جنبش سبز ناگزیر از اتخاذ دو خط مشی می باشد. گزینه سومش انفعال و شکست خواهد بود.

بدون اعتصاب عمومی، اعتراضات خیابانی و  بهره برداری از مناسبتهای ملی و مذهبی، جنبش سبز را به جائی رهنمون نخواهد شد جز انفعال و شکست. طبیعت حکومت حاضر طبیعتی است بحران زیست و با توجه به حمایتهای کشورهای خارجی، اعتراضات خیابانی نه کارساز خواهد بود و نه ابدی.
حکومت حاضر، میکروبی را میماند که نسبت به آنتی بیوتیک و دارو مصونیت حاصل کرده. تکیه مطلق بر اعتراضات خیابانی و مناسبتهای ملی مذهبی تنها باعث فرسودگی و ضعف بدن بیمار میشود و نه عامل بیماری(میکروب). فرسودگی بدن بیمار چیزی نیست جز همان انفعال و سرخوردگی نیروها و به هدر دادن پتانسیل جوشانی که تا امروز پویائی خود را حفظ کرده است، اما ابدی و نامحدود نخواهد بود.
تاکتیک مجرد تظاهرات خیابانی و شعار نویسی و نشان دادن موج اکثریت مخالفان، در کشورهای دموکراتیک کارائی دارند و این در حالیست که در کشورهای دموکراتیک احزاب آزادی وجود دارند که نقش رهبری حرکت را بازی می کنند و در فضا و شرایطی برابر حکومت را به چالش می کشند. اما در کشوری که رسماً هیچ حزب و سازمان آزاد و مستقلی وجود ندارد، تکیه تنها به اعتراضات خیابانی، دورنمائی جز انفعال و سرخوردگی را نماینگر نیست. در غیاب احزاب و نشریات و رادیوتلوزیون آزاد و مستقل، حکومت ایران حریف بی رقیبی را میماند که با خود مسابقه می دهد. چنانچه شکست بخورد باز برنده اول و دوم مسابقه خود اوست.ا

 اعتراضات و تظاهرات روزهای پس از انتخابات نشان داد که چنانچه ادامه می یافت اکثریت مطلق مردم را در بر می گرفت، اما در برابر چنان اکثریت و اعتراضات بزرگ و بی نظیری، حکومت حتی یک قدم عقب نشینی که نکرد هیچ، بلکه طلبکار هم شده و بر دامنه بگیر ببندها خود نیز افزوده است، طوری که امروز از تسویه مطلق دانشگاه و ادارات حرف می زنند و حتی یکی از شروط استخدامی افراد را سوگند وفاداری یه دستگاههای سرکوب موجود اعلام می کنند. یعنی اگر روزی یک کارمند در تظاهرات غیر حکومتی شرکت کرد بدون دادگاه و محاکمه محکوم خواهد بود. محکوم به شکستن سوگند ونقض تعهد وفاداری ای که خود پیشاپیش زیرش را امضاء کرده است.
با توجه به اینکه حکومت قدمی عقب نشینی نمی کند و فضا را تنگترنیز خواهد کرد، امیدی به فعالیت احزاب رسمی و اسمی موجود سابق نیز نیست، چه رسد به اینکه نطفه تشکل و سازمانی نو گذاشته شود. بنابراین اگر خوشباورانه به مسائل نگاه کنیم، آیا حرکت  مردمی خودجوش که نه کادر و تشکیلات رهبری دارد، و نه حزب و ارگان حزبی و تبلیغاتی، تا کی و تا کجا قادر به ادامه راه خواهد بود؟ 
احزاب و سازمانهای رسمی موجود که عمدتاً شهرت و فراگیری خود را وامدار چهرهای حکومتی سابق میباشند، در مواجهه با احزاب و گروههای سیاسی بالقوه، خود نقش حکومتی در سایه را ایفاء می کنند که مانع از رشد نمو و یا اظهار وجود هر حرکت متشکل دیگری خواهند شد، بطوریکه خود حکومت نیازی به قلع و قمع آنان نخواهد داشت.

