تا من تبدیل به یک نژاد پرست فاسد نگردم. بایدمبلغین مسیحی در بغل گوش مسجد من با آزادی کامل به تبلیغ بپردازند تا من خود را مانند زمانی حس کنم که در خارج از حکومت بودم. یعنی حس کنم نیاز به جذب مردم دارم و برای این کار باید ثابت کنم که من نیکو کار تر و آزادیخواه تر از رقیبم هستم. باید خودم را زیباتر از رقیب یا دشمنم نمایان کنم. اگر اینکار را نکردم انوقت برای اینکه در حکومت بمانم به جای مردم به سراغ نیروهای مسلح میروم. چون نیروهای نظامی همیشه به اطاعت کور کورانه توصیه می شوند و از آنان اطاعتی سک گونه خواسته شده است. سگ به حکم صاحبش پاچه طرف را می گیرد ، حالا اگر صاحبش دزد باشد پاچه صاحبخانه را می گیرد تا صاحبش بتواند دزدی کند و اگر چوپان باشد به امر صاحبش به نجات گوسفندان می رود و با گرگ در می افتد. تا پای جان. نیروهای نظامی نیز اینچنین تربیت می شوند و معمولاً کسانی جذب این کا می شوند که جنین طبیعتی را نیز داشته باشند، اطاعت محض سگسان. امروز نیروهای درنده خوی خامنه ای کاری ندارد که چوب و قمه اش را بر سر بچه ای خرد سال می زند یا پیر زنی فرتوت. سگ میگیرد و اینکه چه کسی را نگیرد مربوط به صاحبش میشود.

مبارزه منفی 2( نماز جمعه)

1 ــ جمعه ها روزی است که برای تظاهرات، مجوز وزارت احمدی نژاد را لازم ندارد.این فرصت را ازدست ندهید
2 ــ هر چه  زود تر و بیشتر شرکت کنیم با مشکل کمتری روبرو خواهیم شد. چه به لحاظ ممانعت از ورود  به محل و چه از لحاظ مورد حمله قرارگرفتن.
3 ــ هیچگونه علامت سبز رنگی آشکار نشود مگر همزمان با بسم الله خطبه اول
4 ــ دوستان و افراد آشنا سعی کنند تا پایان باهم  بوده و فاصله ای بین آنان نیفتد. این کار موقع شروع  شعارها آنان را مطمئن می کند که همه  یکی هستند و در صورت نیاز به کمک همدیگر شتافته و در صورت بروز مشکل برای یکی دیگران در جریان قرار می گیرند
5 ــ حتماً چند قرار زاپاس متوالی با همراهان خود بگذارید که در صورت جدا شدن ازهمدیگر باز به همدیگر بپیوندید. قرار ها باید نسبت به آخرین محل قبل از گم کردن همدیگر تعیین شود.
6 ــ شرکت گسترده شما آقای موسوی و دیگران را بدنبال خواهد کشید. محذورات آنان را در نظر گرفته و رهبری را خود شما به عهده بگیرید
7 ــ امام جمعه مهم نیست چه کسی باشد.

…………………………………………………..
این گفتار قبل از نمازجمعه 26تیر و به عنوان استدلال صحیح بودن انتخاب این تاکتیک برای تظاهرات و اعتراضات مطرح شد.در حال حاضر با توجه به اولین تجربه این حرکت مواردی به بند های مختلف آن اضافه می شود که باید مد نظر قرار بگیرد.دشمن یکراه خواهد داشت و آن تعطیلی نماز جمعه می باشد.
دشمن، نه میتواندبه تجمعات میلیونی حمله کند و نه میدانی برای مانور و خود نمائی خواهد داشت . ممکن استاین چیزی است که در تظاهرات بزرگ روزهای پس از انتخابات دیدیم و نیازی هم به استدلال ندارد، زیرا ما میدانیم و دشمن بهتر از ما میداند که ما، همة ایران هستیم در برابر اندکی مزدور. لذا آنها سعی کرده اند پیوستن افراد و حرکتشان به سوی کانونهای تظاهرات را از کوچه کوچه شهر کنترل کنند این جیزی است که همه دیدیم. به همین دلیل دیگر تجمعات بزرگی امکان تشکیل نیافته است.

