جنبش سبز ناگزیر از اتخاذ دو خط مشی می باشد. گزینه سومش انفعال و شکست خواهد بود.

بدون اعتصاب عمومی، اعتراضات خیابانی و  بهره برداری از مناسبتهای ملی و مذهبی، جنبش سبز را به جائی رهنمون نخواهد شد جز انفعال و شکست. طبیعت حکومت حاضر طبیعتی است بحران زیست و با توجه به حمایتهای کشورهای خارجی، اعتراضات خیابانی نه کارساز خواهد بود و نه ابدی.
حکومت حاضر، میکروبی را میماند که نسبت به آنتی بیوتیک و دارو مصونیت حاصل کرده. تکیه مطلق بر اعتراضات خیابانی و مناسبتهای ملی مذهبی تنها باعث فرسودگی و ضعف بدن بیمار میشود و نه عامل بیماری(میکروب). فرسودگی بدن بیمار چیزی نیست جز همان انفعال و سرخوردگی نیروها و به هدر دادن پتانسیل جوشانی که تا امروز پویائی خود را حفظ کرده است، اما ابدی و نامحدود نخواهد بود.
تاکتیک مجرد تظاهرات خیابانی و شعار نویسی و نشان دادن موج اکثریت مخالفان، در کشورهای دموکراتیک کارائی دارند و این در حالیست که در کشورهای دموکراتیک احزاب آزادی وجود دارند که نقش رهبری حرکت را بازی می کنند و در فضا و شرایطی برابر حکومت را به چالش می کشند. اما در کشوری که رسماً هیچ حزب و سازمان آزاد و مستقلی وجود ندارد، تکیه تنها به اعتراضات خیابانی، دورنمائی جز انفعال و سرخوردگی را نماینگر نیست. در غیاب احزاب و نشریات و رادیوتلوزیون آزاد و مستقل، حکومت ایران حریف بی رقیبی را میماند که با خود مسابقه می دهد. چنانچه شکست بخورد باز برنده اول و دوم مسابقه خود اوست.ا

 اعتراضات و تظاهرات روزهای پس از انتخابات نشان داد که چنانچه ادامه می یافت اکثریت مطلق مردم را در بر می گرفت، اما در برابر چنان اکثریت و اعتراضات بزرگ و بی نظیری، حکومت حتی یک قدم عقب نشینی که نکرد هیچ، بلکه طلبکار هم شده و بر دامنه بگیر ببندها خود نیز افزوده است، طوری که امروز از تسویه مطلق دانشگاه و ادارات حرف می زنند و حتی یکی از شروط استخدامی افراد را سوگند وفاداری یه دستگاههای سرکوب موجود اعلام می کنند. یعنی اگر روزی یک کارمند در تظاهرات غیر حکومتی شرکت کرد بدون دادگاه و محاکمه محکوم خواهد بود. محکوم به شکستن سوگند ونقض تعهد وفاداری ای که خود پیشاپیش زیرش را امضاء کرده است.
با توجه به اینکه حکومت قدمی عقب نشینی نمی کند و فضا را تنگترنیز خواهد کرد، امیدی به فعالیت احزاب رسمی و اسمی موجود سابق نیز نیست، چه رسد به اینکه نطفه تشکل و سازمانی نو گذاشته شود. بنابراین اگر خوشباورانه به مسائل نگاه کنیم، آیا حرکت  مردمی خودجوش که نه کادر و تشکیلات رهبری دارد، و نه حزب و ارگان حزبی و تبلیغاتی، تا کی و تا کجا قادر به ادامه راه خواهد بود؟ 
احزاب و سازمانهای رسمی موجود که عمدتاً شهرت و فراگیری خود را وامدار چهرهای حکومتی سابق میباشند، در مواجهه با احزاب و گروههای سیاسی بالقوه، خود نقش حکومتی در سایه را ایفاء می کنند که مانع از رشد نمو و یا اظهار وجود هر حرکت متشکل دیگری خواهند شد، بطوریکه خود حکومت نیازی به قلع و قمع آنان نخواهد داشت.