با توجه به ویژه گی شرایط موجود، مقابله قهرآمیز و اعتصاب عمومی، دو گزینه ایست که جنبش سبز ناگزیر از انتخاب یکی از آنهاست.مسلماً اعتصاب عمومی دارای هزینه های بمراتب کمتری است و به لحاظ سیاسی نیز منطقی تر و در انظار جهانیان پذیرفتنی تر می باشد. جنبش سبز برای پویائی و حرکت شتابنده و رو به جلو نمی تواند برای همیشه صرفاً از تاکتیک بهره مندی از مناسبتهای ملی مذهبی استفاده کند. لذا دیر یا زود میبایست  اکثریت عظیمی که ایثارگرانه حماسه آفریده اند به اعتصاب عمومی فراخوانده شوند. با اعتصاب عمومی و مبارزه منفی مسلماً هزینه کمتری خواهند پرداخت و پیروزیشان حتمی تر و کم هزینه تر خواهد شد. راه سومی جز فرسودگی و انفعال و نهایتاً شکست و سرکوب مطلق وجود ندارد.
برای جلوگیری از انفعال و روزمره گی جنبش و برای اجتناب از شکست، لاجرم باید حرکتی رو به جلو و شتاب گیرنده داشته باشیم که تاکنون چنین بوده است. مسلماً چنانچه خط مشی جنبش همچنان ادامه روند تظاهرات  و اعتراضات  خیابانی باشد، باید اذعان کنیم که شتاب گیری و حرکت روبه جلوی آن حد و مرزی خواهد داشت و نهایتاً به اوج خود که رسید فروکش می کند و در شرایط خیلی خوشبینانه ممکن است چند صباحی در اوج شدت خود ادامه پیدا کند، اما چنانچه موفق نشود و به اهداف و خواست های خود نرسد انفعال و روزمره گی سرنوشت محتوم آن خواهد بود. حکومت و دشمن  ثابت کرده که هرگز قصد کوچکترین تمکینی برای شناسائی و رعایت حقوق مردم را ندارد، لذا چنانچه جنبش ازرسیدن به یک نتیجه حداقلی باز بماند، طبیعی خواهد بود که خستگی، فرسایش، سرکوب ومحرومیتهای ناشی از شرکت در اعتراضات منجر به انفعال و سرخوردگی مردم شود که اگر چنین شود و مردم به خانه هایشان بروند دیگربا صور اصرافیل نیز خارج نخواهند شد  . حتی خمینی  در پاریس  نگران این بود که اگر مردم به خانه هایشان رفتند دیگر مشکل می توان آنها را به خیابانها کشید و بنا بر همین احتمال، با اولتیماتوم دادن حتی کوتاه مدت و آزمایشی  به حکومت شاه  برای باز گشت و عمل به قانون اساسی  موافقت نکرد.

باید توجه داشت که شرایط امروز جنبش و سرکوبها به هیجوجه قابل مقایسه با آنروزها نیست. وحشتناکترین روز از سرکوبهای حکومت شاه مربوط به ۱۷ شهریور و میدان ژاله  تهران می شد، در حالیکه در چند ماهی که از اعتراضات بعد از انتخابات می گذرد دهها روز بد تر از هفده شهریور داشته ایم و البته نه دریک میدان(ژاله)، که در میادین متعدد و مختلف و نه در تهران تنها که در تمام شهرهای بزرگ. از طرف دیگر، آنروز ها هر چه که بود رهبری مشخص و بلامنازعی وجود داشت که دستورات و درخواستهایش از مردم نوعی الزام دینی را بهمراه داشت و حتی جنبه خرافی نیز پیدا می کرد تا جائی که عکس رهبر خود را نیز در کره ماه جستجو می کردند. اما امروز این جناح مخالف و مقابل مردم است که خود را مرجع دینی مینامد وبر خلاف آن دوران که روحانیون «بر» قدرت بودند، امروز بیشتر آنان «با»قدرت هستند وباز بر خلاف آن دوران، امروز این دستورات شاه، حکومت سرکوبگر مردم (خامنه ای) است که برایش الزام دینی فرض می شود.

امتیاز دیگر حرکت مردم در آنروزها حمایت و اراده کشور های قدرتمند و تصمیم گیرنده بود که همگی در کنار گذاشتن شاه از حکومت اتفاق نظر داشتند و بر سر تسلیم حکومت به خمینی با همدیگر از طرفی، و با خمینی و حواریونش از طرف دیگر به توافق رسیده بودند. امروز اما چنین نیست و قدرتهای بزرگ علارغم دعوای زرگری و ظاهریشان با حکومت، موافق تغییر آن نیستند و وجود چنین حکومتی را مناسب منافع و مصالح سیاسی اقتصادی خویش می دانند و این چیزی است که عملاً شاهد آن هستیم و می بینیم که چگونه منابع کشور به یغما برده می شود. امروزکشورهای اروپائی و آمریکا برای ندیده گرفتن و عبور آسان از مسئله حقوق بشر و دموکراسی مسئله  انرژی هسته ای را مطرح می کنند و می بینیم که  پس از گذشت نزدیک به پنج سال هنوز در حال تمدید مهلت های چند ماه و هفته خود می باشند و هر روز از به سر رسیدن کاسه صبرشان حرف می زنند و هیجوقت هم لبریز نمی شود. آنچه کشور های چند به علاوه چند مطرح می کنند تنها و تنها بازی با الفاظ است و بس. از اینطرف نیز حکومت ایران گهگاه یقه اسرائیل را می چسبد و چند گرم اورانیم دیگر تغلیظ می کند تا کشورهای تصمیم گیرنده خوراک تبلیغاتی لازم برای انحراف اذهان عمومی از مسئله حقوق بشر را داشته باشند. نهایت اینکه امروز حکومت از لحاظ قدرتهای خارجی خیالش راحت است و این خود امتیاز بزرگ و تعیین کننده ای است که آنروز مردم داشتند وامروز شاه(خامنه ای) دارد.

تنها امتیاز امروز مردم در مقایسه با آن دوران، اراده ای است که از خواست تک تک آنان سرچشمه می گیرد و حرکتهایشان بر اساس دعوت فلان آخوند و ملا نیست  بلکه رهبری جنبش را نیز یدک می کشند و  معطل محذورات و دیر کردهای او نمی مانند. امروز جنبش اعتراضی مردم حرکتی ریشه دار است وحتی شجاعت و حماسه آفرینی مردم چنان بی نظیر است که اگر آنرا با جریانها ی سال ۵۷ مقایسه کنیم حقیقتاً کم لطفی و حتی توهین به مردم امروزمان قلمداد خواهدشد.اما باید دانست که اگر چه این امتیازی بس بزرگ و اساسی است، اما ابدی نخواهد بود و چنانچه  در برابر موج سرکوب و دستگیری ها و کشتار وحشیانه، خط مشی مناسبی اتخاذ نشود جنبش نخواهد توانست به پویائی خود ادامه دهد و خستگی و انفعال چیزی نیست که با حرف و شعار از بین برود و روزی از راه می رسد مگر آنکه جنبش همواره حرکتی رو به جلو داشته باشد و در گامهای بعدی از تاکتیکهای جدید و متناسب شرایط  زمان بهره مند گردد.

مردم  پس از مدتی متوجه خواهند شد که حکومت تمکین نخواهد کرد و امید به کشورهای خارجی نیز رؤیائی بیش نیست، لذا انفعال از راه می رسد. جنبش سبز برای پویائی و عدم انفعال همواره نیازمند «داشتن امید» برای پیروزی است. این امید در صورتی پدیدار می شود و زنده می ماند که خط مشی نو،متناسب زمان و مؤثری اتخاذ گردد. رفتن به تظاهرات و کشته و زخمی شدن و متعاقباً فشارهای اقتصادی مردم را از پای در می آورد و حکومت نیز بر دامنه این فشارها خواهد افزود تا مردم را بع ستوه آورد. مردم به ستوه خواهندآمد مگر اینکه رهبری جنبش وپیکره اصلی آن یعنی همان مردم،  حد اقل یک از این دو خط مشی مبارزاتی را در پیش بگیرند.  ۱ ـ مقابله مسلحانه با سرکوبها و اقدام به شناسائی و ترور عوامل سرکوب.  ۲ ـ اعتصاب عمومی .

مقابله و مبارزه مسلحانه بدواً به چند دلیل عملی و عاقلانه به نظر نمی رسد که مهمترین آن عدم تشکل ونبود رهبری حزبی است. می ماند اعتصاب عمومی که با توجه به حماسه آفرینی و شجاعتهائی که مردم به نمایش گذاشتند، عملی، کم خطر، مؤثر و برای دشمن کمر شکن خواهد بود. جز این باشد رهبری و جنبش برای ابد پایدار نمی ماند . بنابراین،پیش به سوی اعتصاب عمومی.

Advertisements

مبارزه منفی 2( نماز جمعه)

1 ــ جمعه ها روزی است که برای تظاهرات، مجوز وزارت احمدی نژاد را لازم ندارد.این فرصت را ازدست ندهید
2 ــ هر چه  زود تر و بیشتر شرکت کنیم با مشکل کمتری روبرو خواهیم شد. چه به لحاظ ممانعت از ورود  به محل و چه از لحاظ مورد حمله قرارگرفتن.
3 ــ هیچگونه علامت سبز رنگی آشکار نشود مگر همزمان با بسم الله خطبه اول
4 ــ دوستان و افراد آشنا سعی کنند تا پایان باهم  بوده و فاصله ای بین آنان نیفتد. این کار موقع شروع  شعارها آنان را مطمئن می کند که همه  یکی هستند و در صورت نیاز به کمک همدیگر شتافته و در صورت بروز مشکل برای یکی دیگران در جریان قرار می گیرند
5 ــ حتماً چند قرار زاپاس متوالی با همراهان خود بگذارید که در صورت جدا شدن ازهمدیگر باز به همدیگر بپیوندید. قرار ها باید نسبت به آخرین محل قبل از گم کردن همدیگر تعیین شود.
6 ــ شرکت گسترده شما آقای موسوی و دیگران را بدنبال خواهد کشید. محذورات آنان را در نظر گرفته و رهبری را خود شما به عهده بگیرید
7 ــ امام جمعه مهم نیست چه کسی باشد.

…………………………………………………..
این گفتار قبل از نمازجمعه 26تیر و به عنوان استدلال صحیح بودن انتخاب این تاکتیک برای تظاهرات و اعتراضات مطرح شد.در حال حاضر با توجه به اولین تجربه این حرکت مواردی به بند های مختلف آن اضافه می شود که باید مد نظر قرار بگیرد.دشمن یکراه خواهد داشت و آن تعطیلی نماز جمعه می باشد.
دشمن، نه میتواندبه تجمعات میلیونی حمله کند و نه میدانی برای مانور و خود نمائی خواهد داشت . ممکن استاین چیزی است که در تظاهرات بزرگ روزهای پس از انتخابات دیدیم و نیازی هم به استدلال ندارد، زیرا ما میدانیم و دشمن بهتر از ما میداند که ما، همة ایران هستیم در برابر اندکی مزدور. لذا آنها سعی کرده اند پیوستن افراد و حرکتشان به سوی کانونهای تظاهرات را از کوچه کوچه شهر کنترل کنند این جیزی است که همه دیدیم. به همین دلیل دیگر تجمعات بزرگی امکان تشکیل نیافته است.

( البته دیدیم که دشمن حمله کرد و احتمالاً دستیگریها و زخمی و کشته ای نیز درپی داشته است. ولی باید دانیم که این پیامد در هر حرکت اعتراضی ای اجتناب نا پذیر خواهد بود،.آنجه مهم است نتیجه ای است که گرفته شد و دیدیم که در این روز بخصوص دشمن نمی توانست از حرکت مردم برای رفتن به یک قرار گاه مشترک حرکت پیشگیرانه ای داشته باشد. همانطور که در بند های بعدی این گفتار گفته بودیم دشمن برای جلو گیری از تکرار چنین جنبشی در جمعه های دیگر راهی جز تعطیلی نماز جمعه ندارد ،زیرا مردم همه یک شکل هستند و دشمن نمی تواند طرفدار داران بسیار اندکش را از بین مردم گزینش کند. جز اینکه آنرا انحصاری کرده و فقط افراد بسیج و پادگانها و بعضی نهاد ها را با وسیله نقلیه خودش به نماز جمعه انتقال دهد که این کار احتمالی دشمن را فعلاً مورد بحث قرار نمی دهیم. راه دیگر انست که به طرفدارانش توصیه کند در اول وقت  در محل نماز حاضر شوند و بعد از تجمع تعداد مورد نیاز معمول هفته های گذشته ، دیگران را از حرکت به سوی محل نماز جمعه  باز بدارد. اگر جنین کاری بکند شرایط برای همه یکسان خواهد بود و مردم می توانند در این کار از مزدوران حکومت پیشی گرفته و زود تر حرکت کنند که در آن صورت نمازگزاران سنتی و وابسته حکومت ذلیل و ذله خواهند شد و مجبور خواهند بود هر جمعه در یک ماراتون سرعت شرکت کنند و این کاری است که برای همه مقدور میباشد. لذا مردم می توانند در هر جمعه آزادانه بهمدیگر بپیوندند. چیزی که قبلاً هم تذکر داده شد این بود که مردم نماد های سبز را تا زمان رسیدن به قرار گاه نماز جمعه و تظاهرات آشکار نسازند تا مورد شناسائی و ممانعت قرارنگیرند. البته گفته بودیم که نماد های سبز را با شروع و گفتن بسم الله خطبه اول نماز آشکار سازند و این توصیه را باید همیشه و بطور هماهنگ رعایت کنند

نماز جمعه می تواند وعده گاهی برای تجمع بی درد و سر مردم باشد ومهم نیست که چه کسی امام جمعه باشد. زیرا در آن روز کسی را از خارج شدن از منزل و رفتن به سوی محل مشخصی مانع نخواهند شد.باید سعی شود که جزو اولین حرکت کنندگان به سوی نماز جمعه باشیم زیرا ممکن است پس از مشاهده ازدیاد جمعیت مانع از پیوستن دیگران شوند، همانطور که در وقت پایانی روز انتخابات مانع از رأی دادن مردم شدند چون می دانستند ادامه کار به نفع آنان نیست و گرنه از آن برای تبلیغاتشان بهره برداری نیز می کردند. اینبار و برای دفعات بعد، ما باید جزو اولین شرکت کنندگان باشیم. در انتخابات دشمن به افراد اندک خود توصیه کرده بود در ساعات اولیه رأی بدهند تا بتواند مانع رأی دادن مخالفین خود بشود. ما می توانیم تمام صفوف نماز جمعه را در اختیار مطلق خود داشته باشیم. یادمان باشد که دشمن از این تاکتیک مطلع خواهد شد و چه بسا خود از این نقطه ضعف بالقوه از قبل نیز با خبر بوده است(دیدیم که درست بود و از روز چهار شنبه شروع کرد به تبلیغات مسموم) و ما امروز آنرا کشف کرده ایم.پس صبح های جمعه طوری حرکت کنید که جزو اولین صفوف نماز گزاران بااشد)

با یک نگاه سطحی به مطالب این سایت خواهید فهمید که بنده مسلمان و خیلی هم معتقد هستم. روی سخنم با کسانی است که مذهبی نیستند و یا اینکه اصولاً مخالف مذهب و بخصوص اسلام می باشند. اگر فرض کنیم که مذهب یا مذاهب و از آن میان اسلام حقیقت داشته باشد، بدانید که هر حرکت آزادی بخش و عدالت خواهانه ای که از شما سر بزند در پیشگاه خداوند یک حرکت مقدس می باشد . من مسلمان، شمای آزادیخواه و عدالت طلب را هم کیش خود می پندارم ولو به هنگام نماز خواندن مرا تخطئه بکنید. خداوند در هیچ جای قرآن به شعار ها و حرف های ما بهائی نداده و تنها اعمال مارا ارزشگذاری کرده است. به همین دلیل می بینیم که در سوره «ماعون» می گوید وای بر نماز گذاران و هیچکجا چنین تعبیری را برای نماز نخوانها بکار نبرده. در جای دیگری می گوید روز قیامت زبان و دهان شما را می بندیم و از دست پایتان سئوال می کنیم. یعنی حرفهای شما و شعارهای شما را گوش نمیکنم و تنها اعمال و کار های شما مورد ارزشیابی قرار می گیرد.

بنابراین شمای لامذهب یا مخالف اسلام اگر فرض ما بر وجود خداوند  رابپذیرید، خواهید پذیرفت که آنخدا خدای شما نیز هست و  به حرکتهای عدالتخواهانه مردم توجه دارد و نه وردهای فریبنده و شیطانی نمازگزاران ریاکار. این استدلال را حتی در جائی از سخنان مطهری نیز خوانده ام که می گوید چه بسا کسی در پیشگاه خداوند یک  به عنوان یک مسلمان حقیقی پذیرفته شود، در حالیکه اصولاً عقیده ای به مذهب و وجود خداوند نداشته باشند و چه بسا با آن مخالفت نیز بکند.

دوستان، شاید به عنوان فراخوانی جهت یکی شدن و مبارزه بر ضد دشمن نیاز به شعار و متنی کوتاه باشد اما ضرورت دارد نسبت به کاری در پیش است آگاهی و توافق کامل داشتع باشیم و بدانیم که  آیا این روش کارساز هست یانه تاچنانچه شروع کردیم دچار دودلی نباشیم و با اطمینان گام برداریم. من شخصاً پیشنهاد رفتن به نماز جمعه را یک ترفند دشمن تلقی میکردم. گاهی هم فکر میکردم  که این پیشنهاد آقای موسوی و دیگران نوعی بازی دادن و آمادگی برای انفعال و یا حرکتی کور باشد. واقعاً از پس از دعوت به نماز جمعه دجار سر درگمی عجیبی بودم. هدف آقای موسوی هر چه باشد، ما باید چنین استدلالی را بپذیریم و چنین هدفی را دنبال کنیم که " هر جمعه، روزی برای تجمع میلیونی و تظاهرات گسترده در سراسر کشورباشد. قرار، محل برگزاری نماز جمعه در تمام شهرستانها. ساعت حرکت اولین ساعات روز. هیچکس در خانه نماند. ولو دشمن و طرفداران حکومت به خانه های شما دستبرد بزنند. ممکن است بعد ها از این تاکتیک برای عدم شرکت شما در نماز جمعه استفاده کنند.

به عنوان یک مسلمان معتقد از سال 58 به بعد شرکت در نماز جمعه و حتی خواندن نماز به جماعت و رفتن در مساجد را حرام دانسته ام و حتی توصییه می کرده ام برای مراسم هفت و یاد بود در گذشتگان نیز از منازل و اماکن دیگری غیر از مساجد استفاده شود. شما حتی در صفحاتی از همین سایت می توانید مشاهده کنید که بنده تمام مساجد امروز ایران را مسجد «ضرار» نامیده ام. مسجد ضرار مسجدی بود که توسط پیامبر خراب شد. امروز همه مساجد ایران مسجد ضرار میباشند جون بر خلاف و در جهت عکس منافع و مصالح مردم بکار گرفته شده و هر تجمعی در مساجد مورد بهره برداری حکومت غاصب قرار میگیرد و پایگاهی برای شیاطین میباشد.اما شرکت در نماز جمعه می تواند یک قرارگاه تجمع میلیونی مردم برای تظاهرات عدالت خواهانه و آزادیبخش باشد. تجمعی که برای تشکیلش مانعی وجود ندارد.

در نماز جمعه همه قرار می گذاریم که با شنیدن «بسم الله» اولین خطبه، نمادهای سبز را آشکار کنند. بدون توجه به اطرافیان. یقین داریم که تعدا قلیلی که با مانیستند در لابلای رنگهای سبز محو خواهند شد.برای ممانعت از این تشکل فراگیر، دشمن تنها یک راه خواهد داشت و آن تعطیلی نماز جمعه خواهد بود

علامت های سبز را صرفاً پس از پیوست کامل به هم دیگر در نماز جمعه و پس از «بسم الله» اولین خطبه آشکار کنید آشکار کنید.

از این فرصت طلائی و خدادادی باید حد اکثر بهره را برد و در روز جمعه هیچ کس در خانه نماند. مهم نیست که چه کسی امام جمعه باشد. اتفاقاً اگر امام جمعه افراد جناح حکومت باشند حرکت ما کارسازتر خواهدبود. این مسئله نه در تهران که در تمام شهرها و هر جمعه و باشرکت تمامی مردم باید اجرا شود باید بدانیم که مردم ما هستیم و تعدا اندک مزدوران حکومت در لابلی ما چنان گم می شوند که مجبور خواهند شد شعار های ما راتکرار کنند حتی اگر تعداد کمشان در بین ما شعار دیگری بدهند شنیده نمی شود و تنها نیروی صدای انفجار شعار های ماراتقویت می کند.(البته در این هفته شاید پنج در صد مردم شرکت کرده بودند و الا می بایست تا شعاع هزار متری دانشگاه کاملاً پر شده باشد طوری که جائی برای تکان خوردن مأمورین وجود نداشته باشد. مردم خود می دانند که این حرف شعار و حرفی برای تشویق و روحیه دادن نیست. امروزحتی درصد قابل توجهی از رأی دهندگان  به احمدی نژاد به صفوف مردم پیوسته اند. منظور رأی دهندگان معمولی می باشد ونه مزدوران).

ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا بانفسهم

خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمی دهد مگرآنکه آنقوم در خود تغییری بوجود آورند

مبارزه منفی 2( نماز جمعه)

۱ ــ جمعه ها روزی است که برای تظاهرات، مجوز وزارت احمدی نژاد را لازم ندارد.این فرصت را ازدست ندهید
۲ ــ هر چه  زود تر و بیشتر شرکت کنیم با مشکل کمتری روبرو خواهیم شد. چه به لحاظ ممانعت از ورود  به محل و چه از لحاظ مورد حمله قرارگرفتن.
۳ ــ قبل از بسم الله خطبه اول هیچگونه شعاری داده نشود و علامت سبز نیز آشکار نشود. نه در محل تجمع و نه در طول راه و مسیر
۴ ــ دوستان و افراد آشنا سعی کنند تا پایان باهم  بوده و فاصله ای بین آنان نیفتد. این کار موقع شروع  شعارها آنان را مطمئن می کند که همه  یکی هستند و در صورت نیاز به کمک همدیگر شتافته و در صورت بروز مشکل برای یکی دیگران در جریان قرار می گیرند
۵ ــ حتماً چند قرار زاپاس متوالی با همراهان خود بگذارید که در صورت جدا شدن ازهمدیگر باز به همدیگر بپیوندید. قرار ها باید نسبت به آخرین محل قبل از گم کردن همدیگر تعیین شود.
۶ ــ شرکت گسترده شما آقای موسوی و دیگران را بدنبال خواهد کشید. محذورات آنان را در نظر گرفته و رهبری را خود شما به عهده بگیرید
۷ ــ امام جمعه مهم نیست چه کسی باشد.
۸ ـ شعار دادن در بین راه و در اطراف محل نماز و آشکار کردن علامت سبز تا قبل از تجمع کامل در محلهای نماز جمعه و قبل از خطبه اول ،می تواند کار دشمن باشد. دشمن حتی ممکن است دسته های بزرگی را به این کار بفرستد تا از ماهیت و هدف دیگران آگاه شود و مانع حرکتشان بشود. پس هشیار باشید

…………………………………………………..
این گفتار قبل از نمازجمعه ۲۶تیر و به عنوان استدلال صحیح بودن انتخاب این تاکتیک برای تظاهرات و اعتراضات مطرح شد.در حال حاضر با توجه به اولین تجربه این حرکت مواردی به بند های مختلف آن اضافه می شود که باید مد نظر قرار بگیرد.دشمن یکراه خواهد داشت و آن تعطیلی نماز جمعه می باشد.
دشمن، نه میتواندبه تجمعات میلیونی حمله کند و نه میدانی برای مانور و خود نمائی خواهد داشت . ممکن استاین چیزی است که در تظاهرات بزرگ روزهای پس از انتخابات دیدیم و نیازی هم به استدلال ندارد، زیرا ما میدانیم و دشمن بهتر از ما میداند که ما، همة ایران هستیم در برابر اندکی مزدور. لذا آنها سعی کرده اند پیوستن افراد و حرکتشان به سوی کانونهای تظاهرات را از کوچه کوچه شهر کنترل کنند این جیزی است که همه دیدیم. به همین دلیل دیگر تجمعات بزرگی امکان تشکیل نیافته است.

( البته دیدیم که دشمن حمله کرد و احتمالاً دستیگریها و زخمی و کشته ای نیز درپی داشته است. ولی باید دانیم که این پیامد در هر حرکت اعتراضی ای اجتناب نا پذیر خواهد بود،.آنجه مهم است نتیجه ای است که گرفته شد و دیدیم که در این روز بخصوص دشمن نمی توانست از حرکت مردم برای رفتن به یک قرار گاه مشترک حرکت پیشگیرانه ای داشته باشد. همانطور که در بند های بعدی این گفتار گفته بودیم دشمن برای جلو گیری از تکرار چنین جنبشی در جمعه های دیگر راهی جز تعطیلی نماز جمعه ندارد ،زیرا مردم همه یک شکل هستند و دشمن نمی تواند طرفدار داران بسیار اندکش را از بین مردم گزینش کند. جز اینکه آنرا انحصاری کرده و فقط افراد بسیج و پادگانها و بعضی نهاد ها را با وسیله نقلیه خودش به نماز جمعه انتقال دهد که این کار احتمالی دشمن را فعلاً مورد بحث قرار نمی دهیم. راه دیگر انست که به طرفدارانش توصیه کند در اول وقت  در محل نماز حاضر شوند و بعد از تجمع تعداد مورد نیاز معمول هفته های گذشته ، دیگران را از حرکت به سوی محل نماز جمعه  باز بدارد. اگر جنین کاری بکند شرایط برای همه یکسان خواهد بود و مردم می توانند در این کار از مزدوران حکومت پیشی گرفته و زود تر حرکت کنند که در آن صورت نمازگزاران سنتی و وابسته حکومت ذلیل و ذله خواهند شد و مجبور خواهند بود هر جمعه در یک ماراتون سرعت شرکت کنند و این کاری است که برای همه مقدور میباشد. لذا مردم می توانند در هر جمعه آزادانه بهمدیگر بپیوندند. چیزی که قبلاً هم تذکر داده شد این بود که مردم نماد های سبز را تا زمان رسیدن به قرار گاه نماز جمعه و تظاهرات آشکار نسازند تا مورد شناسائی و ممانعت قرارنگیرند. البته گفته بودیم که نماد های سبز را با شروع و گفتن بسم الله خطبه اول نماز آشکار سازند و این توصیه را باید همیشه و بطور هماهنگ رعایت کنند