( البته دیدیم که دشمن حمله کرد و احتمالاً دستیگریها و زخمی و کشته ای نیز درپی داشته است. ولی باید دانیم که این پیامد در هر حرکت اعتراضی ای اجتناب نا پذیر خواهد بود،.آنجه مهم است نتیجه ای است که گرفته شد و دیدیم که در این روز بخصوص دشمن نمی توانست از حرکت مردم برای رفتن به یک قرار گاه مشترک حرکت پیشگیرانه ای داشته باشد. همانطور که در بند های بعدی این گفتار گفته بودیم دشمن برای جلو گیری از تکرار چنین جنبشی در جمعه های دیگر راهی جز تعطیلی نماز جمعه ندارد ،زیرا مردم همه یک شکل هستند و دشمن نمی تواند طرفدار داران بسیار اندکش را از بین مردم گزینش کند. جز اینکه آنرا انحصاری کرده و فقط افراد بسیج و پادگانها و بعضی نهاد ها را با وسیله نقلیه خودش به نماز جمعه انتقال دهد که این کار احتمالی دشمن را فعلاً مورد بحث قرار نمی دهیم. راه دیگر انست که به طرفدارانش توصیه کند در اول وقت  در محل نماز حاضر شوند و بعد از تجمع تعداد مورد نیاز معمول هفته های گذشته ، دیگران را از حرکت به سوی محل نماز جمعه  باز بدارد. اگر جنین کاری بکند شرایط برای همه یکسان خواهد بود و مردم می توانند در این کار از مزدوران حکومت پیشی گرفته و زود تر حرکت کنند که در آن صورت نمازگزاران سنتی و وابسته حکومت ذلیل و ذله خواهند شد و مجبور خواهند بود هر جمعه در یک ماراتون سرعت شرکت کنند و این کاری است که برای همه مقدور میباشد. لذا مردم می توانند در هر جمعه آزادانه بهمدیگر بپیوندند. چیزی که قبلاً هم تذکر داده شد این بود که مردم نماد های سبز را تا زمان رسیدن به قرار گاه نماز جمعه و تظاهرات آشکار نسازند تا مورد شناسائی و ممانعت قرارنگیرند. البته گفته بودیم که نماد های سبز را با شروع و گفتن بسم الله خطبه اول نماز آشکار سازند و این توصیه را باید همیشه و بطور هماهنگ رعایت کنند

نماز جمعه می تواند وعده گاهی برای تجمع بی درد و سر مردم باشد ومهم نیست که چه کسی امام جمعه باشد. زیرا در آن روز کسی را از خارج شدن از منزل و رفتن به سوی محل مشخصی مانع نخواهند شد.باید سعی شود که جزو اولین حرکت کنندگان به سوی نماز جمعه باشیم زیرا ممکن است پس از مشاهده ازدیاد جمعیت مانع از پیوستن دیگران شوند، همانطور که در وقت پایانی روز انتخابات مانع از رأی دادن مردم شدند چون می دانستند ادامه کار به نفع آنان نیست و گرنه از آن برای تبلیغاتشان بهره برداری نیز می کردند. اینبار و برای دفعات بعد، ما باید جزو اولین شرکت کنندگان باشیم. در انتخابات دشمن به افراد اندک خود توصیه کرده بود در ساعات اولیه رأی بدهند تا بتواند مانع رأی دادن مخالفین خود بشود. ما می توانیم تمام صفوف نماز جمعه را در اختیار مطلق خود داشته باشیم. یادمان باشد که دشمن از این تاکتیک مطلع خواهد شد و چه بسا خود از این نقطه ضعف بالقوه از قبل نیز با خبر بوده است(دیدیم که درست بود و از روز چهار شنبه شروع کرد به تبلیغات مسموم) و ما امروز آنرا کشف کرده ایم.پس صبح های جمعه طوری حرکت کنید که جزو اولین صفوف نماز گزاران بااشد)

با یک نگاه سطحی به مطالب این سایت خواهید فهمید که بنده مسلمان و خیلی هم معتقد هستم. روی سخنم با کسانی است که مذهبی نیستند و یا اینکه اصولاً مخالف مذهب و بخصوص اسلام می باشند. اگر فرض کنیم که مذهب یا مذاهب و از آن میان اسلام حقیقت داشته باشد، بدانید که هر حرکت آزادی بخش و عدالت خواهانه ای که از شما سر بزند در پیشگاه خداوند یک حرکت مقدس می باشد . من مسلمان، شمای آزادیخواه و عدالت طلب را هم کیش خود می پندارم ولو به هنگام نماز خواندن مرا تخطئه بکنید. خداوند در هیچ جای قرآن به شعار ها و حرف های ما بهائی نداده و تنها اعمال مارا ارزشگذاری کرده است. به همین دلیل می بینیم که در سوره «ماعون» می گوید وای بر نماز گذاران و هیچکجا چنین تعبیری را برای نماز نخوانها بکار نبرده. در جای دیگری می گوید روز قیامت زبان و دهان شما را می بندیم و از دست پایتان سئوال می کنیم. یعنی حرفهای شما و شعارهای شما را گوش نمیکنم و تنها اعمال و کار های شما مورد ارزشیابی قرار می گیرد.

بنابراین شمای لامذهب یا مخالف اسلام اگر فرض ما بر وجود خداوند  رابپذیرید، خواهید پذیرفت که آنخدا خدای شما نیز هست و  به حرکتهای عدالتخواهانه مردم توجه دارد و نه وردهای فریبنده و شیطانی نمازگزاران ریاکار. این استدلال را حتی در جائی از سخنان مطهری نیز خوانده ام که می گوید چه بسا کسی در پیشگاه خداوند یک  به عنوان یک مسلمان حقیقی پذیرفته شود، در حالیکه اصولاً عقیده ای به مذهب و وجود خداوند نداشته باشند و چه بسا با آن مخالفت نیز بکند.

دوستان، شاید به عنوان فراخوانی جهت یکی شدن و مبارزه بر ضد دشمن نیاز به شعار و متنی کوتاه باشد اما ضرورت دارد نسبت به کاری در پیش است آگاهی و توافق کامل داشتع باشیم و بدانیم که  آیا این روش کارساز هست یانه تاچنانچه شروع کردیم دچار دودلی نباشیم و با اطمینان گام برداریم. من شخصاً پیشنهاد رفتن به نماز جمعه را یک ترفند دشمن تلقی میکردم. گاهی هم فکر میکردم  که این پیشنهاد آقای موسوی و دیگران نوعی بازی دادن و آمادگی برای انفعال و یا حرکتی کور باشد. واقعاً از پس از دعوت به نماز جمعه دجار سر درگمی عجیبی بودم. هدف آقای موسوی هر چه باشد، ما باید چنین استدلالی را بپذیریم و چنین هدفی را دنبال کنیم که " هر جمعه، روزی برای تجمع میلیونی و تظاهرات گسترده در سراسر کشورباشد. قرار، محل برگزاری نماز جمعه در تمام شهرستانها. ساعت حرکت اولین ساعات روز. هیچکس در خانه نماند. ولو دشمن و طرفداران حکومت به خانه های شما دستبرد بزنند. ممکن است بعد ها از این تاکتیک برای عدم شرکت شما در نماز جمعه استفاده کنند.

به عنوان یک مسلمان معتقد از سال 58 به بعد شرکت در نماز جمعه و حتی خواندن نماز به جماعت و رفتن در مساجد را حرام دانسته ام و حتی توصییه می کرده ام برای مراسم هفت و یاد بود در گذشتگان نیز از منازل و اماکن دیگری غیر از مساجد استفاده شود. شما حتی در صفحاتی از همین سایت می توانید مشاهده کنید که بنده تمام مساجد امروز ایران را مسجد «ضرار» نامیده ام. مسجد ضرار مسجدی بود که توسط پیامبر خراب شد. امروز همه مساجد ایران مسجد ضرار میباشند جون بر خلاف و در جهت عکس منافع و مصالح مردم بکار گرفته شده و هر تجمعی در مساجد مورد بهره برداری حکومت غاصب قرار میگیرد و پایگاهی برای شیاطین میباشد.اما شرکت در نماز جمعه می تواند یک قرارگاه تجمع میلیونی مردم برای تظاهرات عدالت خواهانه و آزادیبخش باشد. تجمعی که برای تشکیلش مانعی وجود ندارد.

در نماز جمعه همه قرار می گذاریم که با شنیدن «بسم الله» اولین خطبه، نمادهای سبز را آشکار کنند. بدون توجه به اطرافیان. یقین داریم که تعدا قلیلی که با مانیستند در لابلای رنگهای سبز محو خواهند شد.برای ممانعت از این تشکل فراگیر، دشمن تنها یک راه خواهد داشت و آن تعطیلی نماز جمعه خواهد بود

علامت های سبز را صرفاً پس از پیوست کامل به هم دیگر در نماز جمعه و پس از «بسم الله» اولین خطبه آشکار کنید آشکار کنید.

از این فرصت طلائی و خدادادی باید حد اکثر بهره را برد و در روز جمعه هیچ کس در خانه نماند. مهم نیست که چه کسی امام جمعه باشد. اتفاقاً اگر امام جمعه افراد جناح حکومت باشند حرکت ما کارسازتر خواهدبود. این مسئله نه در تهران که در تمام شهرها و هر جمعه و باشرکت تمامی مردم باید اجرا شود باید بدانیم که مردم ما هستیم و تعدا اندک مزدوران حکومت در لابلی ما چنان گم می شوند که مجبور خواهند شد شعار های ما راتکرار کنند حتی اگر تعداد کمشان در بین ما شعار دیگری بدهند شنیده نمی شود و تنها نیروی صدای انفجار شعار های ماراتقویت می کند.(البته در این هفته شاید پنج در صد مردم شرکت کرده بودند و الا می بایست تا شعاع هزار متری دانشگاه کاملاً پر شده باشد طوری که جائی برای تکان خوردن مأمورین وجود نداشته باشد. مردم خود می دانند که این حرف شعار و حرفی برای تشویق و روحیه دادن نیست. امروزحتی درصد قابل توجهی از رأی دهندگان  به احمدی نژاد به صفوف مردم پیوسته اند. منظور رأی دهندگان معمولی می باشد ونه مزدوران).

ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا بانفسهم

خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمی دهد مگرآنکه آنقوم در خود تغییری بوجود آورند

مبارزه منفی 2( نماز جمعه)

۱ ــ جمعه ها روزی است که برای تظاهرات، مجوز وزارت احمدی نژاد را لازم ندارد.این فرصت را ازدست ندهید
۲ ــ هر چه  زود تر و بیشتر شرکت کنیم با مشکل کمتری روبرو خواهیم شد. چه به لحاظ ممانعت از ورود  به محل و چه از لحاظ مورد حمله قرارگرفتن.
۳ ــ قبل از بسم الله خطبه اول هیچگونه شعاری داده نشود و علامت سبز نیز آشکار نشود. نه در محل تجمع و نه در طول راه و مسیر
۴ ــ دوستان و افراد آشنا سعی کنند تا پایان باهم  بوده و فاصله ای بین آنان نیفتد. این کار موقع شروع  شعارها آنان را مطمئن می کند که همه  یکی هستند و در صورت نیاز به کمک همدیگر شتافته و در صورت بروز مشکل برای یکی دیگران در جریان قرار می گیرند
۵ ــ حتماً چند قرار زاپاس متوالی با همراهان خود بگذارید که در صورت جدا شدن ازهمدیگر باز به همدیگر بپیوندید. قرار ها باید نسبت به آخرین محل قبل از گم کردن همدیگر تعیین شود.
۶ ــ شرکت گسترده شما آقای موسوی و دیگران را بدنبال خواهد کشید. محذورات آنان را در نظر گرفته و رهبری را خود شما به عهده بگیرید
۷ ــ امام جمعه مهم نیست چه کسی باشد.
۸ ـ شعار دادن در بین راه و در اطراف محل نماز و آشکار کردن علامت سبز تا قبل از تجمع کامل در محلهای نماز جمعه و قبل از خطبه اول ،می تواند کار دشمن باشد. دشمن حتی ممکن است دسته های بزرگی را به این کار بفرستد تا از ماهیت و هدف دیگران آگاه شود و مانع حرکتشان بشود. پس هشیار باشید

…………………………………………………..
این گفتار قبل از نمازجمعه ۲۶تیر و به عنوان استدلال صحیح بودن انتخاب این تاکتیک برای تظاهرات و اعتراضات مطرح شد.در حال حاضر با توجه به اولین تجربه این حرکت مواردی به بند های مختلف آن اضافه می شود که باید مد نظر قرار بگیرد.دشمن یکراه خواهد داشت و آن تعطیلی نماز جمعه می باشد.
دشمن، نه میتواندبه تجمعات میلیونی حمله کند و نه میدانی برای مانور و خود نمائی خواهد داشت . ممکن استاین چیزی است که در تظاهرات بزرگ روزهای پس از انتخابات دیدیم و نیازی هم به استدلال ندارد، زیرا ما میدانیم و دشمن بهتر از ما میداند که ما، همة ایران هستیم در برابر اندکی مزدور. لذا آنها سعی کرده اند پیوستن افراد و حرکتشان به سوی کانونهای تظاهرات را از کوچه کوچه شهر کنترل کنند این جیزی است که همه دیدیم. به همین دلیل دیگر تجمعات بزرگی امکان تشکیل نیافته است.

( البته دیدیم که دشمن حمله کرد و احتمالاً دستیگریها و زخمی و کشته ای نیز درپی داشته است. ولی باید دانیم که این پیامد در هر حرکت اعتراضی ای اجتناب نا پذیر خواهد بود،.آنجه مهم است نتیجه ای است که گرفته شد و دیدیم که در این روز بخصوص دشمن نمی توانست از حرکت مردم برای رفتن به یک قرار گاه مشترک حرکت پیشگیرانه ای داشته باشد. همانطور که در بند های بعدی این گفتار گفته بودیم دشمن برای جلو گیری از تکرار چنین جنبشی در جمعه های دیگر راهی جز تعطیلی نماز جمعه ندارد ،زیرا مردم همه یک شکل هستند و دشمن نمی تواند طرفدار داران بسیار اندکش را از بین مردم گزینش کند. جز اینکه آنرا انحصاری کرده و فقط افراد بسیج و پادگانها و بعضی نهاد ها را با وسیله نقلیه خودش به نماز جمعه انتقال دهد که این کار احتمالی دشمن را فعلاً مورد بحث قرار نمی دهیم. راه دیگر انست که به طرفدارانش توصیه کند در اول وقت  در محل نماز حاضر شوند و بعد از تجمع تعداد مورد نیاز معمول هفته های گذشته ، دیگران را از حرکت به سوی محل نماز جمعه  باز بدارد. اگر جنین کاری بکند شرایط برای همه یکسان خواهد بود و مردم می توانند در این کار از مزدوران حکومت پیشی گرفته و زود تر حرکت کنند که در آن صورت نمازگزاران سنتی و وابسته حکومت ذلیل و ذله خواهند شد و مجبور خواهند بود هر جمعه در یک ماراتون سرعت شرکت کنند و این کاری است که برای همه مقدور میباشد. لذا مردم می توانند در هر جمعه آزادانه بهمدیگر بپیوندند. چیزی که قبلاً هم تذکر داده شد این بود که مردم نماد های سبز را تا زمان رسیدن به قرار گاه نماز جمعه و تظاهرات آشکار نسازند تا مورد شناسائی و ممانعت قرارنگیرند. البته گفته بودیم که نماد های سبز را با شروع و گفتن بسم الله خطبه اول نماز آشکار سازند و این توصیه را باید همیشه و بطور هماهنگ رعایت کنند

نماز جمعه می تواند وعده گاهی برای تجمع بی درد و سر مردم باشد ومهم نیست که چه کسی امام جمعه باشد. زیرا در آن روز کسی را از خارج شدن از منزل و رفتن به سوی محل مشخصی مانع نخواهند شد.باید سعی شود که جزو اولین حرکت کنندگان به سوی نماز جمعه باشیم زیرا ممکن است پس از مشاهده ازدیاد جمعیت مانع از پیوستن دیگران شوند، همانطور که در وقت پایانی روز انتخابات مانع از رأی دادن مردم شدند چون می دانستند ادامه کار به نفع آنان نیست و گرنه از آن برای تبلیغاتشان بهره برداری نیز می کردند. اینبار و برای دفعات بعد، ما باید جزو اولین شرکت کنندگان باشیم. در انتخابات دشمن به افراد اندک خود توصیه کرده بود در ساعات اولیه رأی بدهند تا بتواند مانع رأی دادن مخالفین خود بشود. ما می توانیم تمام صفوف نماز جمعه را در اختیار مطلق خود داشته باشیم. یادمان باشد که دشمن از این تاکتیک مطلع خواهد شد و چه بسا خود از این نقطه ضعف بالقوه از قبل نیز با خبر بوده است(دیدیم که درست بود و از روز چهار شنبه شروع کرد به تبلیغات مسموم) و ما امروز آنرا کشف کرده ایم.پس صبح های جمعه طوری حرکت کنید که جزو اولین صفوف نماز گزاران بااشد)

با یک نگاه سطحی به مطالب این سایت خواهید فهمید که بنده مسلمان و خیلی هم معتقد هستم. روی سخنم با کسانی است که مذهبی نیستند و یا اینکه اصولاً مخالف مذهب و بخصوص اسلام می باشند. اگر فرض کنیم که مذهب یا مذاهب و از آن میان اسلام حقیقت داشته باشد، بدانید که هر حرکت آزادی بخش و عدالت خواهانه ای که از شما سر بزند در پیشگاه خداوند یک حرکت مقدس می باشد . من مسلمان، شمای آزادیخواه و عدالت طلب را هم کیش خود می پندارم ولو به هنگام نماز خواندن مرا تخطئه بکنید. خداوند در هیچ جای قرآن به شعار ها و حرف های ما بهائی نداده و تنها اعمال مارا ارزشگذاری کرده است. به همین دلیل می بینیم که در سوره «ماعون» می گوید وای بر نماز گذاران و هیچکجا چنین تعبیری را برای نماز نخوانها بکار نبرده. در جای دیگری می گوید روز قیامت زبان و دهان شما را می بندیم و از دست پایتان سئوال می کنیم. یعنی حرفهای شما و شعارهای شما را گوش نمیکنم و تنها اعمال و کار های شما مورد ارزشیابی قرار می گیرد.

بنابراین شمای لامذهب یا مخالف اسلام اگر فرض ما بر وجود خداوند  رابپذیرید، خواهید پذیرفت که آنخدا خدای شما نیز هست و  به حرکتهای عدالتخواهانه مردم توجه دارد و نه وردهای فریبنده و شیطانی نمازگزاران ریاکار. این استدلال را حتی در جائی از سخنان مطهری نیز خوانده ام که می گوید چه بسا کسی در پیشگاه خداوند یک  به عنوان یک مسلمان حقیقی پذیرفته شود، در حالیکه اصولاً عقیده ای به مذهب و وجود خداوند نداشته باشند و چه بسا با آن مخالفت نیز بکند.

دوستان، شاید به عنوان فراخوانی جهت یکی شدن و مبارزه بر ضد دشمن نیاز به شعار و متنی کوتاه باشد اما ضرورت دارد نسبت به کاری در پیش است آگاهی و توافق کامل داشتع باشیم و بدانیم که  آیا این روش کارساز هست یانه تاچنانچه شروع کردیم دچار دودلی نباشیم و با اطمینان گام برداریم. من شخصاً پیشنهاد رفتن به نماز جمعه را یک ترفند دشمن تلقی میکردم. گاهی هم فکر میکردم  که این پیشنهاد آقای موسوی و دیگران نوعی بازی دادن و آمادگی برای انفعال و یا حرکتی کور باشد. واقعاً از پس از دعوت به نماز جمعه دجار سر درگمی عجیبی بودم. هدف آقای موسوی هر چه باشد، ما باید چنین استدلالی را بپذیریم و چنین هدفی را دنبال کنیم که ” هر جمعه، روزی برای تجمع میلیونی و تظاهرات گسترده در سراسر کشورباشد. قرار، محل برگزاری نماز جمعه در تمام شهرستانها. ساعت حرکت اولین ساعات روز. هیچکس در خانه نماند. ولو دشمن و طرفداران حکومت به خانه های شما دستبرد بزنند. ممکن است بعد ها از این تاکتیک برای عدم شرکت شما در نماز جمعه استفاده کنند.

به عنوان یک مسلمان معتقد از سال ۵۸ به بعد شرکت در نماز جمعه و حتی خواندن نماز به جماعت و رفتن در مساجد را حرام دانسته ام و حتی توصییه می کرده ام برای مراسم هفت و یاد بود در گذشتگان نیز از منازل و اماکن دیگری غیر از مساجد استفاده شود. شما حتی در صفحاتی از همین سایت می توانید مشاهده کنید که بنده تمام مساجد امروز ایران را مسجد «ضرار» نامیده ام. مسجد ضرار مسجدی بود که توسط پیامبر خراب شد. امروز همه مساجد ایران مسجد ضرار میباشند جون بر خلاف و در جهت عکس منافع و مصالح مردم بکار گرفته شده و هر تجمعی در مساجد مورد بهره برداری حکومت غاصب قرار میگیرد و پایگاهی برای شیاطین میباشد.اما شرکت در نماز جمعه می تواند یک قرارگاه تجمع میلیونی مردم برای تظاهرات عدالت خواهانه و آزادیبخش باشد. تجمعی که برای تشکیلش مانعی وجود ندارد.

در نماز جمعه همه قرار می گذاریم که با شنیدن «بسم الله» اولین خطبه، نمادهای سبز را آشکار کنند. بدون توجه به اطرافیان. یقین داریم که تعدا قلیلی که با مانیستند در لابلای رنگهای سبز محو خواهند شد.برای ممانعت از این تشکل فراگیر، دشمن تنها یک راه خواهد داشت و آن تعطیلی نماز جمعه خواهد بود

علامت های سبز را صرفاً پس از پیوست کامل به هم دیگر در نماز جمعه و پس از «بسم الله» اولین خطبه آشکار کنید آشکار کنید.

از این فرصت طلائی و خدادادی باید حد اکثر بهره را برد و در روز جمعه هیچ کس در خانه نماند. مهم نیست که چه کسی امام جمعه باشد. اتفاقاً اگر امام جمعه افراد جناح حکومت باشند حرکت ما کارسازتر خواهدبود. این مسئله نه در تهران که در تمام شهرها و هر جمعه و باشرکت تمامی مردم باید اجرا شود باید بدانیم که مردم ما هستیم و تعدا اندک مزدوران حکومت در لابلی ما چنان گم می شوند که مجبور خواهند شد شعار های ما راتکرار کنند حتی اگر تعداد کمشان در بین ما شعار دیگری بدهند شنیده نمی شود و تنها نیروی صدای انفجار شعار های ماراتقویت می کند.(البته در این هفته شاید پنج در صد مردم شرکت کرده بودند و الا می بایست تا شعاع هزار متری دانشگاه کاملاً پر شده باشد طوری که جائی برای تکان خوردن مأمورین وجود نداشته باشد. مردم خود می دانند که این حرف شعار و حرفی برای تشویق و روحیه دادن نیست. امروزحتی درصد قابل توجهی از رأی دهندگان  به احمدی نژاد به صفوف مردم پیوسته اند. منظور رأی دهندگان معمولی می باشد ونه مزدوران).

ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا بانفسهم

خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمی دهد مگرآنکه آنقوم در خود تغییری بوجود آورند

مبارزه منفی 1 (مکانیسم تحریم)ـ

همه حرف از تحریم می زنند. موجی هم راه می افتد و تأثیرات گذرائی بر جای می گذارد. اما برای اینکه تحریم ها کارآمد، مداوم، عینی و علمی باشد، باید روشن کرد که تحریم چگونه عمل می کند. مثلاً این روز ها خیلی از تحریم رادیو تلویزیون حرف می زنند. اما وقتی می پرسی چگونه و برای چه و جگونه اثر می کند، خیلی ها ندیدن برنامه های تبلیغی تخریبی رژیم را مطرح می کنند و دلیلشان این است که دیدن این برنامه ها اثر منفی بر مردم گذاشته و روحیه آنان را تضعیف می کند.

مردمی که در خیابان و زیر گلوله بوده اند که از دیدن فیلمش بیشتر نخواهند ترسید. اگر هم منظور دروغ پراکنی رادیو تلویزیون است که همه مردم می دانند دروغ است. به فرض اینکه چنین استدلالی را بپذیریم  باید دانست که ندیدن برنامه ضربه ای به رادیو تلویزیون نخواهد زد. پس باید اول پرسید:

1 ـ تحریم رادیو تلویزیون باید چگونه باشد؟

2 ـ از کجا بدانیم که همه در تحریم شرکت می کنند؟

3 ـ از کجا پی ببریم که تحریمها مؤثر بوده؟

4 ـ ضربه مالی وارده را چگونه ارزیابی کرده و نمود های تحریم ها چگونه نمایان می شوند.

در جواب به سؤالات فوق اول باید دید که منبع در آمد صدا سیما چیست و چگونه عمل می کند. در مورد بودجه دولتی که از ما کاری ساخته نیست. درآمد دیگر آن مربوط به تولید محصولات فرهنگی می شود که نباید خرید. در آمد دیگر صدا سیما مربوط به تبلیغات می شود.

در مورد تبلیغات ما نمی توانیم حساب کنیم که تولید کنندگان و تجار و وارد کنندگان کالا حاضر باشند میدان رقابت را خالی گذاشته و فرصت را به رقبای احتمالاً فرصت طلبشان بدهند.. بنابر این اگر هم تعدادی از مشتریان تبلیغاتی صدا سیما در همراهی مردم چند صباحی سراغ تبلیغات نروند زیاد دوام نخواهد داشت و تضمینی وجود ندارد که به تحریمشان ادامه دهند بخصوص که ضمن از دست دادن فرصت شغلی متحمل ضرر مالی نیز می شوند. از همه مهمتر اینکه چنین تحریم کنندگانی متعلق به توده مردمند و ضرر احتمالی آنها به زیان مردم خواهد بود. خوب باید چگونه عمل کرد؟ پادر هوا و شعاری نمیتوان کاری به پیش برد. باید عیناً و بطور آنالیز و موشکافانه تشریح کرد و رهنمود داد تا مردم بدانند کارشان مؤثر بوده و در چنین حالتی است که به تحریمها ادامه خواهند داد و از کارشان لذت خواهند برد ولو اینکه متحمل مشکلاتی بشوند. خوب  چگونه؟

رهنمود های خود را ارائه کنید تا پس از جرح و تعدیل و جمع بندی، بصورت مجموعه ای راهبردی و عملی به همه پیشنهاد و ارائه و نهایتاً بدان عمل شود.

اسلام در بند انحراف آخوندیسم

کُفر از ریشه کَفَرَ به معنای پوشانیدن است. به همین دلیل گاهی، کشاورزی را که دانه می کارد و آن را در زیر خاک پنهان می کند را کافر می خوانند.ـکافِر یعنی پوشاننده و مخفی کننده.ـ
در موضوع مسائل عقیدتی و در اسلام کافر به کسی می گویند که بعد از اثبات حقیقت و یا ابلاغ آن آنرا کتمان کند. در قاموس قرآن به کسی که مسلمان نیست یا تابع مرام و مذهب دیگری باشد کافر گفته نمی شود. قرآن پس از ابلاغ و روشن شدن بینات است که فرد انکار کننده را کافر می خواند. مثلاً اسلامی که امروز به جهانیان ابلاغ می شود خالی از هرگونه بینات است. لذا نپذیرفتن و حتی مقابله با اسلام کفر به حساب نمی آید. در حقیقت خیلی افراد در برابر اسلام موضع گیری می کنند چون فکر می کنند که اسلام دینی خرافی و عاری از حقیقت می باشد.

روی سخنم با مسلمانان نه که باکسانی است که خیلی مسلمانند. روی سخنم با آقای منتظری و صانعی است. روی سخنم با جوادی آملی و ووو… طویله طویله علما و فقهای حوزه قم است که امروز بعد از بینات فراوان و بعد از شواهد و دلایل عدیده و غبر قابل انکار ، باز به انکار حقیقت می پردازند. طوری حرف می زنند که هر شنونده ای فکر می کنند گوینده یا نویسنده آن حرف نسبت به چیزی که می گوید یقین ندارد. از آن گذشته بعد از آنکه بر سر خلق مسلمان و امت محمد منت گذاشته و لب به سخن می گشایند طوری حرف می زنند که گویا دارند برای بچه های دبستان و یا کودکستان درس اخلاق می دهند. و اینگونه سخن می گویند:

هر کس کسی را بکشد خداوند او را نمی بخشد.

هرکس ظلم کند مردم باید با او قهر کنند.

هر کسی به حقوق مردم تجاوز کند باعث خشم خداوند می شود.

و از این بدتر آقای منتظری در حرفهایش هشدار می دهد که کاری نکنید که مشروعیت نظام به زیر سئوال برود. زهی بی شرمی و وقاحت و بزدلی که هنوز برای نظام مشروعیت قائل هستید. بنده به عنوان بک فردی که تنها ایده آلم حکومت اسلامی بوده، با دیدن آقایانی چون منتظری و آملی وصانعی… به آنانی که اسلام را تخطئه می کنند حق می دهم. در ایران و در فقه شیعه ای که بهترین فقیه آن شخصی چون منتظری است ، باید در اساس اسلام و تشیع تجدید نظر کرد. خامنه ای که جای خود دارد.

و بسیار از این دست سخنان بی خاصیت و بچه گول زن. آقایان، احمق خودتان هستید.آقای منتظری ،هرخری میداند که ظالم عندالله مغضوب است. هر احمقی می فهمد که شخص ظالم حق حکومت و امانت داری مسلمین را ندارد.و هر بچه ای می داند که تجاوز به حقوق مردم چه معنا و مجازاتی دارد. برای گفتن این حرفها که نیازی به فقیه سفیه نداریم. فقه و اجتهاد این است که شما بعد از این همه بینات عدیده بگوئید ظالم کیست.نام ببرید. حالا در مقابل ظالم ایستادن پیش کش. فقه و اجتهاد این است که شما بفهمید و اعلام کنیدچه کسی حرمت مسلمانان را رعایت نکرده. چه کسی به جان و مال و ناموس مردم تجاوز کرده . نام ببر و به مردم معرفی کن.اجتهاد این است که تا کنون فهمیده باشید و اعلام بکنید که مسئولین حکومت بر ضد موازین اسلام و حرمت امت محمد خروج کرده و حکم کافر حربی دارند.در غیر اینصورت کتمان و عدم بیان حقیقت خود کفر است و شما ها همگی در پرتگاه کفر و الحاد قرار دارید.امروز دیگر زمان شاه عباس و قاجار نیست که سر کتاب باز کنید و از اسلام حرف بزنید . امروز هزاران بچه دبیرستانی و دانشگاهی اسلام را بهتر از من و شما می فهمند و آنرا با عشق به حقیقت مطالعه کرده اند نه برای گرفتن شهریه فلان مدرس و نه برای روضه خوانی و امرار معاش. آقای صانعی و آملی، من از دوازده سالگی می دانستم که علی چرا به صورتش سیلی زد. یکمیلیارد بار هم از روضه خوانی شما شبیده ام. سیلی به صورت زدن پیش کش جد و آبادتان. داستان علی و معاویه را شما را به همان معاویه قسم دیگر تعریف نکنید که من شک دارم شما شیعه علی باشید. افضل الجهادی را که یک عمر تعریف کردید و نان مفتش را خوردید این است که امروز صریحاً نام ببرید چه کسی مسئول خون مردم است . کی فرمان داده . چه کسی در رأس همه امور است. چه کسی فرمانده تمامی این لشکر سلم و تور است . یعنی نمی دانید یا نمیفهمید بعد از اینهمه بینات. اگر اینطور است که معنی فقاهت و اجتهاد را با خریت و بی شعوری اشتباه گرفته اید. اگر می ترسید که شما دیگر پایتان لب گور است، والبته ملک الموت تأخیر هم داشته است. اگربرای چند روز باقی مانده عمرتان می ترسید که پس لعنت حسین و زینب بر شما که عمری به دروغ خواندید “ ویا لیتنی کنت معکم”