با توجه به ویژه گی شرایط موجود، مقابله قهرآمیز و اعتصاب عمومی، دو گزینه ایست که جنبش سبز ناگزیر از انتخاب یکی از آنهاست.مسلماً اعتصاب عمومی دارای هزینه های بمراتب کمتری است و به لحاظ سیاسی نیز منطقی تر و در انظار جهانیان پذیرفتنی تر می باشد. جنبش سبز برای پویائی و حرکت شتابنده و رو به جلو نمی تواند برای همیشه صرفاً از تاکتیک بهره مندی از مناسبتهای ملی مذهبی استفاده کند. لذا دیر یا زود میبایست  اکثریت عظیمی که ایثارگرانه حماسه آفریده اند به اعتصاب عمومی فراخوانده شوند. با اعتصاب عمومی و مبارزه منفی مسلماً هزینه کمتری خواهند پرداخت و پیروزیشان حتمی تر و کم هزینه تر خواهد شد. راه سومی جز فرسودگی و انفعال و نهایتاً شکست و سرکوب مطلق وجود ندارد.
برای جلوگیری از انفعال و روزمره گی جنبش و برای اجتناب از شکست، لاجرم باید حرکتی رو به جلو و شتاب گیرنده داشته باشیم که تاکنون چنین بوده است. مسلماً چنانچه خط مشی جنبش همچنان ادامه روند تظاهرات  و اعتراضات  خیابانی باشد، باید اذعان کنیم که شتاب گیری و حرکت روبه جلوی آن حد و مرزی خواهد داشت و نهایتاً به اوج خود که رسید فروکش می کند و در شرایط خیلی خوشبینانه ممکن است چند صباحی در اوج شدت خود ادامه پیدا کند، اما چنانچه موفق نشود و به اهداف و خواست های خود نرسد انفعال و روزمره گی سرنوشت محتوم آن خواهد بود. حکومت و دشمن  ثابت کرده که هرگز قصد کوچکترین تمکینی برای شناسائی و رعایت حقوق مردم را ندارد، لذا چنانچه جنبش ازرسیدن به یک نتیجه حداقلی باز بماند، طبیعی خواهد بود که خستگی، فرسایش، سرکوب ومحرومیتهای ناشی از شرکت در اعتراضات منجر به انفعال و سرخوردگی مردم شود که اگر چنین شود و مردم به خانه هایشان بروند دیگربا صور اصرافیل نیز خارج نخواهند شد  . حتی خمینی  در پاریس  نگران این بود که اگر مردم به خانه هایشان رفتند دیگر مشکل می توان آنها را به خیابانها کشید و بنا بر همین احتمال، با اولتیماتوم دادن حتی کوتاه مدت و آزمایشی  به حکومت شاه  برای باز گشت و عمل به قانون اساسی  موافقت نکرد.

باید توجه داشت که شرایط امروز جنبش و سرکوبها به هیجوجه قابل مقایسه با آنروزها نیست. وحشتناکترین روز از سرکوبهای حکومت شاه مربوط به ۱۷ شهریور و میدان ژاله  تهران می شد، در حالیکه در چند ماهی که از اعتراضات بعد از انتخابات می گذرد دهها روز بد تر از هفده شهریور داشته ایم و البته نه دریک میدان(ژاله)، که در میادین متعدد و مختلف و نه در تهران تنها که در تمام شهرهای بزرگ. از طرف دیگر، آنروز ها هر چه که بود رهبری مشخص و بلامنازعی وجود داشت که دستورات و درخواستهایش از مردم نوعی الزام دینی را بهمراه داشت و حتی جنبه خرافی نیز پیدا می کرد تا جائی که عکس رهبر خود را نیز در کره ماه جستجو می کردند. اما امروز این جناح مخالف و مقابل مردم است که خود را مرجع دینی مینامد وبر خلاف آن دوران که روحانیون «بر» قدرت بودند، امروز بیشتر آنان «با»قدرت هستند وباز بر خلاف آن دوران، امروز این دستورات شاه، حکومت سرکوبگر مردم (خامنه ای) است که برایش الزام دینی فرض می شود.