نماز جمعه می تواند وعده گاهی برای تجمع بی درد و سر مردم باشد ومهم نیست که چه کسی امام جمعه باشد. زیرا در آن روز کسی را از خارج شدن از منزل و رفتن به سوی محل مشخصی مانع نخواهند شد.باید سعی شود که جزو اولین حرکت کنندگان به سوی نماز جمعه باشیم زیرا ممکن است پس از مشاهده ازدیاد جمعیت مانع از پیوستن دیگران شوند، همانطور که در وقت پایانی روز انتخابات مانع از رأی دادن مردم شدند چون می دانستند ادامه کار به نفع آنان نیست و گرنه از آن برای تبلیغاتشان بهره برداری نیز می کردند. اینبار و برای دفعات بعد، ما باید جزو اولین شرکت کنندگان باشیم. در انتخابات دشمن به افراد اندک خود توصیه کرده بود در ساعات اولیه رأی بدهند تا بتواند مانع رأی دادن مخالفین خود بشود. ما می توانیم تمام صفوف نماز جمعه را در اختیار مطلق خود داشته باشیم. یادمان باشد که دشمن از این تاکتیک مطلع خواهد شد و چه بسا خود از این نقطه ضعف بالقوه از قبل نیز با خبر بوده است(دیدیم که درست بود و از روز چهار شنبه شروع کرد به تبلیغات مسموم) و ما امروز آنرا کشف کرده ایم.پس صبح های جمعه طوری حرکت کنید که جزو اولین صفوف نماز گزاران بااشد)

با یک نگاه سطحی به مطالب این سایت خواهید فهمید که بنده مسلمان و خیلی هم معتقد هستم. روی سخنم با کسانی است که مذهبی نیستند و یا اینکه اصولاً مخالف مذهب و بخصوص اسلام می باشند. اگر فرض کنیم که مذهب یا مذاهب و از آن میان اسلام حقیقت داشته باشد، بدانید که هر حرکت آزادی بخش و عدالت خواهانه ای که از شما سر بزند در پیشگاه خداوند یک حرکت مقدس می باشد . من مسلمان، شمای آزادیخواه و عدالت طلب را هم کیش خود می پندارم ولو به هنگام نماز خواندن مرا تخطئه بکنید. خداوند در هیچ جای قرآن به شعار ها و حرف های ما بهائی نداده و تنها اعمال مارا ارزشگذاری کرده است. به همین دلیل می بینیم که در سوره «ماعون» می گوید وای بر نماز گذاران و هیچکجا چنین تعبیری را برای نماز نخوانها بکار نبرده. در جای دیگری می گوید روز قیامت زبان و دهان شما را می بندیم و از دست پایتان سئوال می کنیم. یعنی حرفهای شما و شعارهای شما را گوش نمیکنم و تنها اعمال و کار های شما مورد ارزشیابی قرار می گیرد.

بنابراین شمای لامذهب یا مخالف اسلام اگر فرض ما بر وجود خداوند  رابپذیرید، خواهید پذیرفت که آنخدا خدای شما نیز هست و  به حرکتهای عدالتخواهانه مردم توجه دارد و نه وردهای فریبنده و شیطانی نمازگزاران ریاکار. این استدلال را حتی در جائی از سخنان مطهری نیز خوانده ام که می گوید چه بسا کسی در پیشگاه خداوند یک  به عنوان یک مسلمان حقیقی پذیرفته شود، در حالیکه اصولاً عقیده ای به مذهب و وجود خداوند نداشته باشند و چه بسا با آن مخالفت نیز بکند.

دوستان، شاید به عنوان فراخوانی جهت یکی شدن و مبارزه بر ضد دشمن نیاز به شعار و متنی کوتاه باشد اما ضرورت دارد نسبت به کاری در پیش است آگاهی و توافق کامل داشتع باشیم و بدانیم که  آیا این روش کارساز هست یانه تاچنانچه شروع کردیم دچار دودلی نباشیم و با اطمینان گام برداریم. من شخصاً پیشنهاد رفتن به نماز جمعه را یک ترفند دشمن تلقی میکردم. گاهی هم فکر میکردم  که این پیشنهاد آقای موسوی و دیگران نوعی بازی دادن و آمادگی برای انفعال و یا حرکتی کور باشد. واقعاً از پس از دعوت به نماز جمعه دجار سر درگمی عجیبی بودم. هدف آقای موسوی هر چه باشد، ما باید چنین استدلالی را بپذیریم و چنین هدفی را دنبال کنیم که ” هر جمعه، روزی برای تجمع میلیونی و تظاهرات گسترده در سراسر کشورباشد. قرار، محل برگزاری نماز جمعه در تمام شهرستانها. ساعت حرکت اولین ساعات روز. هیچکس در خانه نماند. ولو دشمن و طرفداران حکومت به خانه های شما دستبرد بزنند. ممکن است بعد ها از این تاکتیک برای عدم شرکت شما در نماز جمعه استفاده کنند.

به عنوان یک مسلمان معتقد از سال ۵۸ به بعد شرکت در نماز جمعه و حتی خواندن نماز به جماعت و رفتن در مساجد را حرام دانسته ام و حتی توصییه می کرده ام برای مراسم هفت و یاد بود در گذشتگان نیز از منازل و اماکن دیگری غیر از مساجد استفاده شود. شما حتی در صفحاتی از همین سایت می توانید مشاهده کنید که بنده تمام مساجد امروز ایران را مسجد «ضرار» نامیده ام. مسجد ضرار مسجدی بود که توسط پیامبر خراب شد. امروز همه مساجد ایران مسجد ضرار میباشند جون بر خلاف و در جهت عکس منافع و مصالح مردم بکار گرفته شده و هر تجمعی در مساجد مورد بهره برداری حکومت غاصب قرار میگیرد و پایگاهی برای شیاطین میباشد.اما شرکت در نماز جمعه می تواند یک قرارگاه تجمع میلیونی مردم برای تظاهرات عدالت خواهانه و آزادیبخش باشد. تجمعی که برای تشکیلش مانعی وجود ندارد.

در نماز جمعه همه قرار می گذاریم که با شنیدن «بسم الله» اولین خطبه، نمادهای سبز را آشکار کنند. بدون توجه به اطرافیان. یقین داریم که تعدا قلیلی که با مانیستند در لابلای رنگهای سبز محو خواهند شد.برای ممانعت از این تشکل فراگیر، دشمن تنها یک راه خواهد داشت و آن تعطیلی نماز جمعه خواهد بود

علامت های سبز را صرفاً پس از پیوست کامل به هم دیگر در نماز جمعه و پس از «بسم الله» اولین خطبه آشکار کنید آشکار کنید.

از این فرصت طلائی و خدادادی باید حد اکثر بهره را برد و در روز جمعه هیچ کس در خانه نماند. مهم نیست که چه کسی امام جمعه باشد. اتفاقاً اگر امام جمعه افراد جناح حکومت باشند حرکت ما کارسازتر خواهدبود. این مسئله نه در تهران که در تمام شهرها و هر جمعه و باشرکت تمامی مردم باید اجرا شود باید بدانیم که مردم ما هستیم و تعدا اندک مزدوران حکومت در لابلی ما چنان گم می شوند که مجبور خواهند شد شعار های ما راتکرار کنند حتی اگر تعداد کمشان در بین ما شعار دیگری بدهند شنیده نمی شود و تنها نیروی صدای انفجار شعار های ماراتقویت می کند.(البته در این هفته شاید پنج در صد مردم شرکت کرده بودند و الا می بایست تا شعاع هزار متری دانشگاه کاملاً پر شده باشد طوری که جائی برای تکان خوردن مأمورین وجود نداشته باشد. مردم خود می دانند که این حرف شعار و حرفی برای تشویق و روحیه دادن نیست. امروزحتی درصد قابل توجهی از رأی دهندگان  به احمدی نژاد به صفوف مردم پیوسته اند. منظور رأی دهندگان معمولی می باشد ونه مزدوران).

ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا بانفسهم

خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمی دهد مگرآنکه آنقوم در خود تغییری بوجود آورند

مبارزه منفی 1 (مکانیسم تحریم)ـ

همه حرف از تحریم می زنند. موجی هم راه می افتد و تأثیرات گذرائی بر جای می گذارد. اما برای اینکه تحریم ها کارآمد، مداوم، عینی و علمی باشد، باید روشن کرد که تحریم چگونه عمل می کند. مثلاً این روز ها خیلی از تحریم رادیو تلویزیون حرف می زنند. اما وقتی می پرسی چگونه و برای چه و جگونه اثر می کند، خیلی ها ندیدن برنامه های تبلیغی تخریبی رژیم را مطرح می کنند و دلیلشان این است که دیدن این برنامه ها اثر منفی بر مردم گذاشته و روحیه آنان را تضعیف می کند.

مردمی که در خیابان و زیر گلوله بوده اند که از دیدن فیلمش بیشتر نخواهند ترسید. اگر هم منظور دروغ پراکنی رادیو تلویزیون است که همه مردم می دانند دروغ است. به فرض اینکه چنین استدلالی را بپذیریم  باید دانست که ندیدن برنامه ضربه ای به رادیو تلویزیون نخواهد زد. پس باید اول پرسید:

1 ـ تحریم رادیو تلویزیون باید چگونه باشد؟

2 ـ از کجا بدانیم که همه در تحریم شرکت می کنند؟

3 ـ از کجا پی ببریم که تحریمها مؤثر بوده؟

4 ـ ضربه مالی وارده را چگونه ارزیابی کرده و نمود های تحریم ها چگونه نمایان می شوند.

در جواب به سؤالات فوق اول باید دید که منبع در آمد صدا سیما چیست و چگونه عمل می کند. در مورد بودجه دولتی که از ما کاری ساخته نیست. درآمد دیگر آن مربوط به تولید محصولات فرهنگی می شود که نباید خرید. در آمد دیگر صدا سیما مربوط به تبلیغات می شود.

در مورد تبلیغات ما نمی توانیم حساب کنیم که تولید کنندگان و تجار و وارد کنندگان کالا حاضر باشند میدان رقابت را خالی گذاشته و فرصت را به رقبای احتمالاً فرصت طلبشان بدهند.. بنابر این اگر هم تعدادی از مشتریان تبلیغاتی صدا سیما در همراهی مردم چند صباحی سراغ تبلیغات نروند زیاد دوام نخواهد داشت و تضمینی وجود ندارد که به تحریمشان ادامه دهند بخصوص که ضمن از دست دادن فرصت شغلی متحمل ضرر مالی نیز می شوند. از همه مهمتر اینکه چنین تحریم کنندگانی متعلق به توده مردمند و ضرر احتمالی آنها به زیان مردم خواهد بود. خوب باید چگونه عمل کرد؟ پادر هوا و شعاری نمیتوان کاری به پیش برد. باید عیناً و بطور آنالیز و موشکافانه تشریح کرد و رهنمود داد تا مردم بدانند کارشان مؤثر بوده و در چنین حالتی است که به تحریمها ادامه خواهند داد و از کارشان لذت خواهند برد ولو اینکه متحمل مشکلاتی بشوند. خوب  چگونه؟

رهنمود های خود را ارائه کنید تا پس از جرح و تعدیل و جمع بندی، بصورت مجموعه ای راهبردی و عملی به همه پیشنهاد و ارائه و نهایتاً بدان عمل شود.