امتیاز دیگر حرکت مردم در آنروزها حمایت و اراده کشور های قدرتمند و تصمیم گیرنده بود که همگی در کنار گذاشتن شاه از حکومت اتفاق نظر داشتند و بر سر تسلیم حکومت به خمینی با همدیگر از طرفی، و با خمینی و حواریونش از طرف دیگر به توافق رسیده بودند. امروز اما چنین نیست و قدرتهای بزرگ علارغم دعوای زرگری و ظاهریشان با حکومت، موافق تغییر آن نیستند و وجود چنین حکومتی را مناسب منافع و مصالح سیاسی اقتصادی خویش می دانند و این چیزی است که عملاً شاهد آن هستیم و می بینیم که چگونه منابع کشور به یغما برده می شود. امروزکشورهای اروپائی و آمریکا برای ندیده گرفتن و عبور آسان از مسئله حقوق بشر و دموکراسی مسئله  انرژی هسته ای را مطرح می کنند و می بینیم که  پس از گذشت نزدیک به پنج سال هنوز در حال تمدید مهلت های چند ماه و هفته خود می باشند و هر روز از به سر رسیدن کاسه صبرشان حرف می زنند و هیجوقت هم لبریز نمی شود. آنچه کشور های چند به علاوه چند مطرح می کنند تنها و تنها بازی با الفاظ است و بس. از اینطرف نیز حکومت ایران گهگاه یقه اسرائیل را می چسبد و چند گرم اورانیم دیگر تغلیظ می کند تا کشورهای تصمیم گیرنده خوراک تبلیغاتی لازم برای انحراف اذهان عمومی از مسئله حقوق بشر را داشته باشند. نهایت اینکه امروز حکومت از لحاظ قدرتهای خارجی خیالش راحت است و این خود امتیاز بزرگ و تعیین کننده ای است که آنروز مردم داشتند وامروز شاه(خامنه ای) دارد.

تنها امتیاز امروز مردم در مقایسه با آن دوران، اراده ای است که از خواست تک تک آنان سرچشمه می گیرد و حرکتهایشان بر اساس دعوت فلان آخوند و ملا نیست  بلکه رهبری جنبش را نیز یدک می کشند و  معطل محذورات و دیر کردهای او نمی مانند. امروز جنبش اعتراضی مردم حرکتی ریشه دار است وحتی شجاعت و حماسه آفرینی مردم چنان بی نظیر است که اگر آنرا با جریانها ی سال ۵۷ مقایسه کنیم حقیقتاً کم لطفی و حتی توهین به مردم امروزمان قلمداد خواهدشد.اما باید دانست که اگر چه این امتیازی بس بزرگ و اساسی است، اما ابدی نخواهد بود و چنانچه  در برابر موج سرکوب و دستگیری ها و کشتار وحشیانه، خط مشی مناسبی اتخاذ نشود جنبش نخواهد توانست به پویائی خود ادامه دهد و خستگی و انفعال چیزی نیست که با حرف و شعار از بین برود و روزی از راه می رسد مگر آنکه جنبش همواره حرکتی رو به جلو داشته باشد و در گامهای بعدی از تاکتیکهای جدید و متناسب شرایط  زمان بهره مند گردد.

مردم  پس از مدتی متوجه خواهند شد که حکومت تمکین نخواهد کرد و امید به کشورهای خارجی نیز رؤیائی بیش نیست، لذا انفعال از راه می رسد. جنبش سبز برای پویائی و عدم انفعال همواره نیازمند «داشتن امید» برای پیروزی است. این امید در صورتی پدیدار می شود و زنده می ماند که خط مشی نو،متناسب زمان و مؤثری اتخاذ گردد. رفتن به تظاهرات و کشته و زخمی شدن و متعاقباً فشارهای اقتصادی مردم را از پای در می آورد و حکومت نیز بر دامنه این فشارها خواهد افزود تا مردم را بع ستوه آورد. مردم به ستوه خواهندآمد مگر اینکه رهبری جنبش وپیکره اصلی آن یعنی همان مردم،  حد اقل یک از این دو خط مشی مبارزاتی را در پیش بگیرند.  ۱ ـ مقابله مسلحانه با سرکوبها و اقدام به شناسائی و ترور عوامل سرکوب.  ۲ ـ اعتصاب عمومی .

مقابله و مبارزه مسلحانه بدواً به چند دلیل عملی و عاقلانه به نظر نمی رسد که مهمترین آن عدم تشکل ونبود رهبری حزبی است. می ماند اعتصاب عمومی که با توجه به حماسه آفرینی و شجاعتهائی که مردم به نمایش گذاشتند، عملی، کم خطر، مؤثر و برای دشمن کمر شکن خواهد بود. جز این باشد رهبری و جنبش برای ابد پایدار نمی ماند . بنابراین،پیش به سوی اعتصاب عمومی.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: